این روزها واژه “سواد رسانه ای” را تقریبا همه جا می شنویم. چه از طریق تلویزیون و مجلات و خبرگزاری ها و چه از دهان مربیان موفقیت و مشاوران خانواده و روان درمان ها؛اما این “سواد رسانه ای” دقیقا چه چیزی است که در عصر حاضر،این همه بر آن تاکید می شود و اصحاب قلم و فرهنگ، آن را لازمه ی ارتباطات موثر، زندگی کم آسیب و مسیر موفق می دانند؟برای فهم بهتر سواد رسانه ای ابتدا ضروری است تا کمی واژه های این ترکیب را جداگانه بشکافیم.
سواد چیست؟ باسواد کیست؟
لازم به توضیح نیست که تا قبل از انقلاب صنعتی در اروپا، تقریبا بیشتر مردم جهان “بی سواد” بوده اند! بله! هرچند به دلیل تأکید برای خواندن قرآن و تورات، مسلمانان و یهودیان به نسبت بقیه مردمان، جمعیت باسوادتری داشتند، اما اختراع و گسترش دستگاه چاپ (از نیمه های قرن پانزدهم به بعد) و بعد از آن انقلاب صنعتی اول (دگرگونیهای بزرگ تولید، کشاورزی و حمل و نقل که از سال ۱۷۶۰ در انگلستان آغاز شد) بود که باعث شد خواندن، نوشتن و در کل آگاهی، ارج و قرب یافته و همه گیر شود.
تا قرون متمادی، سواد، همان تعریفِ سنّتی را داشت: «توانایی خوانش و نگارش، یا قابلیت بهکاربردن “زبان”ی خاص برای خواندن، نوشتن، شنیدن و سخنگفتن. » در قرن بیستم و با دگرگونی ارتباطات و انفجار تکنولوژی که عصر ارتباطات را به وجود آورد، مفهومِ نوینی به این واژه اضافه شد: «سطحی از خواندن و نوشتن که به “ارتباط” بیانجامد. که یک فرد بتواند مفهوم را درک کند و بتواند انگارهها و اندیشههایش را تا جایی که در آن جامعه سهیم باشد، بیان کند. » در آخرین سال های همین قرن و با همه گیر شدن کامپیوترهای و شبکه جهانی وب، بخش دیگری هم به سواد اضافه شد: «توانایی و دانایی استفاده از کامپیوتر جهت ارتباطات انسانی و کسب دانش. »
اما همه را کنار بگذارید. در آغازین سال های هزاره سوم، تعریف سواد هم تغییر کرده است. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو UNESCO) اخیرا تعریف زیر را ارائه دادهاست: «باسوادی: توانایی شناخت، درک، تفسیر، ساخت، برقراری ارتباط و محاسبه است. باسوادی: زنجیره آموزشی که توانایی رسیدن به اهداف، توسعه دانش، پتانسیل و مشارکت کامل را در جامعهای بزرگتر برای یک فرد فراهم میکند.» در واقع امروز «توانایی ایجاد “تغییر”، ملاک با سوادی قرار گرفته است. یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های شخصی، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. »
پس اگر پُست دکترای علوم پایه یا خدایگان مدیریت باشید یا فوق تخصص رشته ای پزشکی، اگر نتوانید با استفاده از خوانده ها و آموخته های شخصی، تغییری در زندگی خود ایجاد کنید، “بی سوادید”…
این سواد از دیدگاه یونسکو چند بخش مهم و تفکیک نشدنی دارد: سواد عاطفی؛ سواد ارتباطی، سواد رسانه ای، سواد مالی، سواد تربیتی و سواد دیجیتال
رسانه یعنی چه؟
رسانه نه تنها در زبان فارسی واژهی جدیدی است که عمرش در دنیا هم به یک قرن نمی رسد. معادل فارسی است برای Media. احتمالا با این هدف معادل سازی که: ماموریت رسانه، “رساندن” است: رساندن حرف، پیام، رویداد و دیدگاههای یک فرد یا یک مجموعه به افراد، گروه و مجموعه های دیگر؛
پس «علامت دادن با دود توسط سرخپوست های یوکان» و «پرتاب سنگ جوان عاشق پیشه به شیشه ی پنجره ی معشوق» هم رسانه است، چون پیام می رساند، مانند «حضور هر روزه تین ایجرهای تورنتویی در ویدئوهای تیک تاک» و «استفاده مدام میان سالان تهرانی از خبرهای تلگرام» . درواقع و در سال سوم از دهه سوم از هزاره سوم، رسانه تقریبا همه چیز است. از گوشی تلفن همراه شما تا تلویزیون و صفحه کامپیوترتان، از رمان فلسفی و دفترچه راهنما و روزنامه اقتصادی که می خوانید تا مدرسه و دانشگاه و پارتی شبانه ای که می روید؛ از کنسول بازی و پرده سینما تا سخنرانی های داغ سیاسیون و تجمعات اعتراضی و صنفی. رسانه “ابزار” است، رسانه “پیام” است، رسانه “من و شما” هستیم؛ و آنچه در پسِ ذهن مان می گذرد…




آخرین نظرات: