اگر فرهنگ سیاسی را به دو بخش فرهنگ و سیاست تقسیم کنیم، در نخستین واژه شاخص های هویتی، سنت، ارزش ها و باورها را در می یابیم و در دومین واژه مؤلفه های علم سیاست مانند مشارکت سیاسی، قدرت سیاسی، مشروعیت، حکومت، احزاب و…
بنابراین فرهنگ سیاسی را نمی توانیم به عرصه سیاست ورزی محدود و از سوی دیگر آن را فقط در چارچوب شاخص های فرهنگ عمومی توصیف و تبیین کنیم.
فرهنگ سیاسی در واقع نظامی از عقاید تجربی، نهادهای معنوی و ارزش هایی است که شرایط پدید آمدن فعالیت سیاسی را تعریف می کند. بنابراین فرهنگ سیاسی از یک سو متناسب با تغییرات در ایستارها و ارزش ها در حوزه فرهنگ عمومی، قابل تغییر و بازتولید است و از سوی دیگر از زیر ساخت های اجتماعی و مبانی فرهنگی در هر جامعه تاثیر می پذیرد و بر شکل گیری رفتار سیاسی تأثیر می گذارد.
اما فرهنگ سیاسی در هر جامعه ای متناسب با فرهنگ عمومی آن، دارای ریشه ها و بنیادهای متفاوتی است. بیگانه ستیزی، دینداری، رفتار آمرانه، افراط گرایی و رفتارهای فرا قانونی از جمله این ریشه ها است که در جامعه سیاسی ایران نهادینه شده است.
این ریشه ها به تدریج مولد شاخص های فرهنگ سیاسی ایران شده است و البته مواردی چون افراط گرایی به عنوان یکی از ریشه های شکل گیری فرهنگ سیاسی در ایران امروزه خود به نماد و شاخصی از فرهنگ سیاسی ایرانیان تبدیل شده است.
در کنار افراط گرایی، شاخص هایی مانند: اسطوره سازی، خود ویرانگری، بی ثباتی در کنش های سیاسی و اجتماعی، رفتارهای هیجانی، توقع فراینده و کمال گرایی را می شود به عنوان نمادهایی از فرهنگ سیاسی ایران، نام برد.
همانگونه که پیشتر ذکر شد، فرهنگ سیاسی می تواند رفتارهای سیاسی مشخصی را در در نخبگان و عامه، تثبیت کند. به عنوان مثال افراط گرایی خود سبب افزایش شور و هیجان و جایگزینی آن به جای عقلانیت در جامعه می شود یا بی اعتمادی سبب افزایش تنش و ستیز در جامعه می شود.
اما از سوی دیگر برخی از بنیادها می تواند سبب ایجاد رفتارهای سیاسی متفاوتی شود که به عنوان نمادهایی از فرهنگ سیاسی ایران ما را به سمت و سوی توسعه سیاسی و همگرایی ملی سوق دهد. به عنوان مثال در حوزه دینداری و اسطوره سازی شاخص هایی مانند قهرمان پروری و شهادت طلبی می تواند در تقابل با رفتار آمرانه و مطلق گرایی در رفتارهای سیاسی تثبیت و توجه به منافع ملی و جمعی را جایگزین توجه به منافع فردی و گروهی کند.
در این زمینه نقش نخبگان و واکاوی فرهنگ سیاسی از سوی آنان به عنوان بستری برای شکل گیری رفتار سیاسی عامه قابل توجه و تأمل است. بدیهی است که ایجاد طرز تفکر در امر سیاسی، شناخت رویکردها و دیدگاه های حاکمان و افزایش توان تحلیل و فهم پدیده های سیاسی مسئولیتی است که با نمود پیدا کردن در رفتار سیاسی نخبگان، می تواند آسیب ها و شاخص های منفی فرهتگ سیاسی در ایران را به تدریج رفع کند. چرا که رفتار سیاسی عامه تحت تاثیر رفتار سیاسی نخبگان است.
نکته بنیادین در عرصه فرهنگ سیاسی با توجه به ریشه های آن در ایران این است که، نخبگان می توانند سبب تغییر ، اصلاح و بازتولید فرهنگ سیاسی در یک جامعه شوند و توجه این موضوع دررویدادهای فراگیر و سرنوشت ساز سیاسی مانند انتخابات، اهمیت و ضرورت بیشتری دارد.
هر گاه در آستانه انتخابی مهم در عرصه سیاست مانند انتخابات ریاست جمهوری هستیم، رفتار سیاسی ، به عنوان مؤلفه های تاثیر گذاردر سرنوشت مردم و بازتولیدی از فرهنگ سیاسی نهادینه شده در یک جامعه، تبدیل به متر و معیاری برای نشان دادن آسیب ها یا ارزش های آن فرهنگ سیاسی می شود.
اما اگر پیش از فرا رسیدن چنین رویدادهای تعیین کننده ای چون انتخابات ریاست جمهوری، به یک همگرایی و از سوی دیگر درک درست ریشه ها و شاخص های فرهنگ سیاسی در ایران برسیم، می توانیم به رفع شاخص های منفی در فرهنگی سیاسی و بازتولید رفتارهای سیاسی عقلانی و توسعه گرا، امیدواریم باشیم.




آخرین نظرات: