اختصاصی خرد و فرهنگ/گذری در «تئاتر نصر»، نخستین تماشاخانه تهران

تصویر تحریریه خرد و فرهنگ

تحریریه خرد و فرهنگ

چشم، چشم را نمی دید و چراغ های خیابان هم در سرما و کولاک و برف سوی زیادی نداشتند. با اینکه از سنگ فرش های لاله زار تنها تَلی از برف باقی مانده بود، اما هنوز ستاره های سرد و یخ زده از آسمون بر سر و صورتش فرو می ریخت. از سرما کلاهش را تا پایین ابروهایش پایین آورده و شال گردنش و سفت دور صورتش پیچیده بود؛ آن قدر که تنها دو تا چشم درشت صورتش نمایان بود که از سرما سرخ شده …

پالتوی بلند قهوه ای تنش کرده بود با چکمه های چرمی که راحت برف ها را له می کرد. طول خیابان که به نیمه ها رسید، بی درنگ از بین آن همه تئاتر و سینما و زرق و برق مستقیم رفت تو پاتوقش؛ «تئاتر نصر»

نخستین قدم را که برداشت، در دلِ تاریخ فرو رفت و چشم که باز کرد دید نیم قرنی از آن شب گذشته است و سالن تئاتر نصر به تاریخ پیوسته است.

پرده اول

نخستین تماشاخانه تهران

تئاتر نصر واقع در خیابان لاله زار، روبه روی کوچه بوشهری است که در مهر ماه سال ۱۳۸۱ توسط سازمان میراث فرهنگی ثبت ملی شده است. بنای تئاتر نصر برای اواخر دوره قاجار است .اصلا اگر هم تاریخ را نخوانیم و نپرسیم و ندانیم هم، با نگاهی به داخل بنا و آینه کاری ها و نقاشی ها و کاشیکاری ها به قدمت بنا پی می بریم.

تماشاخانه ای که به همت پدر تئاتر ایران” سید علی نصر” راه اندازی شد.

پرده دوم

خاکِ صحنه واقعی اینجاست

بیشتر هنرمندان صاحب سبک و اندیشه معتقدند که خاک صحنه خوردند تا به جایگاهی در بازیگری رسیدند.

اینجا همه چیز در غبارِ زمان فرو رفته؛ سکون است؛ گویی ساعت از حرکت ایستاده است. از روزنامه های قدیمی پاره و رنگ برگشته تا خاک اتاق گریم و کشوهایی که از این همه اتفاق دهانشان باز مانده و البته تارِ عنکبوت هایی که ضخامتش همچون بُن درختانِ کهنسال، سال های اسارتش در تاریخ را یادآوری می کند،خود نمایی می کند.

پرده سوم

سکوت صحنه

صندلی های کج و کوله و فرسوده سالن تئاتر در سکوت و تاریکی و گرد وخاک سالن فرو رفته است. دقایقی که بمانی با سوسوی چراغ بی رمق، حزن عجیبی سراپایت را فرا می گیرد.

در دلِ سکوت صحنه فریاد است. اصلا سکوت، بلندترین فریاد است؛ فریادِ ارواح تماشاچی پر و پا قرص صحنه!

پرده آخر…

تماشاخانه متروکه حالش خوب می شود ؟

قرار است این بنا موزه شود. چندسال است؛ اما خبری از راه اندازی موزه نیست و درهای تماشاخانه هم به روی تماشاچیان کماکان بسته است. بنابراین قرار بعدی ما شاید وقتی دیگر!

 

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط