واکاوی فرهنگ سیاسی ایران/بخش پایانی

مشارکت حداکثری یا دولت حداقلی؟

تصویر علیرضا بهشتی

علیرضا بهشتی

اگر مروری بر  وقایع تاریخ مشروطه خواهی در ایران داشته باشیم، در می یابیم که آنچه جنبش مشروطه را در تاریکخانه فارغ از هر گونه عقلانیت سیاسی دوره قاجار، به  سمت آغاز شکل گیری توسعه سیاسی در جامعه ایران برد، گروه ها، جریان ها و اندیشه ها و باورهایی بود که پیش از آن نیم نگاهی هم به تحول و توسعه در ایران نداشتند.

اگر تاریخ سیاسی ایران را بخواهیم به دوره پیش و بعد از مشروطه تقسیم کنیم نیاز است تا مؤلفه های بنیادینی را در این زمینه در نظر بگیریم. مؤلفه هایی مانند: ملی گرایی، استبداد ستیزی، استعماری ستیزی،آزادی خواهی و…

اما چه عاملی سبب شد تا این مؤلفه ها در کنار هم قرار گیرند و مردم زنجیر تقید و پایبندی به قانون را برگردن مظفرالدین شاه قاجار بیندازند؟

همواره از رویدادها و عوامل مختلف تاثیر گذار بر مشروطه سخن به میان می آید. رویدادهایی مانند: وابستگی به بریتانیا و روسیه، نهضت تنباکو،  ترور ناصرالدین شاه، مسئله احداث بانک استقراضی روسیه ، مسئله گرانی قند، ماجرای موسیو نوز بلژیکی و…

اما کمتر به یک گره گاه مرکزی در گفتمان مشروطه توجه شده است. مؤلفه ای که خود سبب عینیت یافتن خواست و نیازهای مردم و به تبع آن تغییر نظام سیاسی از مطلقه به مشروطه شد؛ پس پاسخ پرسش مطرح شده مشارکت حداکثری مردم به ویژه طبقه متوسطی است که تا پیش از آن دوران، کنج عزلت گزیدذه بود.

وقتی سخن از اشتراک نظر تجدد گرایانی چون ملکم خان و علمایی چون محمد حسین نائینی و اکثریت جامعه در زمینه حکومت قانون و تاسیس پارلمان درایران شد، مشارکت برای آغازین بار در یک تحول اجتماعی و سیاسی فراگیر با حضور طبقه ای در جامعه شکل گرفت که نامش «طبقه متوسط» بود.

گروهی از مردم که فارغ از تفاوت ها در دیدگاه ها و باورها بر مبنای عقلانیت سیاسی، با همه تفاوت ها در نوع عقلانیت، توجه به منافع ملی و مردم را یکسان انگاشتند. در این زمینه کمتر کسی است که نقش پر رنگ رسانه ها را در انقلاب مشروطه در نظر نگیرد. طبقه متوسط که تا آن زمان حداقل برای مردم ایران زمین واژه ای نا آشنا بود، از طریق روزنامه ها و نشریاتی مانند وطن، قانون، ثریا، عروه الوثقی و…. البته  فعالیت و آگاهی رسانی نخبگان دینی و ملی گرا در داخل ایران، زمینه ساز شکل گیری جامعه پذیری سیاسی، مشارکت سیاسی، احزاب و جریان های سیاسی در جامعه ای شد که نظام ارباب -رعیتی و فقدان عقلانیت سیاسی در آن، مطالبه گری را به رویایی دست نیافتنی تبدیل کرده بود.

 طبقه متوسط بود که مطالب منتشر شده در مطبوعات را نهال آگاهی سیاسی را  پرورش داد و زمینه های افزایش مشارکت سیاسی در جامعه را در جریان مشروطه خواهی فراهم کرد؛ یک تحول و نوزایی در جامعه ایران که نخبگان آن دیگر نه در قالب فرد گرایی بلکه بر مبنای یک هدف مشترک با همه تفاوت در عقاید و باورها، با اجماعی تاریخی و کم نظیر در تاریخ ایران، پذیرش قانون را یک ضرورت ملی دانستند.

جریان مشروطه خواهی فارغ از فراز و فرودهایش و اینکه به چه میزان در روند توسعه فرهنگی و سیاسی جامعه ایران نقش داشت و  البته نقدهایی هم به آن می شود،در هر حال آغاز یک جنبش سیاسی نوین در ایران بود که سبب تغییر در فرهنگ سیاسی شد و مسیری برای کاهش قدرت سیاسی پادشاه و ظهورچارلما، قانون اساسی و زمینه ساز شکل گیری دولت نوین  در ایران شد. تفکیک قوایی ناقص ولی لازم در جامعه ایران متولد شد و قانون اساسی تدوین شد. نکته مهم در این میان آغاز حرکت در مسیر توسعه  به ویژه توسعه سیاسی بود. به عبارت دیگر جریان مشروطه خواهی نشان داد که مشارکت سیاسی با بهره گیری از عقلانیت فارغ از میزان منافع آن برای مردم ضرورتی انکار ناپذیر در جوامعی است که خواهان گذار از تمامیت خواهی به مردم سالاری هستند.روندی که که در هر حال اگر آغاز نمی شد بسیاری از نهادهای نوین در ادبیات و ساختار نظام سیاسی و مفاهیمی چون آزادی، ملی گرایی، استبداد ستیزی و استعمارستیزی در فرهنگ سیاسی ایران نهادینه نمی شد.

نمونه این جریان در بسیاری از تحولات و انقلاب های مختلف در دنیا وجود دارد که برای رسیدن به توسعه سیاسی، سیری تدریجی و همراه با گذارهای پی در پی بوده است. بارزترین این مثال در غرب، انقلاب فرانسه است.

افزایش مشارکت سیاسی بر مبنای عقلانیت و طرز تفکر جامعه سیاسی را جانی تازه می بخشد. اما تأثیر گذارترین عامل برای نمود این مشارکت طبقه متوسط است.البته وقتی از طبقه می گوییم، معنای مارکسیستی آن نیست. به عبارتی دیگر منظور مجموعه ای از نخبگان، تحصیلکردگان،علما و روحانیون، اصحاب رسانه و کارمندان را که مهم ترین اعضای تشکیل دهنده این طبقه در ایران هستند.

نظام های رسانه ای از طریق بازنمایی دیدگاه ها و آرای این گروه هاست که با مشکلات و آسسیب های اقشار پایین جامعه از نظر اقتصادی و سایر امکانات زیستی، آشنا می شوند  و آن ها را نسبت به تصمیم سازی و از سوی دیگر شناخت وظایف حکمرانان نسبت به مردم و برعکس آگاه می کنند. به عبارت دیگر آن ها را وارد عرصه مشارکت سیاسی می کنند.

در شرایط کنونی که جامعه ما متاسفانه دارای چند پارگی فرهنگی و سیاسی است و از سوی دیگر شاید برای گروهی که به دنبال حداقل آرا هستند، تاکید بسیاری بر مشارکت بالا وجود ندارد،مشارکت حداکثری، شرط ادامه در مسیر توسعه سیاسی است که با فراز و فرودها و گذارهای بسیاری در تاریخ سیاسی ایران سیر مستقیم و صعودی نداشته است.

شکل گیری دولت حداقلی از یک سو مشروعیت نانوشته دولت را زیر سؤال می برد و از سوی دیگر انگیزه سیاسی دولت را برای انجام اصلاحات و رفع مشکلات عامه کمتر می کند.

چنین مشارکتی سبب تشکیل دولتی می شود حداکثری که از برنامه رؤیا پردازانه و پوپولیستی و عام گرایانه  فاصله می گیرد و به سمت اجرای برنامه توسعه هفتم و سیاست کلان نظام می رود. یکی از مصادیق مهم مشارکت حداکثری بر مبنای عقلانیت و آگاهی سیاسی توجه به برنامه هایی است که اجرای آن با اما و اگرهای فراوانی همراه است.

  برای شکل گیری مشارکت حداکثری بر مبنای عقلانیت و آگاهی سیاسی نیاز است که طبقه متوسط جامعه که همواره به عنوان حلقه ارتباطی میان نظام سیاسی و اقشار بسیار آسیب پذیر بوده اند، با تحلیل و درک درست از برنامه های نامزدها، در نظر گرفتن منافع ملی، اخلاق مداری و صداقت، جامعه را از شکل گیری دولت حداقلی در امان دارند.

کوتاه اینکه، مشارکت سیاسی بر مبنای عقلانیت برنامه های اقتصادی رویا پردازانه، افزایش تنش و اتهام زنی و تخریب را بر نمی تابد و به تبع آن دولتی که پشتوانه مردم را داشته بشد، دولتی می شود حداکثری که بر مبنای گفتمان قالب در جامعه، منافع ملی را بر منافع گروهی و حزبی برتری می دهد، حضوربازیگران تاثیر گذار در نظام بین الملل را می پذیرد و متناسب با واقعیت های موجود در عرصه بین الملل سیاست خارجی کشور را تعیین می کند، نه اینکه در صدد حذف بازیگران بین المللی برآید . در چنین شرایطی است که می توانیم قطار توسعه را از مسیر های فرعی و دور و دراز افراط و تفریط به سمت مسیر مستقیم و پایدار توسعه و پیشرفت برگردانیم.

 

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط