تحصیلات عالی همواره یکی از بسترهای توسعه در مصادیق مختلف آن است. در حوزه فرهنگ، اقتصاد، سیاست و … همواره پیشرفت و توسعه از نظریه پردازی شروع می شود و در عرصه عمل خود را نشان می دهد. در این مسیر دانشگاه مهم ترین عامل برای پرورش استعدادهای بالقوه در عرصه علم و نظریه پردازی است. به عبارت دیگر اگر میان علم و دانش از نظر واژه شناسی تفاوتی قائل شویم،عرصه علم را می توانیم تخصصی ترین و عمیق ترین حوزه برای فهم پدیده ها و پدیدارها بر مبنای معیارها و مؤلفه های مشخصی بدانیم که مورد پذیرش دانشمندان و پژوهشگران است و پس از آن عرصه دانش است که جنبه ای عام تر به خود می گیرد.
بحران بی پایانی که در زمینه تولید علم و نظریه پردازی در دانشگاه ها به ویژه در این دو دهه در کشور ایجاد شده است، بی توجهی به عرصه نظریه پردازی و علم آموزی به ویژه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری است.اما نقطه اوج این بحران پذیرش و انتشار مقالات دانشجویان در مقاطع تحصیلی یاد شده به ویژه مقطع دکتری است. پذیرش یا چاپ مقالات علمی که برگرفته از پایان نامه و رساله های کارشناسی ارشد و دکتری است، حداقل در دو دهه اخیر، برای فارغ التحصیلان این مقاطع تحصیلی به یک معضل تبدیل شده است. نیازی به آمار و ارقام نیست و با یک مطالعه میدانی، کافی است با چند دانش آموخته تحصیلات تکمیلی به وِیژه دکتری گفت و گویی کوتاه داشته باشیم تا زبان به شکوه بگشاید و از فرآیند پیچیده پذیرش و انتشار مقالات علمی برای ما بگوید.
ضرورت انتشار حداقل دو مقاله علمی برای دانشجویان دکتری به عنوان شرط لازم برای دفاع، آن هم در فصلنامه هایی با درجه الف که تعدادشان بسیار کم است، به درآمدی ثابت برای مؤسسات و افرادی تبدیل شده است که در شرایط سخت اقتصادی کنونی، هزینه سنگینی را برای چاپ مقالات بر دانشجویان دکتری تحمیل می کند.
البته سال گذشته رییس دانشگاه آزاد اسلامی خبر از حذف ضرورت انتشار مقاله و جایگزینی آن با کنفرانس برای دانشجویان دکتری داده بود. در گپ و گفتی که با برخی از دانشجویان دکتری داشتیم، مشخص شد هنوز این موضوع دارای ابهام زیادی است و در بسیاری از واحدهای دانشگاه آزاد اجرایی نشده است. مسئله اصلی این است که آیا انتشار این مقالات می تواند معیار درست و ارزشمندی برای سنجش سطح بالای سواد علمی و فهم یک دانشجوی دکتری در زمینه رساله اش باشد یا صرفا ابزاری است برای گرفتن مدرک؟
نکته غم انگیزتر آنکه، وقتی این مقالات با همه مشکلات چاپ می شود، در عرصه عمل مورد استفاده کارگزاران و مدیران ارشد در عرصه های مختلف تحقیقاتی، صنعتی، حکمرانی و اجرایی قرار نمی گیرد.
اما آنچه در این عرصه برای همه ما بیشتر قابل توجه و مشاهده است، تآثیر دو عامل بنیادین در پذیرش مقالات دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. اول الزام ارتباطات عمیق و غیر علمی و دوم اجباردر پرداخت هزینه های بالا! وقتی پای صحبت دانشجویان دکتری می نشینیم این عبارت تکراری را بارها می شنویم:«حتی اگرمقاله ما از نظر روش شناسی و مبانی نظری و تحلیلی و تبیین در سطح بالایی باشد نیاز به سفارش دارد». البته این موضوع در همه رشته ها و دانشگاه ها عمومیت ندارد. اما حتی اگر چند مورد نیز مشاهده شود باز هم نشان دهنده یک کاستی و نقص بزرگ در فرآیند پذیرش مقالات دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری است.
در هر حال ضرورت پذیرش یا انتشار حدالق یک مقاله علمی دارای نمره 3 پیش از دفاع در کنار اما و اگر های پذیرش مقاله و مبالغی که برای داوری و اصلاح آن اخذ می شود، دانشجویان دکتری را به شرایط استیصال رسانده است. به طوری که دانشجو به جای تمرکز بر رساله خود باید با موانع و سخت گیری های افراطی در پذیرش و انتشار مقالات در فصلنامه های مورد تایید وزارت علوم دست و پنجه نرم کند.
از همه این ها که بگذریم بازار داغ رساله نویسی و پذیرش مقاله و حتی فروش مدرک دکتری بحران را پیچیده تر می کند.کمتر تحصیلکرده مقطع دکتری را می شناسیم که در این سال های اخیربا ارسال پیام هایی از طریق پست الکترونیک و… در زمینه نگارش رساله و پذیرش مقالات در فصلنامه های علمی- پژوهشی مواجه نشده باشد. اگر این سلسله معضلات را در عرصه تحصیلات تکمیلی کنار هم بگذاریم، در می یابیم که این نوع آموزش که دغدغه در آن به جای آنکه را دانسجو را مشغول اثبات فرضیه های مورد نظرش در پایان نامه ورساله کند، در گرداب فرایند پیچیده پذیرش مقالات سردرگم و بی رمق می کند.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…
کوتاه اینکه، اگر دلیل توسعه و گسترش نظام آموزشی این است که علم فراگیر شود و مبنایی برای پیشرفت و توسعه یک جامعه شود، سخت گیری های بیهوده و بدون معیارهای علمی در فرآیند پذیرش مقالات آن هم بدون حمایت از دانشجو و رها کردن آن میان سیلی از تبلیغات و ارتباطات و دغدغه های حاشیه ای، نمی تواند برای جامعه ما کارگشا باشد. کما اینکه تا کنون نیز چنین بوده است.
بدیهی است علاقه گسترده به تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری را نمی توانیم نقطه ضعف بدانیم که البته در این مورد نیز پرسش ها بسیار است. مثلا اینکه چرا در جامعه ما به ویژه در این یک دهه اخیر واژه دکتر اینچنین ارزشمند شده است و با کمی اغراق و بهره گیری از زبان طنز، گروهی دکترهستند و گروهی دوست دارند دکتر شوند و گروهی در حال دکتر شدن هستند. پرداختن به این مسئله زمان زیادی می طلبد. اما حداقل باید در چنین موج فراگیر برای گرفتن مدرک دکتری مکانیسمی ایجاد شود که فرآیند پذیرش و انتشار مقالات متناسب با ارزش نظریه، میزان نو آوری، خردورزی و کارکرد آن سنجیده شود، نه از طریق ارتباطات غیرعلمی و هزینه های تحمیلی که انگیزه و شور دانشجوی تحصیلات تکمیلی را برای تحصیل علم و پژوهش کم کند.




آخرین نظرات: