« وُیتِک»، کتابی به یاد خرس ایرانی قهرمان!

تصویر اکرم فراهانی

اکرم فراهانی

شاید اگر تصاویر مربوط به حضور یک خرس در جنگ جهانی دوم به ثبت نرسیده بود، باورِ اینکه خرس ایرانی سرباز ارتش لهستان شده و حتی به درجه سرجوخه ای هم رسیده، محالِ ممکن بود!

امروز با نگاهی دوباره به تاریخ و گذشته های دور می بینیم که هنوز هم داستان حضورِ این خرس جزو هیجان انگیزترین اتفاقات در جنگ جهانی دوم است و تازگی دارد.

خرسی که همراه با سربازان گلوله های جنگی توپ و مهمات و خمپاره ها را جا به جا می کرد و لهستانی ها نامش را “وُیتِک” به معنای “جنگجوی خندان” یا “کسی که جنگ را دوست دارد” نهادند.

خرس قهرمانی که علاوه بر اینکه سوژه یک کتاب شد؛ مجسمه های یادبود هم دارد و مهم تر اینکه یادبودی هم در در موزه جنگ جهانی دوم لاهیجان ایران دارد.

ماجرای عجیب حضور این خرس در جنگ، خواندنی است؛ با ما همراه باشید.

معامله خرس ایرانی با ۲ قوطی کنسرو

قصه شرکت خرس قهوه ای در جنگ جهانی دوم از کشور ما آغاز می شود؛ هنگامی که در سال ۱۹۴۲ میلادی سربازان لهستانی آن را به ازای ۲ قوطی کنسرو گوشت، معامله می کنند.

طرف معامله شان هم پسر بچه ای بوده در نزدیکی های همدان.

توله خرس از ایران می رود و همراه سربازان ارتش لهستان در نبرد مهم “مونته کاسینو” شرکت می کند.

چرا نام خرس «ویتک» شد ؟

سربازان لهستانی باید با کشتی از مصر به ایتالیا می رفتند و ورود حیوانات هم به کشتی ممنوع بود.

اما انقدر سربازان به این خرس وابسته شده بودند که در صدد کشیدن نقشه ای بر آمدند برای همراهی ویتک در کشتی.

تنها راه حل هم این بود که ویتک به خدمت ارتش در آید.

همفکری سربازان به نتیجه می رسد و از رئیس ستاد ارتش خود در مصر اجازه رسمی می گیرند تا خرس را به خدمتِ سربازی درآورند.

برای خدمت سربازی هم باید نامی برایش انتخاب می کردند و خلاصه اینکه درنهایت اسم “وُیتِک” را برایش ثبت می کنند و به اودرجه سرجوخه می دهند. ویتک از زبان اسلاوی باستان گرفته شده و به معنای “کسی که جنگ را دوست دارد” یا “جنگجوی خندان” است.

تنها ترس ویتک دریای طوفانی بود!

سرانجام ویتک هم مانند سایر سربازان وارد کشتی شد و در طول مسیر سر به سر سربازان می گذاشت.

سربازانی که تازه او را می دیدند گولِ مهربانی اش با سربازانی که رفیقش بودند را می خوردند و به او نزدیک می شدند تا نوازشش کنند و خوراکی به او بدهند که با آنها هم رفیق شود.

اما نزدیک شدن به او همانا و کُشتی و ضربه فنی شدن هم همانا!

ویتک اتفاقا منتظر بود تا غریبه ها به او نزدیک شوند؛ ملوان یا سربازی که پاورچین پاورچین به سمتش می آمد را در یک لحظه غافلگیر می کرد و به زیرِ زانو می گرفت و نقش بر زمینش می کرد.

این کار به معنای دعوت به بازی ای بود که خودش کارگردانی می کرد و در نهایت با همان حس بازیگوشی که داشت؛ سرباز را چپ و راست روی عرشه کِشتی می غلتاند.

“ویتک” در عین شجاعت در جنگ، تنها هراسش دریای طوفانی بود.

یکبار نزدیک جزیره “کِرِت” یونان دریا طوفانی و نا آرام شد و مخوف و خاکستری و ترسناک؛

و کشتی همچون تخته پاره ای روی موج های بیقرار، سوار.

حال ویتک هم مانند بقیه سرنشینان کشتی بد شد و ترسید. آن قدر که سرش را میان پنجه‌هایش گرفت؛ درست شبیه به آدمی که سر درد دارد؛ ناراحت بود و هرزگاهی هم ناله می کرد.

حتی خوراکی های مورد علاقه اش که میوه و مارمالاد و عسل بود را هم نمی خورد و گهگاهی تنها از کاسه اش آب می نوشید تا اینکه دریا آرام گرفت و خورشید از پس ابرها بالا آمد و هوا هم آفتابی و گرم شد.

با نمایان شدن قرص طلایی و نور و طراوت و امیدش، ویتک هم مانند روزهای قبلش شد.

خوراکی می خورد و بازی می کرد و کُشتی می گرفت و البته سیگار هم می کشید که از علاقش بود!

وقتی کشتی به ایتالیا رسید، بازیگوشی ویتک دوباره گل کرد و با شادی روی خشکی پرید و شروع کرد به آزار و اذیتی که برایش جنبه سرگرمی و تفریح را داشت.

اینکه تا پایش به خشکی رسید؛ نخستین کارش ترساندن اسب‌ها و الاغ‌هایی بود که آن نزدیکی ها بودند! و لذت برد!

کارگران ایتالیایی هم که در بندر کار می‌کردند با دیدن “ویتک” با شادمانی و حیرت‌ تماشایش می کردند و با تعجب می گفتند: “چه خرس بزرگی!”

مسئولیت پذیری ویتک در میدان نبرد

“ویتک” سربازی وفادار و مسئولیت پذیر در جنگ بود.

خرسی که برایش خطر مهم نبود و از صدای انفجار نمی هراسید و حتی یکبار هم جعبه مهمات از دستش رهانشد!

شاید بتوان از این خرس به عنوان یکی از وفادارترین سربازان جنگ جهانی یاد کرد؛ خرسی که در طول جنگ در میان سربازان محبوبیت زیادی داشت و او را خوش یمن می دانستند.

کتابی  به یاد ویتک 

کتاب «ویتک، خرس قهرمان» نوشته «ویسلاو لاسُتسکی» و ترجمه “آنا مارچینوفسکا” در ایران منتشر شده است.

“آنا” این کتاب را از لهستانی به فارسی ترجمه کرده؛ او در سال ۱۹۸۲ در لهستان متولد شد و فارغ‌التحصیل رشته ایران‌شناسی دانشگاه “یاگیلونی کراکوف” و همچنین رشته موسیقی است.

“ویسلاو لاسُتسکی” قصه را از زمانی آغاز می کند که سربازان گروهان بیست‌ودوم توپخانه ارتش لهستان در بحبوحه جنگ جهانی دوم در حال عبور از خاک ایران بودند.

آنها “ویتک” را که توله‌خرس کوچکی بوده از پسربچه ای در نزدیکی همدان با دو قوطی کنسرو معاوضه و یواشکی و دور از چشم فرمانده‌هایشان با خود همراه می کنند.

خرسی که پس از مدتی به عنوان نمادی از خوش‌یمنی در همه واحدهای مستقر در آن حوالی شناخته شد و به‌ شکل رسمی به عضویت گروهان ۲۲ پشتیبانی توپخانه ارتش لهستان در آمد.

یادبود “ویتک خرس سرباز” در موزه جنگ جهانی دوم لاهیجان

موزه جنگ جهانی دوم ونگارد در شهر لاهیجان که یکی از مهمترین اماکن توریستی لاهیجان است اسناد، تصاویر و یادگارهای مربوط به کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم و حتی اسناد مربوط به ایران در این دوره تاریخی را در معرض تماشای بازدیدکنندگان قرار داده و شخصیت های سیاسی و نظامی خارجی که به این شهر سفر می کنند با بازدید از این موزه شگفت زده می شوند.

در این موزه مجسمه یادبودی از “خرس سرباز ویتک” به عنوان یکی از نمادهای شگفت انگیز در جنگ جهانی دوم هم قرار دارد.

تصویر ویتک نماد گروهان ۲۲ توپخانه ارتش لهستان شد

فرماندهی ارتش که پی به محبوبیت “ویتک” برده بود ، تصویر خرسی که حامل یک گلوله توپ جنگی است را به عنوان نماد گروهان ۲۲ توپخانه ارتش لهستان برگزید.

جنگ به پایان رسید و سربازان قرار گذاشتند تا زمان بازپس‌گیری استقلال لهستان “ویتک” را موقتاً به باغ وحش شهر “ادینبرا” در اسکاتلند بسپارند؛ اما لهستان سال‌ها در تصرف شوروی سابق باقی ماند و سرانجام “ویتک” هم در باغ وحش مرد.

هرچند سربازانی که رفیقش بودند گاهی به او سر می زدند و برایش سیگار می بردند اما بی شک تنهایی و زندگی در باغ وحش تاثیر خوبی روی “ویتک” نداشت!

او از زندگی در هیاهو و شورِ جنگ با سربازانی که رفقایش بودند به محیطی منتقل شده بود که مجبور بود تا در انزوا بسر ببرد.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط