آش درهمجوشِ ماجرای موزه امام علی شهرداری تهران به حدی شور شده که هر چه بیشتر هم میخورد، ابعاد بهتآوری از این فاجعه رونمایی میشود.
به گزارش خرد و فرهنگ به نقل از روزنامه اعتماد، گزارش دیروز روزنامه سازندگی و مصاحبههای برخی مقامات مسوول کار را بغرنجتر کرده، به گونهای که شاید حالا دیگر همه ترجیح میدهند آن 30 تابلو تمام و کمال در دوبی به فروش رسیده باشند. تراژیک بودن ماجرا اینجاست که ابتدا عنوان شد تعدادی از تابلوهای ارزشمند موزه امام علی در دوبی به فروش رسیدهاند، اما بعد از چندین اظهارنظر عجیب درباره بیارزش یا مستعمل بودن تابلوها توسط مسوولان شهرداری، حالا یک مقام مسوول از حوزه هنری (که خدا میداند کجای این ماجراست) با روزنامه فرهیختگان گفتوگو کرده و گفته چرا اینقدر شلوغ میکنید؟ 28 تا از این تابلوها دست ماست! از آن طرف، رییس سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران هم با روزنامه همشهری مصاحبه کرده و گفته تابلوها پیش ماست! آش درهمجوش که گفتم همین است!
باید دید مواهب خروج این 30 تابلو از موزه امام علی برای عاملان این اقدام چقدر گسترده بوده که حاضر شدهاند خبر فروش این تابلوها در دوبی را منتشر و وایرال کنند، اما اقرار نکنند که فروشی در کار نبوده و تابلوها در اختیار خودشان است. تکه دیگری از این پازل، تبدیل شدن روزافزون فعالان (بخوانید بیهنران) فرهنگی و هنری وابسته به حاکمیت، در سالهای اخیر به «مجموعهدار» است. برای خیلی از مطلعان، جالب و عجیب بود که در چند سال اخیر، هرازگاهی خبری از گوشه و کنار درز میکرد مبنی بر اینکه فلان آدم -که تا دیروز یک فرد کاملا معمولی در عالم فرهنگ و هنر بود، بیهیچ هنر خاصی یا وجه ممیزه مشخصی – مجموعه ارزندهای از آثار هنری را گردآوری کرده و آرشیو خوبی در اختیار دارد. اینجور وقتها ما هم چشمانمان گرد میشد که عجب!
فلانی از کجا سرمایه و رابطه دست و پا کرده که اینقدر کار خوب و شاخص را برده به گنجینه خودش؟ حالا دم خروس که چه عرض کنم، خود خروس علنا زده بیرون! گویا حضرات بیسر و صدا، مشغول انتخاب آثار مورد نظر از موزههای مطرح کشور، برای مجموعه شخصیشان بودهاند. گویا طفل بهانهگیرِ فربه شده از رهگذر رانتخواری، میرفته آرشیوها و مجموعههایی را که سرمایه ملی به حساب میآیند، میدیده و با دیدن هر اثر هنری شاخصی که چشمش را میگرفته، پا میکوبیده که «این باید مال من باشد!» بعد یک نفر، از همانهایی که دوستانی دارند که اگر بخواهند، لواسان را هم به نام رفیقشان میکنند (!) پیدا میشده و برای اینکه اخم آن طفل نیاید پایین، گنجینه ملی را کادوپیچ میفرستاده دم در خانهشان!
یک بعد دیگر ماجرا که خیلی جالب است، اظهارنظر همزمان حوزه هنری و شهرداری است. اینکه هر دو با هم، به صورت کاملا خودجوش و اتفاقی گفتهاند جوش نزنید، تابلوها دست ماست. یعنی چه که همزمان دست هر دوی شماست؟ شهرداری که تا دیروز در این ماجرا صم بکم بوده، چه شده که یکشبه دست به افشاگری زده است؟ آن 28 تا پیش شماست، سلمنا، بگویید آن طفلی که پاکوبیده، دوتا تابلوی دیگر را هم بیاورد. گویا آن دو تابلو، از آثار هانیبال الخاص هستند. در گزارش روزنامه سازندگی آمده که «نگاره آفاق ماهستان» عنوان موسسهای است که آثاری را به آرتفر دوبی برده که 14 اثر موزه امام علی هم در آن قرار داشته و به فروش رسیده است.این موسسه را باید در تاریخ فرهنگی این مملکت ثبت کرد و به خاطر سپرد! این موسسه آخر فروردین 1403 در دوبی 39 اثر هنری را فروخته که 14 مورد آن برای موزه امام علی است و از مالکیت سایر آثار اطلاعی در دست نیست. دم خروس ماجرا اینجاست که همگی اعضای این شرکت، چهارم تیر امسال سهم خود را به حوزه هنری واگذار کردهاند و افراد تازهای هم به جای آنها معرفی نشدهاند. چه شد؟ یعنی موسسه را اساسا تاسیس کرده بودند برای همین کار! تیر خلاص را هم بزنم و بگویم که سازندگی نوشته دفتر این موسسه در طبقه اول ساختمان حوزه هنری واقع در خیابان سمیه قرار دارد و محمد زرویی، مدیرعامل و مسعود نجابتی و عباس حسیننژاد هم به عنوان اعضای هیاتمدیرهاش معرفی شدهاند. حق داریم که بپرسیم حوزه هنری این وسط چه میگوید؟ یا دستکم از شما خوانندگان عزیز بخواهیم پیدا کنید پرتقالفروش را؟ حرف آخر اینکه ایهاالناس! در موزه امام علی سه هزار اثر ارزشمند و گرانقیمت وجود دارد که یک قلم آن، 64 اثر از پرویزخان تناولی است. این 30 اثر که بین حوزه هنری و شهرداری بر سرشان دعوا شده، اما کسی از دو هزار و 970 اثر دیگر خبر دارد؟




آخرین نظرات: