بررسی تأثیر شعر فارسی بر دیوارنگاره‌های دوره صفویه

تصویر آرزو محمود سلطانی

آرزو محمود سلطانی

کارشناس ارشد باستان شناسی دوره اسلامی

(بخش پایانی)

شعر یکی از مهم‌ترین هنرهایی است که بر زندگی و رویکردهای هنری صفویان تأثیر گذاشته است. زندگی و سروده‌های شعرا از یک سو، بر زندگی پادشاهان و شاهزادگان صفوی تأثیرگذار بوده است، و از سوی دیگر بر نگاره‌ها که موضوع اصلی این پایان‌نامه است، تأثیر بسزایی داشته است. بررسی و تحلیل دیوارنگاره‌های دوره صفویه، بدون در نظر گرفتن تأثیر شعر بر هنرهای تصویری و نمادسازی بر مبنای اسطوره‌های موجود در ادبیات کهن ایران، امکان‌پذیر نمی‌باشد؛ چرا که دیوارنگاره‌ها نمود و جلوه‌گر شخصیت‌ها و روایت‌هایی است که در سروده‌های شعرای فارسی پیش از صفویه آمده است.

فردوسی، نظامی و جامی شعرایی هستند که سروده‌های آن‌ها به صور مختلف و با نمادها و المان‌های مختلف تصویری در نگاره‌های دوره صفوی نمایان شده. در این فصل به بررسی زندگی، دیدگاه‌ها و گفتمان این شعرا و تأثیر آن بر هنر در دوره صفوی پرداخته می‌شود.

جامی

بزرگ‌ترین استادی که در نظم و نثر فارسی در قرن نهم تاریخ اسلام در سرزمین ایران به ظهور رسیده است جامی می‌باشد .جامی در دانش و فضیلت نه‌تنها در خراسان، بلکه در تمام ممالکی که فارسی‌زبان بوده از هندوستان؛ افغانستان و استانبول نام او انتشار یافت. نام او نه‌تنها در زمان خود، بلکه تا روزگار بعد نزد اهل ادب مورداحترام بوده است.

جامی در ایام تحصیل خود با سلسله نقش‌بندی آشنا می‌شود و تحت تأثیر معنوی بزرگان این سلسله قرار می‌گیرد. در این راه روزبه‌روز به مقامات معنوی افزوده می‌شود تا جایی که خود به مرحله شیخی سلسله می‌رسد. به دلایل خاصی از شیخی امتناع می‌کند. عقیده مذهبی جامی که در مکتب هرات بوده از فقه مذهب حنبلی نظر دارد و در ضمن آثار منظوم خود را در فضایل اهل‌بیت مکرم اسلام و ائمه دوازده‌گانه شیعه با تجوید و ادب سخن می‌گوید و همچنین از جهاتی دست سلسله ذهب در قطع منکر ایمان حضرت ابی‌طالب( پدر علی علیه‌السلام عموی رسول‌الله ) با گستاخی ایشان را هم‌ردیف ابولهب شما آورده است. چنین اظهارنظری در عقاید مثل شیعه منافات دارد، خشم و غضب بعضی از علمای شیعه را برگرفته است. جامی در علوم باطنی مسلک طریق عرفان است که در طریقت نقش‌بندی به مقام والایی رسیده است. وی در مراحل تصوف پیرو نظریات شیخ محیی‌الدین صاحب فتوحات مکی بوده است . یکی از موضوعات اصلی آثار منظوم و منثور جامی وحدت وجود هست و در این باره حقیقت وجود را واحد شخصی می‌داند. این واحد شخصی ازآنجاکه به وحدت و مطلقه و وصف شده است دارای شأن و درجات و مراتب رشد یافته که به صورت کلیات به جزئیات است. کل مقام علم حق معتقد بود در آثار جامی منظومه یوسف و زلیخا ابیاتی در آن برخورد می‌کنیم که برهم این نظریه وحدت وجود است بنابراین پدیده‌های عالم هستی تجلی از روشنی و فروغ آن شاهد غیبی است. در حقیقت خدا نیز معشوق است، همه آفرینش او عشق و عاشق و معشوق خود اوست. آنچه در حال هستی وجود دارد همه مظاهر یک وجود مطلق‌اند. در مورد آثار جامی می‌توان گفت که جامی ابتدا پنج مثنوی را به شیوه خمسه نظامی و امیر خسرو دهلوی تعریف کرده، سپس دو مثنوی دیگر که با آن افزوده آن را هفت‌اورنگ نامید. این هفت مثنوی را مثنوی سلسله الذهب، دومین مثنوی سلامان و ابسال، سومین مثنوی تخفه‌الاحرار، چهارمین مثنوی سبحه الابرار، پنجمین مثنوی یوسف و زلیخا، ششم مثنوی لیلی و مجنون هفتمین خردنامه اسکندر می‌توان نام برد که در مجموعه آثار جامی دیده می‌شود.

در آن دوران مداح‌ها و سخن‌پردازان بی‌سرمایه و یا سرمایه پرست یک دوره انحطاطی در عالم ادب آغاز کردند، که جامی از مشاهده این وضع بسیار متأثر می‌شود تار پود سخنوری را درد و صیادی خویش قرار دادند برای همین هست در دفتر اول سلسله الذهب این‌طور جامی بیان می‌کند

شعر در نفس خویشتن بد نیست پیش اهل دل این رد سخن نیست

ناله من ز خست شرکا است تن چونالم ز شرح ایشان کاست

همچنین در مثنوی تحفه الابرار باز از شعر و شاعری مذمت نمود. شاعران مدیحه‌سرا را متملق و نکوهش کرد و فرزند خود ضیاءالدین یوسف نصیحت می‌کند که پیرامون این فن حرفت نگردد. در اتمام کلام حکایت ظریف و مضحک بیان نموده که شاعری لاغر تخلص مدح خواجه چاق می‌گوید. چه از سخت‌گیری‌های شاعر به تنگ آمده است و به سوی قصر بلند و مرتفع می‌گریزد، شاعر می‌پرسد او افتاده دست از تو برنمی‌دارم چون خواجه را نفس به تنگ می‌افتد، شاعر به او می‌گوید ای خواجه این چاقی است که تو را آزار می‌دهد. خواجه می‌برد نه خود را از دست لاغری است که چنین شکنجه و عذاب به هم می‌دهد. این تأثیرات نفسانی که از رفتار نابهنجار شاعران مداحی می‌کردند، ثروت به دست آوردند. اینجاست که جامی از شعر و شاعری ابراز نفرت و بیزاری می‌کند. در موارد دیگر هم می‌بینیم که جامی با اساتید سخن اشاره نمود حکایات منسوب به ایشان را به نظم آورده. در مثنوی سلسله الذهب می‌بینیم که توصیف شعرا و ستایش شعر خوب آن را آسایش جان نامیده و نکوهش شعر بد آن را کاهش دل خوانده است که در دفتر اول سلسله الذهب دیده می‌شود.

جامی این واعظ و تلخ گویی چند عیب‌جویی چند

سلسله الذهب

سلسله الذهب جامی عنوان اولین مثنوی خود را به نام سلسله الذهب از اصطلاحات سلسله تصوف نقش‌بندی که به آن وابسته بود، گرفت. این شعر بلند به سه دفتر تقسیم شده است که به ترتیب به مضامین ایمان، عشق و سلطنت اختصاص دارد. هر دفتر با شعری در مورد یگانگی خداوند، پیام اصلی کل هفت‌اورنگ آغاز می‌شود. دفتر اول سلسله الذهب طولانی‌ترین دفتر از این سه موضوع است. یکی از نگرانی‌های اولیه جامی در اینجا مربوط به ماهیت صوفی به‌عنوان موجودی جدا از هم، که به پدیده‌های خلق‌شده وابسته نیست. شاعر نیز نسبت به صوفیان دروغین اظهار تحقیر می‌کند. سپس به اهمیت و ذکر عنصر حیاتی در آموزش سلسله نقش‌بندی در دستیابی به وحدت با خدا، می‌پردازد .

دفتر اول (سلسله الذهب) همچنین شامل گفتاری گسترده، با داستان‌های گویای متعدد، درباره چهار ستون عبادت عرفانی است: گوشه‌گیری، سکوت، گرسنگی، و بیداری تمام شب، دفتر دوم بسیار کوتاه‌تر شامل پایان‌نامه‌هایی درباره انواع و مراحل مختلف عشق، «استعاری» و هم «واقعی» و حکایت‌هایی درباره مقدسین و عاشقان است. با معرفی دسته‌بندی نقش‌بندی به بررسی راه‌های مختلفی در این زمینه می‌انجامد که مؤمنان از طریق آن‌ها زیبایی مطلق حقیقت الهی و ذات خداوند را مشاهده می‌کنند. جامی از اینجا به چهار نوع قرب الهی می‌پردازد که بر حسب قداست آن‌ها رتبه‌بندی شده‌اند و سپس مراحل مختلفی را که قلب عاشق برای رسیدن به عشق واقعی خدا از آن می‌گذرد. او دفتر را با تحقیقی در مورد مرگ و شرحی از مسلمانان به پایان می‌رساند. دفتر سوم و آخر سلسله الذهب عمدتاً به پادشاهان، به‌ویژه حاکمان عادل و عدالت سلطنتی اختصاص دارد. جامی همچنین از نیاز پادشاه به یک عالم برای نظارت بر امور دینی و یک وزیر برای اداره مملکت بحث می‌کند. او توضیح می‌دهد که گفتار و کردار نیک بر پادشاهان و علما و وزیران به یک اندازه واجب است. پادشاهان همچنین به خدمات اخترشناسان و پزشکان نیاز دارند. برخی از داستان‌های مصور شامل شخصیت‌های تاریخی آشنا مانند قیصر، خسرو نوشیروان و….. است. شخصیت‌های ادبی، ازجمله اونوری، سنایی و نظامی، در پایان‌ دفتر گفتمان توصیف و ستایش شعر» و همراه با تبادل کلمات بین شاعری متحیر و ارباب ستوده‌اش حضور دارند. جامی آخرین نکته خود را در مورد رابطه شاعر و حامی سلطنتی با داستانی در مورد تاجری که با ارائه غذا و خدمات دیگر از یک عارف حمایت می‌کرد، تقویت می‌کند. گرچه به ظاهر تحسین‌برانگیز است، اما حمایت بازرگان به دلیل تمایل خودخواهانه به همراه داشتن نام نیکو، محبوبیت و برکت الهی عارف بوده است.

یوسف و زلیخا

یوسف و زلیخا در همه‌جا به‌عنوان شاهکار هفت‌اورنگ شناخته شده است. یوسف و زلیخا نیز محبوب‌ترین اقتباس فارسی از داستان کلاسیک است که قهرمان‌های آن در خارج از خاور نزدیک با نام یوسف و همسر پوتیفار شناخته می‌شوند. همچنین این مثنوی هفت‌گانه جامی است. سنت اسلامی که یوسف و زلیخا به آن تعلق دارد با قرآن آغاز می‌شود که در آن یک سوره کامل با نام پیامبر نماد توحید و همچنین آزمایشاتی که او متحمل شده است، در ادبیات بعد یوسف را به الهام نبوی و بالاتر از همه زیبایی ظاهری” تبدیل می‌کند. جامی در شعر حماسی خود این شخصیت را بیشتر زینت بخشید و یوسف را مکاشفه‌ای از جمال الهی و روابط یوسف و زلیخا را تمثیلی از تشویش عارف به حقیقت و اتحاد با خدا می‌سازد .

جامی مضمون داستان خود را در مقدمه با گفتاری تداعی‌کننده در زیبایی مطلق و قدرت عشق و توصیف یوسف به‌عنوان زیباترین معشوق و زلیخا به‌عنوان فداکارترین و پرشورترین معشوق معرفی می‌کند. از آنجا تمثیل عاشقانه او پیش می‌رود. از طریق یک طرح متراکم و مجموعه‌ای از داستان‌های فرعی که دوران کودکی یوسف را روایت می‌کند؛ زیبایی زلیخا، رویاهای او درباره یوسف، نامزدی با عزیز مصر و ورود به مصر و خیانت برادران یوسف و چگونگی فروختن او به بردگی؛ ورود یوسف فروش او در بازار مصر و خرید او توسط عزیز مصر که زلیخا او را متقاعد می‌کند تا یوسف را به عنوان پسرش نگه دارد؛ داستان بازغه (داستان دختر بازغه نام از نسل عاد) زیبا و ثروتمند دوشیزه مصری و عشق او به یوسف؛ ارادت زلیخا به یوسف اظهار عشق او، و تلاش‌های مکرر برای اغواگری و بدگوی یوسف، و در نهایت حبس و آزادی یوسف از زندان به خاطر تعبیر خواب فرعون و ارتقاء به مقام عزیز مصر. کهولت سن و سال زلیخا و همچنین دست کشیدن از بت‌پرستی و ایمان به خدای یکتا, احیای جوانی و زیبایی و برگشت بینایی زلیخا و اتحاد یوسف و زلیخا و مرگ یوسف که به دنبال آن زلیخا که طاقت زندگی بدون معشوق را ندارد. جامی از هر پیچ‌وخم در این روایت پیچیده به عنوان استعاره‌ای برای مراحل تلاش طاقت‌فرسا عارف استفاده می‌کند. وقتی زلیخا در خواب جوانی زیبا و ظرافت مافوق بشری می‌بیند، اسیر صورت ماه می‌شود و از حقیقت نهفته غافل می‌شود. با وجود بی‌اعتناعی یوسف، او تسلیم نشدن سال‌ها راه‌های گناه‌آلود را پی گرفت . سال‌ها در این وضعیت باقی ماند.

پس‌ازاینکه, او بیوه‌ای نابینا می‌شود که در فقر زندگی می‌کند، بت‌هایی را که قبلاً به آن‌ها احترام می‌گذاشت، رد می‌کند و بدین‌وسیله لطف خدا و محبت یوسف را به دست می‌آورد در مقابل، بازغه، شخصیت کوچک داستان، وقتی یوسف توضیح می‌دهد که زیبایی او بازتاب قدرت خالق است و او نباید ظواهر زودگذر را بپرستد، بازغه فوراً علاقه خود به یوسف را رها می‌کند، ثروت قابل‌توجه خود را به فقرا می‌بخشد و عمر خود را در عزلت پرهیزگارانه و تفکر در خدا می‌گذراند. در مسیر الهی در پایان، او زلیخا را با شور و شوق دوست می‌دارد و از عاشق به معشوق تبدیل می‌شود. بنابراین هر دو قهرمان به هدف عشق کامل به عنوان نابودی خود در معشوق دست می‌یابند. جامی، یوسف و زلیخا را در یک سال( 985)م سروده است که به صورت گاه‌نگاری در پایان متن آورده است. در ابتدا ذکر شده است که جامی در دوران عرفان صوفیانه وارد شده است. ترکیب شعر این مثنوی عموماً به افتخار سلطان حسین میرزا نوشته شده است که جامی در مقدمه او را همراه با پیر خود، خواجه عبیدالله هرت، تمجید می‌کند .

لیلی مجنون جامی

لیلی و مجنون مانند دیگر عاشقانه‌های تمثیلی جامی است. لیلی و مجنون متعلق به یک سنت قدیمی عربی است. مستقیم‌ترین منابع آن نظامی معروف و امیر خسرو دهلوی است .جامی درحالی‌که در ابتدای مثنوی از هر دو پیشین تمجید می‌کند، اظهار می‌دارد که از الهام خود پیروی خواهد کرد و جامی در واقع اندکی به طرح و ساختار اپیزودیک نسخه‌های قبلی اضافه کرده است. هدف او روایت نیست، بلکه توسعه قهرمانان داستان به عنوان کهن الگوهای عشق صوفیانه و داستان آن‌ها به عنوان تمثیل برای جستجوی معنوی است. زیرا عشق الهام‌بخش‌ترین مضامین است.

اما در ابتدا قیس را نه به‌عنوان دوست دوران کودکی لیلی، بلکه به‌عنوان شاعری جوان و بی‌خیال که از نسخه‌های قبلی منحرف می‌کند. همیشه در جستجوی دختران زیباست. این جستجوی او را به قبیله لیلی می‌کشاند، جایی که او با زن جوان دوست‌داشتنی آشنا می‌شود . این دو بلافاصله عاشق می‌شوند و روز را با هم می‌گذرانند. هنگام شب آن‌ها باید از هم جدا می‌شدند. اثر این جدایی اول توسط جامی با استعاره‌ای مبسوط از روح در زندان دنیوی آن. روز بعد با وجود تلاش دوستان قیس برای دور نگه‌داشتن آن‌ها، دوباره همدیگر را ملاقات کردند . لیلی به عشق و رنج خود اعتراف می‌کند. این اعتراف قیس را به اولین حالت خود می‌کشاند، اما خلسه توسط دوستانی که دور هم جمع می‌شوند قطع می‌شود و او را از دیدش محروم می‌کنند. روز بعد دو عاشق موفق به ملاقات خصوصی می‌شوند و لیلی برای لحظه‌ای از قیس دوری می‌کند و قیس اولین مبارزه خود را با وسوسه‌های «روح حیوانی» تجربه می‌کند تا ارادتش را بیازماید. او پس از عبور از این مانع، پیمان عشقی را با لیلی می‌بندد که با عقیده صوفیانه پیمان بشریت با خدا قابل مقایسه است. در این هنگام قیس با فشارهای والدین و اجتماع، عقل خود را از دست می‌دهد و با افتخار نام مجنون (دیوانه) را بر خود می‌گذارد. مجنون گرچه بیشتر شیفته لیلی از معشوق خود محروم می‌شود لیلی که مجبور به ازدواج با مرد دیگری می‌شود. مجنون سپس به بیابان می‌رود و در آنجا با طبیعت بیشتر صمیمی می‌شود که نشانه دیگری از ارتباط بیشتر او با خداست. به‌زودی همه می‌شنوند که جوانی دیوانه در بیابان پرسه می‌زند و عاشق لیلی است. شهرت او توجه خلیفه را به خود جلب می‌کند و دستور می‌دهد که جوانان را به دربار بیاورند و در آنجا اشعار عشق و رنج می‌خواند. خلیفه چنان تحت تأثیر این آیات تلخ قرار می‌گیرد که از پدر لیلی خواست که او را نزد خود بیاورند. مجنون اعتنایی نمی‌کند و به صحرا بازمی‌گردد و در آنجا بی‌قرار در جستجوی لیلی به سرگردانی ادامه می‌دهد. یک روز او یک اردوگاه خیمه‌ای را در فاصله‌ای دور می‌بیند و از یک شتردار در حال عزیمت می‌فهمد که این کاروان قبیله لیلی است که در مسیر مکه هستند. مجنون از دور کاروان را دنبال می‌کند و سعی می‌کند نیم‌نگاهی به خیمه معشوقش بیندازد. سرانجام در مراسم کعبه موفق می‌شود لحظه‌ای کوتاه در کنار لیلی بایستد و پس‌ازآن با نگاه‌های دردناکی از هم جدا شوند .

طهارت مجنون در مراسم حج نماد مراحل پایانی رشد معنوی اوست. اعمال مذهبی او اکنون با صوفیان یکسان است، مانند زمانی که او پوست گوسفندی را می‌پوشد و به گله لیلی می‌پیوندد. در فرصتی دیگر مجنون در لباس گدا به خیمه لیلی می‌رود. او در این لباس نماد فقر (فقر معنوی) است که مظهر همه فضایل عرفانی است. وقتی لیلی به جای پر کردن، فنجانش را می‌شکند، مجنون آواز و رقص صوفیانه را آغاز می‌کند. او سپس شدیدترین رنج و خلسه خود را با دید نهایی لیلی تجربه می‌کند و از همان لحظه کاملاً دیوانه می‌شود. وقتی لیلی نزد او بازمی‌گردد مجنون او را نمی‌شناسد. در این موقعیت (مقام) جنون عاشقانه، توانایی تشخیص معشوق را از دست داده است. مجنون درست قبل از مرگ، دوباره شعر می‌خواند با عشق و جنون می‌تواند به وحدت با خدا دست یابد. در مثنوی لیلی و مجنون – مبارزه برای طهارت از راه عشق و رنج، مثنوی‌های دیگر هفت‌اورنگ را به تصویر می‌کشد. بنابراین، مجنون را می‌توان الگوی شور عرفانی و لیلی را مظهر جمال الهی دانست که شیفتگان آرزوی فنا در آن را دارند.

خردنامه اسکندری

هفتمین مثنوی جامی، متعلق به سنت ارجمند عاشقانه‌های اسکندر است. اسکندر مقدونی خیلی قبل از ظهور مسلمانان جایگاه قابل‌توجهی در تاریخ و ادبیات خاور نزدیک داشت و کارهای افسانه‌ای او در سراسر دوران اسلامی حتی تا دوران مدرن افسانه‌ای باقی ماند. شاید اسکندر هیچ کجا به اندازه ادبیات فارسی قرون‌وسطی شیفتگی نداشت.؛عنوان اسکندر، او به شکل‌های مختلف به عنوان یک ماجراجوی جسور، قهرمان رمانتیک، پادشاه خیرخواه، فیلسوف و پیامبر ظاهر می‌شود. چندین بازخوانی شاعرانه از مضمون اسکندر مدت‌ها قبل از اینکه جامی شعر خود را بسازد نوشته شده بود. از این میان، نسخه‌های نظامی و امیر خسرو دهلوی، بی‌واسطه‌ترین منابع جامی بودند. در واقع مثنوی اسکندری در هفت‌اورنگ تقلیدی از نیمه دوم منظومه معروف نظامی، توصیف شده است. جامی به افتخار سلطان حسین میرزا خردنامه اسکندری را نوشت. این مثنوی نیز مانند سلامان و ابسال، روایتی کم‌وبیش مستمر است که با حکایات اخلاقی پر شده است .

مبنی بر اینکه این داستان‌ها با اسکندر مرتبط نیستند. به معنای واقعی کلمه محتوای آن‌ها به موضوعات کاملاً متفاوتی می‌پردازد . متن داستان اصلی را پیش نمی‌برد. بااین‌حال، پیام آن مضمون روایتی را که دنبال می‌کند. همچنین نصایح جامی به پسرش ضیاءالدین یوسف و نصایح خود را نیز ثبت کرده است. متن اصلی با فیلیپ مقدونی در آستانه مرگ، از حکیم ارسطو می‌خواهد، تا پسرش اسکندر را بیازماید و کتابی در حکمت برای آموزش اسرار حکومت به اسکندر آماده کند. پس از مرگ پدر ، اسکندر به دلیل اعتراض و حقارت به مقام پادشاهی می‌کند. سپس پادشاه جوان دستور می‌دهد که گفته‌های حکیمانه فیلسوفان افلاطون (افلاطون)، سقراط، بقراط فیثاغورث و هرمس در کتاب‌ها جمع‌آوری شود. اسکندر با مسلح شدن به این منابع خرد به راه می‌افتد تا «جهان را فتح کند، شهرها را بسازد و کامل‌ترین اختراعات را انجام دهد». این لشکرکشی‌ها او را به ایران می‌برد، جایی که با دارا می‌جنگد، به هند می‌برد، جایی که برهمن‌ها را ملاقات می‌کند، به چین می‌برد که در آنجا هدیه‌ای تحقیرآمیز از امپراتور دریافت می‌کند، و به کوه افسانه‌ای قاف، جایی که از فرشته‌ای مشورت می‌گیرد. از دیگر دستاوردها می‌توان به ساخت دیوار افسانه‌ای در برابر یأجوج و ماجوج، ساکنانی فراتر از دنیای متمدن، اشاره کرد. آخرین قسمت از خردنامه اسکندری وقایع منتهی به مرگ اسکندر و پس‌ازآن را روایت می‌کند. مرد خردمندی پیشگویی کرده بود که حاکم جوان در سرزمینی از آهن و زیر آسمان طلا خواهد مرد. اسکندر وقتی می‌فهمد آخر کار نزدیک است، برای مادرش وصیت می‌کند و سخنرانی می‌کند و تابوت اسکندر را به اسکندریه می‌برند. جامی روایت خود از مرگ اسکندر و دفن او و ردوبدل نامه‌های متعاقب آن بین مادر اسکندر و ارسطو را با گفتاری در مورد ماهیت بی‌ثبات دستورات دفن او به پایان می‌رساند. پس از مرگ او، خردمندان عالم تشییع‌جنازه می‌خوانند. در ادامه این روایت داستانی مردی دیوانه که بلخ آمده است عمر خود را در تلخی و گریه بر مردگان شهر سپری کرده است. هر مرگ، او را به یاد مرگ خود می‌انداخت. پس مانند اسکندر عاقل بود و احمق نبود.

بررسی برنامه و معنی تصویر هفت‌اورنگ جامی (نسخه سلطان ابراهیم میرزا)

نسخه‌های زیادی از اشعار هفت‌اورنگ در بخارا، شهر اصلی ماوراءالنهر و مرکز مهم هنرهای کتاب در زمان حکومت شیبانیان ازبک تولید شد. طعم مثنوی هفت‌اورنگ در ماوراءالنهر با توجه به نقش برجسته جامی در سلسله نقش‌بندی اسلام صوفیانه به نام شیخ بخارایی محمد بهاءالدین نقش‌بند قابل‌درک است. اگرچه حوزه اصلی نفوذ و فعالیت جامی هرات تیموری بود، اما آثار او هم در دوران حیاتش و هم پس‌ازآن به طور گسترده منتشر شد. محبوبیت آن‌ها در میان شیبانیان احتمالاً به دلیل حضور هنرمندانی از هرات در بخارا بود که شیبانیان پس از فتوحات مختلف پایتخت تیموریان در دهه‌های اول قرن شانزدهم آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده بودند. این هنرمندان هراتی، اعم از خوشنویسان و نقاشان، برای کتابخانه‌های چندین حکمران شیبانی کار می‌کردند و اغلب نام حامیان خود را در تصویرسازی‌های هفت‌اورنگ وارد می‌کردند.

هفت‌اورنگ جامی مجموعه‌ای از اشعار که به طرز عجیبی و شاید تصادفی نبودند. تاریخ این یوسف و زلیخا شناخته شده اولیه برای تصویرسازی برنامه‌ریزی ‌شده بود، همان ماه و سالی است که یک نسخه مشهور از بوستان سعدی در هرات برای جامی، آخرین حاکم تیموری، سلطان حسین ساخته شد. این نسخه خطی شامل ترکیبی خاطره‌انگیز از تلاش زلیخا برای اغوای یوسف در کاخ خود است که توسط نقاش بزرگ تیموری بهزاد امضا شده است. این هنرمند صحنه را در ساختاری چندطبقه و پیچ‌وخم با زوجی که در بالاترین اتاق منزوی شده‌اند به نمایش گذاشته است: زلیخا به زانو درمی‌آید، درحالی‌که یوسف به سمت رستگاری پرواز می‌کند. اگرچه بهزاد ظاهراً متنی از سعدی را به تصویر می‌کشد، جامی احتمالاً در تصور و تفسیر او از اوج اشتیاق زلیخا به یوسف از نسخه عرفانی این داستان قدیمی که توسط همکارش نوشته شده است، الهام گرفته باشد. بااین‌وجود امکان تأثیر هنری متقابل در هر دو اثر وجود دارد. درحالی‌که تصویر مشابه در نسخه خطی معاصر یوسف و زلیخا، در صورت نقاشی، بعید به نظر می‌رسد که به اصالت ترکیب بوستان دست یافته باشد، این احتمال وجود دارد که حضور بهزاد و دیگر هنرمندان مستعد در هرات در زمانی که جامی مشغول سرودن خود بود. مثنوی باعث شد که شاعر ارزش تصاویر را در انتقال پیام‌های هفت‌اورنگ خود بداند. دربار سلطان حسین میرزا زمینه مناسبی را برای شعر و نقاشی فراهم کرده بود به‌طوری‌که در تصویرسازی اولیه کلاسیک و ادبی جدید، مانند هفت اورنگ جامی ترکیب شوند.

هفت اورنگ جامی در دوره صفوی به اشکال مختلف رونویسی و مصور شده است. تصویرسازی به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافت، اکثر نسخ خطی جامی مصور در قرن شانزدهم از یک مثنوی تشکیل شده است. یوسف و زلیخا با بیشترین فراوانی تصویرسازی شده است و بیش از هفتاد نسخه، که برخی از آن‌ها با سلسله‌های تصویری گسترده، امروزه باقی‌مانده است. صحنه‌های خاصی از این مثنوی، مانند یوسف از چاه نجات می‌یابد، یوسف در بازار مصر فروخته می‌شود و زنان مصری غرق در زیبایی یوسف، از آشناترین تصاویر در هنر ایرانی قرن شانزدهم هستند.

هنرمندان قرن شانزدهم چه در محیط صفویه و چه شیبانی کار می‌کردند، رویکردی ثابت نسبت به تصویرسازی هفت اورنگ داشتند. رویکردی که چندین اصل و شیوه دیرپای تاریخ نقاشی ایرانی را تأیید می‌کرد: اولاً به نظر می‌رسد هنرمندان در ایران هرگز دغدغه شکل‌گیری نمایش‌های تصویری ثابت را نداشته‌اند. بنابراین، درحالی‌که صحنه‌های خاصی در نسخه‌های مصور مثنوی‌های جامی به‌طور مرتب تکرار می‌شوند، هیچ چرخه استاندارد یا حتی مجموعه‌ای از چرخه‌های تصویرهای هفت اورنگ بیش از آنچه به نظر می‌رسد برای شاهنامه فردوسی یا خمسه نظامی وجود داشته، وجود ندارد. نسخه‌های خطی مصور به عنوان الگو به یکدیگر وابسته نبودند یا از یکدیگر پیروی نمی‌کردند. هر جلد مجموعه‌ای از تصاویر خاص خود را شامل می‌شود که اغلب شامل صحنه‌هایی است که در جای دیگر ظاهر نمی‌شوند. به‌طور خلاصه، در مجموعه ثابت‌شده نسخه‌های خطی مصور هفت اورنگ، تنوع تصویری و تنوع شمایل‌نگاری معمول است.

ثانیاً رابطه آثار هنر ایرانی با آثار ادبیات فارسی همیشه به سمت واقعی بودن گرایش دارد، و تصویرسازی متن آشکارا به عنوان جلوه‌های بصری وفادار بیان ادبی با تأکید هنری عموماً بر فرم‌های ملموس و نه بر ایده‌های انتزاعی تصور می‌شده است. تصویرگران هفت اورنگ در انتخاب خود و در پرداختن به صحنه‌ها بر کنش‌ها و واکنش‌های انسانی تمرکز می‌کنند که جامی از طریق آن مضامین عرفانی و اخلاقی موجود در شعر خود منتقل می‌کند. هنرمندان برای مثنوی‌های بدون روایت مستمر، مانند سلسله الذهب، تحفة الاحرار و سبحات الابرار، صحنه‌هایی را از میان حکایات و تمثیل‌های فراوانی که جامی هم برای پیوند دادن و هم برای قاب‌بندی گفتمان‌های اولیه اشعار به کار می‌برد، چه ایجاد ترکیبات بزرگی که یک صفحه کامل را اشغال می‌کند و چند بیت مثنوی را در برمی‌گیرد. یا شکل‌های کوچک‌تر که با چند بیت شعر قاب شده‌اند. آن‌ها همیشه موضوعات صحنه‌های خود ازجمله نقش اصلی و بازیگران را به‌طور واضح و مستقیم به نزدیک‌ترین آیات مرتبط می‌کردند. هیچ ابهامی در مورد شناسایی ترکیبی که شامل یک شخصیت ریش‌دار است که دستی بریده را بالا می‌برد، وقتی متن اطراف حکایت پادشاهی را بازگو می‌کند که دستور داده بود دست وزیرش را به‌عنوان مجازات اخاذی بریده‌اند، وجود ندارد. مصور جامی تصویر عمداً آشکار است.

در چارچوب این سنت‌های نقاشی ایرانی، جامی یک دست‌نوشته مصور «متوسط» و به‌طور مشخص‌تر نسخه‌ای «معمول» از هفت اورنگ است: برنامه مصور آن شامل صحنه‌های آشنا و منحصربه‌فردی است که همگی نمایانگر اپیزودهای ملموس در شعر است و با رجوع به نزدیک‌ترین ابیات خود به‌راحتی قابل‌شناسایی است. از جهات دیگر، حجم بسیار بلندپروازانه‌تر است. با مجموعه اصلی بیست‌ونه تصنیف خود (ازجمله تصنیف مفقودشده در مثنوی لیلی و مجنون)، پر مصورترین نسخه از هفت اورنگ است که امروزه شناخته شده است.

درحالی‌که کتابخانه طهماسب (مستقیماً برگرفته از کتاب اسماعیل اول) مجموعه‌ای از آثار بزرگانی مانند فردوسی و نظامی را تولید می‌کرد، شاهزاده از کتابخانه‌اش خواست نسخه‌ای مصور صفوی از یک کلاسیک ادبی نسبتاً جدید توسط نویسنده‌ای عرفانی را خلق کند،که عقاید او در محدوده خاصی از سلسله صفویه مشکوک بودند.

بنابراین، درحالی‌که سلطان ابراهیم میرزا آشکارا می‌خواست از اعضای بزرگ‌ترهای خانواده خود تقلید کند و حمایت شاه اسماعیل، عمویش طهماسب، بهرام میرزا و سام میرزا بود.توانست شاهکار ادبی در زمان فرمانداری مشهد به عهده گرفته بود در سال‌های1555-6 (م)، شاه‌طهماسب فرمان به‌اصطلاح توبه‌ی خالصانه‌اش را صادر کرد، که به اوج دوری طولانی از هنر و دیگر لذت‌ها منجر شد.

یکی از پیامدهای کناره‌گیری تدریجی شاه از حمایت فعال برای سایر حامیان، مسلماً شرایط مساعد برای سلطان ابراهیم میرزا بود، تا آنجایی را که طهماسب متوقف کرده بود، شاهزاده دقیقاً به این دلیل که قادر به راه‌اندازی کارگاه کتابخانه‌ای برای تولید یک نسخه خطی لوکس بود را انجام داد. در دسترس بودن هنرمندان برجسته‌ای که دیگر نیازی به خدمات در دربار عمویش نبود، مسلماً تصادفی نیست، که در اواخر سال 1556 سه هنرمند درباری مالک الدیلمی که توسط طهماسب به برادرزاده‌اش منصوب شده بود و خطاطان رستم علی و شاه محمود النیشاپوری بخش‌های کلیدی هفت اورنگ شاهزاده را تکمیل کردند. در این زمان سلطان ابراهیم میرزا به عنوان فرماندار مشهد اقامت گزیده بود که برای بسیاری از هنرمندانی که قبلاً در سلطنت کار می‌کردند.

برنامه تصویری جامی مراحل کلیدی آن چرخه زندگی را بیان می‌کند که شامل ابعاد زمانی و معنوی آن می‌شود. تصویر نسخه خطی با مضامین فراگیر هفت‌اورنگ، رمز و راز و قدرت عشق همراه است. تضاد بین خیر و شر، واقعیت و توهم و مرگ به‌عنوان شکل نهایی مضامین رهاسازی که در لاینفک شاعرانه و عرفانی جامی در جستجوی روشنگری و تکمیل از طریق معرفت الهی است. پیشرفت به سوی این هدف در تصویر اول آغاز می‌شود، جایی که یک جوان خونسرد از یک راهنمای معنوی درسی کلیدی در مورد مسیری که باید دنبال کند، می‌آموزد و با مرگ قریب‌الوقوع اسکندر، کاشف دلیر، به پایان می‌رسد. از اسرار زندگی و جستجوگر پرشور حقیقت، ورود بروین به مسیر باور واقعی و رهایی برای اتحاد با خدا، لحظات تعیین‌کننده دیگری از وجود انسان است. این‌ها عبارتند از شکل‌گیری و تأیید روابط ضروری برای سیر زندگی فرد آسیب ناشی از شک و تردید به خود و به رسمیت شناختن یا اظهار ارزش خود می‌باشد عدم تمایل به بلوغ، اقدام قاطع، یا پذیرش یک حقیقت اساسی پیامدهای نامطلوب و گاه حتی مهلکی دارد.

بنابراین لحظات ضعف و شکست با پیروزی و ستایش اغراق‌آمیز متعادل می‌شوند. در طول زندگی سعادت و عذاب شور وجود دارد که با جاذبه جسمانی آغاز می‌شود. از آزمایش‌ها و مصیبت‌های مختلف می‌گذرد و یا به تراژدی یا تقدس – یا هر دو ختم می‌شود. یکسان دانستن چرخه زندگی همان‌طور که در جامی نشان داده شده است با تاریخ زندگی سلطان ابراهیم میرزا برابری می‌کند. این حال، با توجه به علایق هنری شاهزاده جوان، کاملاً قابل‌قبول است که او عمداً به دنبال تشدید پیام شعر جامی بوده است و شاید حتی شخصی‌سازی آن از طریق نقاشی بوده است . مسلماً جزییات مختلف زندگی‌نامه‌ای مانند سرودن اشعار عرفانی شاهزاده و درگیری با شیفتگان صوفی، انتصاب فرمانداری و خدمت در دربار، وقایع ازدواج و پیرامون آن و تضاد بین جوانی افسونگر او و بخت‌های سقوط کرده بعدی. سال‌ها در انتخاب و تفسیر تعدادی از صحنه‌های هفت اورنگ منعکس می‌شود.

به نظر می‌رسد در غیاب یک معادله مستقیم، یک سناریوی کلی باید کافی باشد. یک حامی فرهیخته و بلندپرواز خواهان نسخه‌ای از یک اثر شاعرانه خاص است او تحسین خود را از تصویر کامل از طریق سفارش یک نسخه خطی لوکس و درک داستان‌ها و مضامین خاص از طریق گنجاندن تصاویر زیبا نشان می‌دهد. از طریق ترکیبی از تصاویر آشکار و پنهان، مضامین و حکایات مهم با شرایط و نگرانی‌های شخصی سازگار می‌شوند. از طریق برنامه تصویری گویا، خواننده حامی اکنون مجبور می‌شود تا عمیق‌تر به محتوا و معنای متن شعری که در وهله اول توجه او را به خود جلب کرده است، تأمل کند. سلطان ابراهیم میرزا ممکن است هفت اورنگ را به دلیل پیامی که در زندگی دارد برای تصویرسازی انتخاب کرده باشد، و ممکن است هنرمندان کتابخانه خود را الهام یا وادار کرده باشد تا تصنیفی بسازند که خواندن او از آن پیام را تجسم کنند.

تاریخ مصورسازی نسخه‌های خطی فارسی نمونه‌های قابل‌توجه دیگری از ادغام و حتی دست‌کاری متن و تصویر برای اهداف تصویری و تفسیری را در برمی‌گیرد. هفت اورنگ ساخته‌شده برای سلطان ابراهیم میرزا، هم معیار جدیدی در این استراتژی ایجاد می‌کند و هم به‌عنوان یک نشانگر باشکوه است. به‌عبارت‌دیگر،این اثر در آن عصر بیانگر یک سنت است. سنتی که حامی هنرهای ادبی و تجسمی امری مهمی برای زندگی شاهزاده بود.

 

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط