دست هایی که نشان از عشق دارند

تصویر تحریریه خرد و فرهنگ

تحریریه خرد و فرهنگ

دست هایی که نشان از عشق دارند

مرجان داودی

مجسمه سازی یکی از زیباترین شاخه های هنرهای تجسمی است که قدمتی چند هزار ساله دارد؛ این هنر از حکاکی در غارها آغاز شده و  با ساخت خدایان معروفی چون زئوس، آپولو، آتنا و  … سیر تکاملی اش را طی کرده است. رفته رفته و همزمان با پیشرفت بشر در پیکرتراشی و تولید آثار حجمی متفاوت، با خلق مجسمه داود “میکل آنژ”، این هنر به اوج شکوفایی رسید. تعبیر میکل آنژ از ساخت مجسمه داود این است: ”هر سنگی مجسمه‌ای در درون خود دارد و وظیفه مجسمه‌ساز است که آن‌ را آزاد کند.” 

 مجسمه سازی از دیروز تا امروز با تغییرات زیادی همراه بوده است از متریال به کار رفته در آن تا شکل و شمایل امروزی اش؛

در دنیای مدرن امروز بیشتر شاهد سازه هایی بی روح و بی جان و سرد هستیم که برای فهم و درک آنها راهی جز مطالعه و کسب دانش در رشته هنرهای تجسمی نداریم که آن هم تنها برای ترجمه این آثار است، نه راهی برای ارتباط حسی و عاطفی با آنها !

باید بپذیریم که مجسمه سازی در دنیای مدرن امروز به خوبی نتوانسته در ارتباط حسی خوبی با همه اقشار مردم برقرار کند و به شکل کلی هنرمندان این رشته هنری در این زمینه موفق نبودند.

لورنزو کویین کیست ؟

او از معدود مجسمه سازان معاصر است که سعی دارد آثاری با اصالت و خاص را خلق کند تا بتواند ذهنیت خود را از دغدغه های اجتماعی پیرامونش که بیشتر جنبه زیست محیطی دارد به شکلی ملموس به تصویر بکشد. اگر اندکی با تاریخ هنر جهان آشنا باشید و به آثار هنری کلاسیک علاقمند؛ قطعا با مشاهده آثار وی نام میکل آنژ برایتان زنده خواهد شد.

نقاش سورئالیستی که مجسمه ساز شد

 همانطور که از شباهت نام این هنرمند پیداست او فرزند هنرمند معروف سینما “آنتونی کویین” است.

“لورنزو کویین” در آکادمی هنرهای زیبای آمریکا در نیویورک تحصیل کرده تا سبک سورئال نقاش شود، اما در ۲۱ سالگی متوجه علاقه و استعدادش به مجسمه   می شود.  آثار حجمی کویین غول پیکرند و به شکل عجیبی خودنمایی می کنند انقدر که مخاطب به شکل ناخودآگاه برای لحظاتی هم که شده جذب مجسمه ها می شود. گویی او می خواهد ابتدا مخاطب را به تفکر و تعمق روی آثارش وا دارد و سپس پیامش را منتقل کند.

آثار او که وام گرفته از سبک کلاسیک است با الهام از طبیعت خلق شده است و در بیشتر آثار این هنرمند دست ها روایتگرند. آنها راوی قصه ای هستند که کویین می خواهد برای ما تعریف کند.مانند یکی از معروف ترین آثارش که از اتصال دست ها پلی ساخته شده است. دست ها روایتگر دعوت مردم به انجام اقداماتی برای بهبود تغییرات اقلیمی هستند.

این هنرمند هدف از ساخت این مجسمه را عمل کردن می داند. در اینجا دست ها قرار است به نوعی مردِ عمل باشند، چرا که قدرت کار و ساختن را مختص دست ها می داند؛ عضوی که به مراتب قوی تر از زبان و حرف زدن عمل می کند. هر کدام از دست ها در حقیقت نماینده یک قاره هستند و نماد عشق؛

او با خلق این اثر خواسته به مخاطبش این حس را القا کند که با ارتباط بین فرهنگ های مختلف در جهان، معضلات اقلیمی بر طرف می شود.

قدرت دست ها در عشق و تنفر 

مجسمه دست ها در درون خود حرکتی آرام و مواج دارد که به آن حس و جان می دهد. کویین شهرتش را از آفرینش دوباره دست های انسان به دست آورده است. آن هم با اندازه ای غول پیکر؛چرا که معتقد است دست ها در بدن انسان از قدرت زیادی برخوردارند.البته شاید بتوانیم دلیل دیگر غول پیکر بودن آثارکویین را تاکید بر قدرت ماورایی دست ها بدانیم.

کویین بر این باور است که دست ها قدرت بسیاری در عشق و تنفر دارند و تنها عضوی هستند که می توانند خلق و نابود کنند.او می گوید: ” می خواهم مجسمه  آن چیزی را بسازم که سخت ترین و به لحاظ تکنیکی، چالش برانگیزترین بخش بدن انسان است.”

دنیای پر رمز و راز کویین از دست ها تمامی ندارد او با زاویه ای دیگر به دست ها می نگرد و از دریچه دوربین او دست ها به همان اندازه که می توانند نقش سازنده ای داشته باشند ، ویرانگر هم هستند، کویین دوگانگی که در انسان‌ها وجود دارد را در تفسیر دست ها می بیند. می توان گفت که بی شک این هنرمند نماد “یین” و “یانگ” را هم در دست ها کشف کرده است.

 

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط