فرهنگ پدیده و مفهوم پیچیده و متغیری است. پدیده ای که از یک سو می توانیم به راحتی بر مبنای هنجارها و نگرش های فردی و گروهی تعرفی و توصیفش کنیم و از سوی دیگر بر مبنای متغیرهای ملی و تاریخی گاه از تعریف و توصیف آن باز می مانیم. اگر از همه تعاریف و توصیف ها بگذریم، آنچه بسیاری از نظریه پردازان و اصحاب فرهنگ بر آن اشتراک نظر دارند، این است که فرهنگ در دل تاریخ و تحولات اجتماعی یک جامعه شکل می گیرد و به بیانی دیگر زیستن، کنش های اجتماعی، سخن گفتن، گویش ها، آداب و رسوم و مواردی که فراتر از نیازهای مادی و فیزیکی انسان است و به تعالی و پویایی انسان مربوط است، می تواند جزوی از فرهنگ به حساب آید. اما اگر فرهنگ را با همه نمونه ها و مصادیقش با اندیشه بیامیزیم، پیش درآمدی از توسعه ، پیشرفت و تحولات بنیادینی را می یابیم که هر جامعه ای را به سمت بالندگی و پویایی می برد. امروزه اگر سخن از فرهنگ به میان می آید همگرایی آن با خردورزی نیز بیش از پیش ضروری است؛ آن هم در جامعه ای در حال گذار مانند ایران؛ ضرورتی که نه منافع فردی و نیازهای روزمره بلکه زمان و زمانه و حال و آینده را در نظر می گیرد .اگر اندیشه بستری تحلیلگرانه را برای عرصه هنر، آموزش، مطالعه کتاب، معماری،ادبیات و سایر مصادیق فرهنگی فراهم کند، این آمیختگی همگون خرد و فرهنگ، ما را از شور و احساسی خالی از خرد ورزی دور می دارد و غور کردن را به ما می آموزد. تاریخ کشور ما سرشار از تحولات اجتماعی است که زاییده فرهنگ عمومی جامعه در زمان های مختلف بوده است. هرگاه احساس و شور با خردورزی آمیخته شده است تحولی بنیادین در جامعه ما رخ داده است و هرگاه از عقلانیت دور مانده ایم فرهنگ نیز در پیچ و تاب های مبهم تاریخ سردرگم به یبراهه رفته است و برعکس، کافی است در دوره های درخشان این سرزمین در عرصه های مختلف فرهنگی غور کنیم تا در همگرایی فرهنگ و خردورزی ارتقا و تحول فرهنگ عمومی جامعه را به خوبی درک کنیم .هر جامعه ای دارای فرهنگ است با هر سطح و نوعی؛ اما آنچه ما آن را فرهنگ عمومی می نامیم و به دنبال ارتقای سطح آن هستیم چیست؟ اصولا این سوال به چه معنی است؟ سطح فرهنگی پایین است؟ فلانی فرهنگ دارد یا ندارد؟ و… اگر با باریک بینی بیشتری به این گونه از پرسش ها بنگریم، در می یابیم که حلقه مفقوده ما در این پرسش ها خرد است. وگرنه هر رفتار و کنش و هنر و آداب و رسومی می تواند بیانگر گونه و سطحی از فرهنگ باشد. نکته بنیادین این است که چه چیزی سبب می شود که ما انتظارمان از فرهنگ عمومی بالاتر رود؟ چه عاملی سبب می شود تا ما از اهالی فرهنگ، هنرمندان و نخبگان یا به اصلاح رابج امروزی سلبریتی ها، انتظار داریم تا هم سطح فرهنگی جامعه را تغییر دهند و هم بر توسعه فرهنگی تاثیر بگذارند. آیا عاملی غیر از اندیشه ورزی می تواند پاسخ ما برای این پرسش ها باشد؟
به عنوان مثال اگر از نقش هنر در اصلاح و تحول فرهنگی یاد کنیم، در می یبایم که شور و احساس و آرمان گرایی در هر هنر و هنرمندی سرشار است. هر هنرمندی دوست دارد به بایدهایی برسد که در زندگی روزمره نیست. از هست ها گذر می کند و بر فراز بایدهایی که ایده آال های او هستند ، جولان می دهد. شاعر با سروده هایش، نوازنده با کنار هم قرار دادن نت هایی که برگرفته از دریافت های درونی اوست. نقاش با تصویر گری رویاها و دست نیافتنی ها… اما چه چیزی هنرمندان را ماندگار می کند. آیا هنر فقط به فراز رفتن است یا به دنبال یافتن معنا و نشان دادن جلوه ای هست ها و جامعه ای که هنرمند در او زیست می کند.اینجاست که خردورزی به میدان می آید. در مثالی دیگر می توانیم از مطالعه و کتابخوانی نام ببریم.این روزها سخن از فرهنگ مطالعه است… خوب منظور فقط خواندن کتاب است یا افزایش آگاهی و فهم از خواندن کتاب و دگرگونی در یک فرد و به تیع آن در یک جامعه؟ اگر سخن از معماری ایرانی- اسلامی است و در دانشکده های معماری ، معماری دوره اسلامی تدریس می شود، منظور توجه به آرایه ها و پیرایه ها است یا غور کردن در تحولات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و شناخت بسترهای اجتماعی و سیاسی در آن دوران از طریق معماری؟ به سا ده ترین بیان آیا ارائه فرهنگ این سرزمین به جهانیان فقط برای جذب گردشگران است و اینکه ما این بودیم و آن بودیم ؟ پاسخ به همه این پرسش ها در حرکت به سوی خردورزی است. مفهومی ستمدیده و البته بسیار رایج در فرهنگ کهن این سرزمین!
پایگاه تحلیلی – خبری خرد و فرهنگ میزبان همه دغدغه مندان عرصه های مختلف فرهنگی است که جای خالی اندیشه و خردورزی را در مصادیق مختلف فرهنگی و هنری خالی می بینند. این پایگاه رویکردی آسیب شناسانه و تحلیلی به حوزه فرهنگ و هنر دارد و در این عرصه میزبان نگرش ها و نگارش های همه عزیزانی است که تار و پود وجودشان با فرهنگ و هنرآمیخته است. در این پایگاه نه غرض ورزی در میان است و نه سیاست ورزی؛ هدف حرکتی است به سوی فرازی از فرهنگ این سرزمین با اسباب اندیشه ؛ امیدواریم با ارسال نوشتارها و دیدگاه های خود ما را در حرکت به سمت این فراز یاری کنید.
به قول سعدی:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
به اشتراک بگذارید




آخرین نظرات: