نگاهی به زندگی سالوادور دالی / بخش دوم

وقتی سالوادور مومیایی شد

تصویر اکرم فراهانی

اکرم فراهانی

 سالوادور دالی علاوه بر نقاش، طراح ومجسمه ساز هم بود و در هنرهای نمایشی هم دستی بر آتش داشت.

شاید فعالیتش در تئاتر و مجسمه سازی و شناختش از دوربین باعث می شد تا فیگور هایش در مقابل دوربین عجیب و غریب تر باشد.

اگر تصاویری که از او ثبت شده را با هم مقایسه کنید در می یابید که هیچ کدام از تصاویر ثبت شده از او شبیه به یکدیگر نیست؛ او حتی در مقابل دوربین تلویزیون هم همه را شگفت زده می کرد و با حیوان خانگی متفاوتی ظاهر می شد؛ بر خلاف ذهنیت ما از حیوان خانگی که اغلب سگ و گربه و پرنده است او همراه با یک مورچه خوار بازیگوش در برنامه تلویزیونی شرکت کرد!

ایده فیلم سگ اندلسی از یک خواب آمد

فیلم سگ آندلسی را می‌توان از معروف ترین فیلم های سورئالیستی دانست‌ که در سال ۱۹۲۹ و تحت تأثیر اندیشه‌ های “فروید” ساخته شد. «لوئیس بونوئل» با همکاری «سالوادور دالی» فیلم‌ نامه‌ «سگ اندلسی» را نوشتند.

فیلمی که با مجموعه ای از تصاویرِ ظاهرا مجزا و بی ارتباط بهم ساخته شده که هر کدام از این تصاویر از ناخود آگاهِ فیلم نامه نویسانِ آن، نشأت گرفته است.

جالب است تا بدانید ایده این فیلم از خوابی می آید که لوییس بونوئل و دالی برای هم تعریف می کنند. دالی در خواب می بیند که از کف دستش مورچه‌ بیرون می‌آید و بونوئل هم در خواب ابری باریک را می بیند که ماه را به دو نیم کرده است. (شبیه به معروف ترین سکانس فیلم که تیغ، چشمی را از وسط می برد و به دو نیم می کند.)

همین خواب دیدن ها باعث می شود که این دو هنرمند به یکدیگر بگویند که چرا فیلمی درباره رویاهایشان نسازند؟

سپس آنها در عرض ۳ روز فیلمنامه‌ فیلمی را می‌نویسند که نخستین ساخته «بونوئل» می شود با سرمایه ای که مادرش برای ساخت فیلم به او می دهد. بونوئل در مصاحبه‌ای درباره ساخت فیلم توضیح می دهد که در این فیلم، تنها ایده‌ها و تصاویری که منطقی نبود و در واقعیت وجود نداشت؛ پذیرفته می‌شدند.

او می گوید که من و دالی تمام درها را به روی افکار نامعقول باز می‌گذاشتیم و تنها تصاویری را ارائه می‌کردیم که بی‌دلیل ما را غافلگیر کنند.

بونوئل در کتاب خاطراتش می‌نویسد که در اکران نخست فیلم، با جیب‌هایی پُر از سنگ در پشت‌صحنه ایستاد تا در شرایط بحرانی با این سنگ‌ها از خود در برابر تماشاگران دفاع کند!

نقاشی سیمای جنگ از معروف ترین آثار دالی است

نقاشی معروف “سیمای جنگ” یکی از معروف ترین آثار دالی است که در فاصله پایان جنگ داخلی اسپانیا و آغاز جنگ جهانی دوم کشیده شد. این نقاشی تصویری بزرگ از یک سر است؛ بی رمق و پژمرده؛ و بهتر بگوییم شبیه به جمجمه مردگان که در حفره دهان و چشم‌هایش صورتک هایی نمایان است که گویی تا بی نهایت تکرار می شوند.

مارهایی گزنده نیز در اطراف سر قرار دارند. در گوشه سمت راست نقاشی هم دستی وجود دارد که به‌گفته دالی جای دست خودش است!

این اثر هنری در سال۱۹۴۰ میلادی و با تکنیک رنگ و روغن روی بوم خلق شده است که اکنون در موزه بویمانس فان بنینگن، روتردام نگهداری می شود.

نقاشی دالی در کاخ سعدآباد

یکی از آثار نقاشی سالوادور دالی در ایران است و در موزه هنرهای زیبا کاخ سعد آباد نگهداری می شود.

عنوان این اثر “خواب” است و با توجه به ملاقات فرح پهلوی و سالوادور دالی و عکس ثبت شده از این دیدار به احتمال بسیار زیاد توسط فرح پهلوی خریداری شده است.

ملاقات دالی و فروید

فروید می گوید : «من در نقاشی های کلاسیک به دنبال ناخودآگاه هستم و در نقاشی های سورئالیستی به دنبال خودآگاه.»

دالی مانند بیشتر هنرمندان سورئالیستی در نوشته ها و اندیشه های فروید درباره ناخودآگاه و جنسیت و رویاها غوطه ور بود و آرزوی دیدار با او را بارها به شکل گفت و گویی تخیلی در نوشته های خود یادآور شده است.

فروید به هنر آوانگارد علاقه ای نداشت و به هنر کلاسیک به ویژه آثار لئوناردو داوینچی تمایل نشان می داد. آن قدر که یکی از آثار لئوناردو باعث طرح نظریه ای به عنوان تصویر دوگانه در روانشناسی توسط او شد.

دقیقا این نظریه همان تکنیکی است که دالی آن را در هنرش توسعه می دهد. به آن معنی که پیکر بندی یا ترکیبی را نقاشی کند که به دو شکل قابل تعبیر باشد.

دالی مشتاق بود فروید را ملاقات کند و ایده «نارسیس» را با او مطرح کند. به همین دلیل آخرین نقاشی خود را (دگردیسی نارسیس) را به ملاقات فروید برد و این دیدار مسیر دیگری را در مقابل فروید قرار داد.

نارسیس یکی از چهره های اساطیر یونان است که آنچنان زیبارو بود که دلباخته تصویر منعکس شده خود در یک برکه آب شد. حتی پری دوست داشتنی موسوم به اکو نیز نتوانست او را وسوسه کند تا از حالت خودشیفتگی خارج شود؛ نام نارسیس با نام گلی که به آن تغییر شکل داده بود گره خورده است و برای افرادی به کار می رود که به شکل افراطی دربند ظاهر خود هستند.

دالی حتی شعر بلندی هم برای نقاشی اش می نویسد تا مردم درک بهتری از اثرش پیدا کنند.

این دیدار ۳ طرح از فروید را به جای گذاشت که توسط دالی کشیده شده و هر سه سیاه سفید است؛ یکی طراحی با مداد، دیگری با مرکب و آخری هم با قلم فلزی.

دالی برای آخرین طرح که حالتی شلوغ و بهم ریخته دارد در یادداشتی کوچک نوشته است:

«این جمجمه فروید است که شبیه به حلزون می ماند…»

حلزون نماد است، نشانه ای از لابیرنت های مورد علاقه دالی که در آن به دنبال کشف دنیایی می گشت که به نام او ثبت شده است.

مرگ دالی

در بیست و سوم ژانویه سال ۱۹۸۹ میلادی سالوادور دالی بر اثر سکته قلبی در برج گالائتا (قصر پوبول) در گذشت و جسدش به وصیت خودش توسط «نارسیس باردالت» مومیایی شد.

در وصیت نامه اش کل دارایی (۱۳۰ میلیون دلار) و آثارش را به دولت اسپانیا واگذار کرد که میان مادرید و فیگراس تقسیم شد.

آرامگاه دالی در حیاط موزه‌ای که به افتخار او بنا شده در شهر زادگاهش، فیگرس، قرار دارد.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط