در این گزارش یادی شد از ادیبانی در سال ۱۴۰۴ جان خود را از دست دادند و تا پایان زندگی بشریت در آثار خود ماندگار شدند.
به گزارش ایرنا، وقتی صدای قدمهای سال نو را به گوش میرسد، به این معنی است که روزهای تازه در راهند، تمیزکردن خانه یکی از آداب ایرانیان است، اما سالی که گذشت فقط از عمر افراد کم نکرد، بلکه برخی ادیبان و پژوهشگران در سال ۱۴۰۴ درگذشتند و این روزها آثار آنها است که میتواند مامنی برای دوستداران آنها و همچنین ادبیات باشد.
در این گزارش نگاهی به ادیبانی شد که جامعه فرهنگی در سالی که گذشت آنها را از دست داد:
شیرین مهدوی (خازنی)، نویسنده و تاریخپژوه متخصص در تاریخ دوره قاجار ۲۳ فروردین در سن ۵۸ سالگی درگذشت.
شیرین مهدوی دانشآموخته دانشگاه یوتا بود و دکتری خود را از دانشگاه علوم اقتصادی و سیاسی لندن (ال.اس.ای) دریافت کرد و سالها در دانشکده علوم اجتماعی تهران و دانشگاه یوتا آمریکا تدریس میکرد.
زندگینامه حاج محمدحسن امینالضرب یکی از آثار اوست که براساس رسالۀ دکتری او نوشته شده بود و در سال ۱۹۹۹ میلادی با عنوان For God, Mammon, And Country: A Nineteenth-century Persian Merchant, Haj Muhammad Hassan Amin Al-zarb به چاپ رسید.
رفتن ناگهانی روزبه کیائیان مدیر پخش انتشارات چشمه
روزبه کیائیان مدیر پخش انتشارات چشمه دوشنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۴ به علت ناراحتی ریوی درگذشت.
روزبه کیائیان دومین فرزند حسن کیائیان مدیرمسئول انتشارات چشمه بود که از سال ۱۳۷۷ به کار و کسب پدرش در نشرچشمه پیوست. او مسئولیت توزیع کتابهای نشرچشمه به فرشگاههای کتاب را بر عهده داشت. از جمله فعالیتهای صنفی او میتوان به ریاست کمیسیون بازرسی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اشاره کرد.
شیوا ارسطویی، نویسنده معاصر، روز چهارشنبه هفدهم اردیبهشت در گذشت. شیوا ارسطویی، در سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد و از آثار او میتوان به رمانهای «آفتاب مهتاب»، «او را که دیدم زیبا شدم» و «بیبی شهرزاد» و مجموعه داستان «آمده بودم با دخترم چای بخورم» اشاره کرد.
او در چند فیلم بهعنوان مشاور کارگردان فعالیت داشته و بازیگری در چند فیلم کوتاه را تجربه کرده است.
درگذشت نویسنده داستانهای فقرا
ابراهیم رهبر متولد ۱۳۱۷ در صومعهسرا، ۲۸ اردیبهشت درگذشت. او از نویسندههای ایرانی دهه ۱۳۴۰ بود. وی دانشآموخته رشته زمینشناسی (۱۳۴۴) و بازنشسته وزارت کشاورزی (۱۳۵۹) و به کشورهای مختلفی از جمله آلمان مسافرت کردهبود.
او پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل در رشته زمینشناسی راهی دانشگاه تهران شد. همزمان با تحصیل در دانشگاه به معلمی پرداخت و در دهه ۴۰ نخستین داستانهایش در مجلاتی نظیر «آرش»، «نگین»، «طرفه»، «سخن» و «هنر و اندیشه» منتشر شد.
در همین ایام نخستین کتاب ابراهیم رهبر با نام «مهربانان و سهنمایشنامه دیگر» به چاپ رسید. رهبر در داستانهایش به مساله فقر و نابرابریهای اجتماعی، تاریخ معاصر، فرهنگ عامه و کودکان فرودست، کارگرپیشه و روستایی توجه ویژه داشت.
همزمان با تشکیل کانون نویسندگان ایران، ابراهیم رهبر به عضویت آن درآمد. او در سال ۱۳۴۹ فعالیت خود را با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد.
رهبر در سال ۱۳۵۲ بهسبب فعالیتهای سیاسی و در ارتباط با اندیشههای چپ، دستگیر و زندانی شد و پس از زندان، درخواست استخدام در وزارت فرهنگ و هنر نیز با رد صلاحیت مواجه شد. ابراهیم رهبر ازآنپس به انزوا و عزلتی خودخواسته روی آورد و از حضور در مجامع ادبی و فرهنگی امتناع ورزید.
از ابراهیم رهبر آثاری نظیر «چاپ آخر زندگی»، «در شهری کوچک»، «شاهد رسمی»، «من در تهرانم»، «نام کسما»، «مهربانان و سه نمایشنامهی دیگر»، «نونو و چهار نمایشنامهی دیگر»، «سوگواران»، «دود و آه» بهچاپ رسیده است.
مترجم «دنیای سوفی» رفت
حسن کامشاد متولد ۱۳۰۴ در اصفهان بود و طی چند دهه فعالیت با ترجمه آثار مهمی در حوزه تاریخ، فلسفه و ادبیات، جایگاه ویژهای در میان اهالی فرهنگ و اندیشه یافت. از جمله آثار او میتوان به ترجمه کتابهای «قبله عالم»، «تاریخ چیست؟» و «دنیای سوفی» اشاره کرد. وی دوم خرداد در لندن درگذشت.
کامشاد پس از حدود چهل سال ترجمه، اغلب کتابهایی را برای ترجمه انتخاب میکرد که خودش از خواندنشان لذت برده باشد و بخواهد تا دیگران را نیز شریک این لذت کند. زبان و لحن او در ترجمه ساده و روان بود. به همان میزان که سعی میکرد لحن متن ترجمه را به لحن متن اصلی نزدیک نگه دارد، به همان میزان به نزدیک بودن زبان به خواننده توجه داشت. به عقیده او ترجمه لغت به لغت باعث گنگ شدن و از بین رفتن معنای موردنظر نویسنده میشود؛ مترجم بهتر است معنای جمله را با حفظ لحن نویسنده به فارسی ترجمه کند و در عینحال نکاتی را نیز رعایت کند.
دقت و ریزبینی کامشاد در ترجمه، او را به یکی از ماهرترین و معتبرترین مترجمان تبدیل کرد. او در سال ۱۳۸۶ کتابی با عنوان «مترجمان، خائنان» منتشر کرد و در این کتاب به بحث درباره ترجمه و مترجمان پرداخت.
کتاب دو جلدی «حدیث نفس» نیز خودزندگینامهنوشت کامشاد است که در سالهای ۸۸ و ۹۲ توسط نشر نی چاپ شد و او در آنها به بازگویی خاطرات، فعالیتها، گفت وگوها و رفتوآمدهایش با دوستان، از کودکی تا سالخوردگی پرداخته است.
درگذشت نویسنده «مردی که شهرش را گم کرده بود»
زهره حاتمی داستاننویس و از شاگردان قدیمی صفدر تقیزاده بعد از مدتی درگیری با بیماری سرطان ۱۷ خرداد در سن ۷۰ سالگی در امریکا درگذشت.
حاتمی متولد ۱۳۳۴ بود، نخستین داستان کوتاه وی سال ۱۳۶۶ در کتاب سخن منتشر شد. چند سال در سینما و تلویزیون مشغول فعالیت شد و آخرین کتاب او «با حافظ در آلاسکا» سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات مروارید وارد بازار نشر شد.
اولین داستان کتاب یعنی «با حافظ در آلاسکا» داستان زنی است که وطن خود یعنی ایران را در غربت همراه خود حمل میکند. وطنی که گاه در یک جلد دیوان حافظ جای میگیرد و گاهی فقط در چند کلمه فارسی حرف زدن و گاهی در مناظر آلاسکا و مقایسه منظره آلاسکا با شبیه آن در ایران.
در تمام داستانهای زهره حاتمی زنانگی موج میزند، حتی وقتی جای شخصیتهای اصلی داستان را مردها میگیرند، بازهم مضمون دردهای زنانه است. مهاجرت، غربت، زن بودن، پیری، مرگ و… مضمون اصلی داستانهای زهره حاتمی است که با سوژههایی بسیار متفاوت و در فضا و زمانهایی بسیار دور از هم بیانشان میکند.
هنر قلم زهره حاتمی با داستان «مردی که شهرش را گم کرده بود» به رخ کشیده میشود. داستانی که به سبک حکایتهای کهن نوشته شده است. از مضمون داستان گرفته تا لحن راوی، از آرزوی شهر رفتن شخصیت تا جنون و جنس قصهگویی داستان. رعایت تمامی این نکات و دقت و نکتهبینی، همه و همه باعث شده تا این داستان برای خواننده بسیار جذاب و شیرین پیش برود و نتواند پایانی را برای آن حدس بزند.
درگذشت استاد زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران
سیدابراهیم دیباجی، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات عرب ۲ مرداد در ۸۹ سالگی از دنیا رفت.
دیباجی متولد ۱۳۱۵، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران بود، او از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۵، در لغتنامه دهخدا بررسی فرمهای مولفان را برعهده داشت و نیز از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۶، در بخش بررسی و تحقیق کتابخانه مجلس شورا به فهرستنگاری کتابهای خطی و پژوهش اشتغال یافت.
در سال ۱۳۴۹، به کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دعوت و به عنوان کارشناس کتابهای فارسی و عربی مشغول کار شد، دیباجی که دارای تحصیلات حوزوی بود، در سال ۱۳۵۰، مربی گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده شد و در سال ۱۳۶۰، از دانشگاه بیروت دکترا گرفت.
درگذشت چهرههای فعال ادبی
مریم حسینیان نویسنده بعد از یک دوره بیماری، جمعه ۱۰ مرداد در ۵۰ سالگی درگذشت. حسینیان نویسنده و همسر مهدی یزدانیخرم نویسنده و روزنامهنگار بعد از یک دوره بیماری در ۵۰ سالگی درگذشت.
حسینیان، یکم فروردینماه سال ۱۳۵۴ در شهر مشهد به دنیا آمد. وی ابتدا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهای غیر مرتبط با فضای نویسندگی سپری کرد و مهندسی خاکشناسی را برای تحصیل انتخاب کرد. اما پس از آن، تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را آغاز و مدرک کارشناسی آن را دریافت کرد. حسینیان پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه پیام نور شهر مشهد، به فعالیت در مطبوعات و نشریههای ادبی این شهر پرداخت. اما رویای دیرینه او نویسندگی بود و همواره مسیر اصلی خود را در این حرفه جستوجو میکرد. پس از تلاشهای متعدد، سرانجام حسینیان در سال ۱۳۷۹ موفق شد اولین اثر ادبی خود را منتشر کند. این کتاب «حتی امروز هم دیر است» نام داشت.
این نویسنده ایرانی در انجمن ادبیات داستانی خراسان، از چهرههای فعال بوده و طی سالهای فعالیت حرفهای خود، در زمینههایی مانند برگزاری کارگاههای داستانی، مشارکتهای ویژهای داشته است.
حسینیان با یزدانیخرم که نویسندهای شناختهشده محسوب میشود، ازدواج کرد.
کتاب «نئوهاوکینگها: یا سازش با سوراخهای جوراب مورچه»، «بانو گوزن» و «بهار برایم کاموا بیاور» از آثار به جا مانده از این نویسنده است.
نقش موسی اسوار در پیوندزدن ادبیات فارسی و عربی
موسی اسوار ادیب و مترجم صاحب نام و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی پس از تحمل دورهای بیماری، سوم شهریور دار فانی را وداع گفت.
اسوار متولد سوم مرداد ۱۳۳۲ بود و در پی دورهای بیماری دیشب جان به جانآفرین سپرد. وی ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و مدیریت گروه ادبیات تطبیقی فرهنگستان را برعهده داشت.
موسی اسوار بیش از چهار دهه به ترجمه آثار ارزشمند ادبیات عربی به فارسی پرداخت و نام خود را به عنوان یکی از مترجمان برجسته این حوزه ماندگار ساخت. او با تسلطی کمنظیر بر زبان عربی و فارسی، آثاری از شاعران و نویسندگان بزرگی چون محمود درویش، «آخر شب»، «اگر باران نیستی نازنین، درخت باش» نزار قبانی، «تا سبز شوم از عشق»، غسان کنفانی، «تا هر وقت که برگردیم» و جبران خلیل جبران، «ماسه و کف»، «عیسی پسر انسان»، «پیامبر و باغ پیامبر»، را به فارسی برگرداند.
علاوه بر این، او آثاری در حوزه اندیشه اسلامی و متون کلاسیک نیز ترجمه و ویرایش کرد؛ از جمله صحیفه سجادیه، آثار سید موسی صدر، اشعار عربی سعدی، و نوشتههای طه حسین. این ترجمهها و ویراستاریها، بخشی مهم از میراث فرهنگی ایران معاصر را شکل دادهاند.
در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ موسی اسوار به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد و مدیریت گروه ادبیات تطبیقی این نهاد را بر عهده گرفت. این جایگاه، نشانهای از اعتبار علمی و فرهنگی او در جامعه ادبی ایران بود.
استاد موسی اسوار ۷۲ سال زیست و در این مدت، نقشی درخشان در پیوندزدن ادبیات فارسی و عربی ایفا کرد.
کوچ سیروس پرهام به امامزاده طاهر کرج
سیروس پرهام منتقد ادبی به شیوه غربی و نیز از نخستین ویراستاران کشورمان ۲۴ شهریور بر اثر کهولت سن درگذشت.
سیروس پرهام ۲۴ شهریور در ۹۷ سالگی درگذشت. وی از اولین کسانی بود که به شیوه نقد ادبی غربی به نقدنویسی پرداخت. کتاب «رئالیسم و ضد رئالیسم» وی به همراه «مکاتب ادبی»، نوشته رضا سیدحسینی، از نخستین آثار در نوع خود و مدتها مرجع نویسندگان ایرانی بود. پرهام همچنین از نخستین ویراستاران ایرانی و ویراستار مؤسسه انتشارات فرانکلین (علمی و فرهنگی امروز) بود.
پرهام به عنوان پیشکسوت ویراستاری ایران در یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ به همراه مهدی قنواتی و مهناز مقدسی، انجمن صنفی ویراستاران را تاسیس کردند.
به گفته همسر سیروس پرهام بر اساس وصیت آن مرحوم، پیکرش در صحن امامزاده طاهر کرج آرام خواهد گرفت.
درگذشت فرزند «جبار باغچهبان»
ثمینه باغچهبان نویسنده آثار کودک و نوجوان و فرزند «جبار باغچهبان» ۲۶ شهریور در سن ۹۷ سالگی دار فانی را وداع گفت.
ثمینه باغچهبان، نویسنده مطرح آثار کودک و نوجوان در سن ۹۷ سالگی دار فانی را وداع گفت. وی ۵ فروردینِ ۱۳۰۶ در تبریز متولد شد، در سال ۱۳۴۱ در پی تاسیس شورای کتاب کودک، فعالیت خود را در آن جا آغاز کرد و دو کتاب «پل چوبی» و «نوروزها و بادبادکها» به قلم او از کتابهای برگزیده شورای کتاب کودک است.
از کارهای شایان توجه ثمینه باغچهبان که با کمک یونیسف انجام پذیرفت، ارائه ترانه فولکلوریک «دویدم و دویدم» در قالب کتاب و تهیه ویدئوی آن به زبان اشاره است که پلی بین کودکان ناشنوا و شنوا شد. این کتاب به زبان انگلیسی و اسپانیایی برگردان شده است.
او در معرفی فعالیتها و پیشرفتهای چشمگیر ایران در زمینه توانبخشی ناشنوایان در کنفرانسهای جهانی، نوشتن کتابهایی درباره آموزش و پرورش ناشنوایان، آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و برگردان آثاری در زمینه آموزش ناشنوایان، اختلالات گفتاری و ناگویایی به زبان فارسی نقشی بسیار موثر داشت.
در سال ۱۹۷۷ از سوی Clarke School Fellowship For The Middle East USA یک بورس تحصیلی به نام ثمینه باغچهبان نام گذاری شد.
از دیگر آثار او میتوان به کتابهای «جم جمک برگ خزون» ، «آفتاب مهتاب چه رنگه» و کتاب «روشنگر تاریکیها», درباره پدرش جبار باغچهبان اشاره کرد.
کامران فانی کتابشناس نامدار درگذشت
کامران فانی فهرستنویس و کتابشناس نامدار شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ بعداز طی یک دوره بیماری در بیمارستان سینا در تهران دار فانی را وداع گفت.
اواسط مهرماه ۱۴۰۴ خبر حضور کامران فانی، فهرستنویس و کتابشناس نامدار، در مرکز نگهداری سالمندان کرج منتشر شد. این خبر نگرانی بسیاری از چهرههای فرهنگی را در پی داشت. با پیگیری و تلاش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چند نهاد دیگر، ازجمله سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مقدمات انتقال استاد کامران فانی به بیمارستان برای بررسی وضعیت جسمانی وی انجام شد.
کامران فانی، فهرستنویس و کتابشناس شناخته شده، ۲۵ فروردین سال ۱۳۲۳ در قزوین چشم به جهان گشود.
برخی از آثار وی عبارتند از «سرعنوانهای موضوعی فارسی» «ردهبندی تاریخ ایران» «ردهبندی فلسفه اسلامی» «فرهنگ موضوعی قرآن مجید» «جنگ جهانی اول و دوم» «دایرهالمعارف تشیع (نویسنده و ویراستار)» «دانشنامه کودکان و نوجوانان» «علم در تاریخ» «جان برنال (ترجمه)» «زردشت» «سیاستمدار یا جادوگر؟» «هنینگ (ترجمه)» «سلوک روحی بتهوون» «سالیوان (ترجمه)» «خطابه پوشکین» «داستایوفسکی (ترجمه)» «مرغ دریایی» «آنتوان چخوف (ترجمه)» «آدمهای ماشینی: روباتها» «کارل چاپک (ترجمه)» «موش و گربه» «گونتر گراس (ترجمه)».
بیضایی در روز تولدش دار فانی را وداع گفت
بهرام بیضایی کارگردان و نویسنده سینمای ایران شامگاه ۶ دی درگذشت. بیضایی سینماگر مطرح ایرانی در سن ۸۷ سالگی در روز تولدش دار فانی را وداع گفت.
بهرام بیضایی متولد پنجم دی ۱۳۱۷ نویسنده و کارگردانِ ایرانی فیلم و نمایش بود.از کارهای دیگرش میشود تدوین و تهیهٔ فیلم، شاعری، مقالهنویسی، ترجمه چند نمایشنامه، پژوهشِ تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد.
بیضایی از فیلمسازان صاحبِ سبک و معتبر و از نویسندگان و متفکران برجسته نمایش و ادبیاتِ نوین فارسی بهشمار میرود. بعضی از نمایشنامههایش به زبانهای دیگری ترجمه و در آسیا و اروپا و آمریکا و استرالیا چاپ و اجرا شده است.
ده فیلم بلند و چهار فیلمِ کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنههای شهرهای مختلف ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمده کارنامه هنری بیضایی را تشکیل میدهد. بسیاری از اهل نظر نمایشنامه و نمایش و فیلمِ مرگ یزدگرد را شاهکار او دانستهاند.
بهرام بیضایی آثاری چون «باشو غریبه کوچک»،«مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «کلاغ»، «سفر»، «مسافران»،«شاید وقتی دیگر»،«سگکشی» را کارگردانی کرده بود.
این سینماگر نمایشنامه های متعددی از جمله نمایشنامههایی همچون «پهلوان اکبر میمیرد»، «مرگ یزدگرد»، «فتح نامه کلات»، «هشتمین سفر سندباد»، «ندبه»، «سهراب کشی» و «سلطان مار» را در کارنامه داشت.
جلالیان شاعر بود
عبدالحسین جلالیان شاعر و حافظپژوه ۱۸ بهمن در ۹۷ سالگی درگذشت. جلالیان متولد یکم فروردین ۱۳۰۷ در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ درگذشت. او در یزد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند و تحصیلات عالیه را در رشتۀ داروسازی و تخصّص امور آزمایشگاهی طبی در دانشگاه تهران به پایان رساند. آنگاه در وزارت بهداری استخدام شد و تا پایان خدمت اداری در یزد به کارهای آزمایشگاهی اشتغال داشت.
و «جلالی» تخلص میکرد. مجموعه اشعار او که بالغ بر پنج هزار بیت است، با نام «پلههای سنگی» به چاپ رسیده است. شهرت شعری او بیشتر به سبب شعرهای فکاهی است که در قالبهای غزل و ترجیعبند به لهجه یزدی سروده است. جلالیان شرحی در چهار جلد بر دیوان حافظ نوشته که با نام «شرح جلالی» منتشر شده است.
«مثنوی بهروز و بهرام»، «ده ابرمرد بزرگ تاریخ ایران»، «نینواز اول» (احوال شمس تبریزی و سخنان او به شعر)، «در رکاب حافظ» و «گف مف» از دیگر آثار عبدالحسین جلالیان است.
علی باباچاهی پس از دورهای بیماری بر اثر ایست قلبی رفت
علی باباچاهی شاعر و منتقد ادبی امروز دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ پس از دورهای بیماری براثر ایست قلبی در بیمارستانی در کرجدر ۸۳ سالگی درگذشت. او متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر بود.
«در بیتکیهگاهی»، «جهان و روشناییهای غمناک»، «از نسل آفتاب»، «صدای شن»، «از خاکمان آفتاب برمیآید»، «آوای دریامردان»، «منزلهای دریا بینشان است»، «نم نم بارانم»، «عقل عذابم میدهد»، «قیافهام که خیلی مشکوک است»، «رفته بودم به صید نهنگ»، «پیکاسو در آبهای خلیج فارس»، «فقط از پریان دریایی زخم زبان نمیخورَد»، «هوش و حواس گُل شببو برای من کافیست»، «گُلِ بارانِ هزار روزه»، «دنیا اشتباه میکند»، «بیا گوشماهی جمع کنیم»، «به شیوه خودشان عاشق میشوند»، «باغ انار از اینطرف است»، «در غارهای پُر از نرگس»، «این کشتی پراسرار»، «اتاق بر آب راه میروم»، «قشنگی دنیا به همین است»، «آدمها در غروب اسم ندارند» و «آئورا و دیگران من» از مجموعه شعرهای او هستند.
درگذشت جانبازی که هیچ وقت از این موقعیت استفاده نکرد
محمدعلی مقدمفر مدیر انتشارات فکر روز پس از تحمل یک دوره بیماری سرطان هفتم اسفند ۱۴۰۴، فوت کرد.
محمدعلی مقدمفر متولد سال ۱۳۴۱ بود، این ناشر بعد از طی یک دوره بیماری سرطان و مبارزه با بیماریهای مختلف درگذشت. او هشت سال در جبهه از وطن دفاع کرد، اما هیچوقت بعد از جنگ از آن یاد نکرد، به دانشگاه رفتند و بعد از فارغالتحصیلی به کار نشر و ادب پرداخت، در حالی که هنوز زخمهای جبهه را بر تن داشت.
درگذشت مولف کتابهای دستور زبان فارسی
غلامرضا ارژنگ پژوهشگر و از دبیران و چهرههای موثر آموزش زبان فارسی ۸ اسفند در ۸۹ سالگی درگذشت. او پژوهشگر و مؤلف کتابهای دستور زبان فارسی و آیین نگارش دورههای راهنمایی و دبیرستان، متولد دوم آذرماه ۱۳۱۵ در قم بود.
دستور زبان فارسی، آیین نگارش، نگارش و سخنوری، دستور زبان فارسی، پنج گفتار دستوری، فرشتهٔ گندمزار و سیمرغ آفتاب، نگارشی از قصاید و غزلیات سعدی، آتشکده خاموش، شیوه نگارش فارسی، ویرایش زبانی برای نثر فارسی امروز، گردآوری هزار و یک غزل شورانگیز از چهارصد شاعر کهن و معاصر، زبان و ادب فارسی فارسی عمومی دانشگاهها و شیوهنامه رسمالخط فارسی برای کتابهای درسی و انتشارات آموزشی از جمله آثار ارژنگ است.
درگذشت مصحح شاهنامه
جلال خالقیمطلق ادیب، ایرانشناس و بزرگترین شاهنامهپژوه معاصر، نهم اسفندماه ۱۴۰۴ درگذشت. خالقیمطلق، با بیش از نیمقرن پژوهش و ارائه بهترین تصحیح «شاهنامه»، تاثیر شگرفی بر تاریخ زبان و ادب پارسی گذاشت.
تدریس در دانشگاه هامبورگ آلمان و قائممقامی بنیاد فردوسی، از جمله سوابق برجسته این استاد فقید است.
جلال خالقیمطلق، ادیب، پژوهشگر و شاهنامهپژوه ایرانی، متولد ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران بود. تحصیلات دبیرستانی را در تهران انجام داد. دورههای تحصیلات دانشگاهی را در آلمان گذراند و در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) از دانشگاه کلن در رشتههای شرقشناسی، مردمشناسی و تاریخ قدیم درجه دکتری گرفت. از سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱) در بخش مطالعات ایرانی در دانشگاه هامبورگ مشغول به تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران بوده است.
مهمترین دستاورد جلال خالقیمطلق، تصحیح شاهنامه فردوسی است در هشت دفتر که در سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۶ در نیویورک زیر نظر احسان یارشاطر انتشار یافت. تصحیح شاهنامه فردوسی، حاصل بیش از ۳۰ سال کار مداوم خالقی در گردآوری و بررسی کهنترین دستنویسهای شاهنامه و مقابله آنها با پیروی از روشهای جدید تصحیح متون است.




آخرین نظرات: