موزه ای مدرن که با الهام از بادگیرهای کویری ایران ساخته شد

گشت و گذاری در موزه هنرهای معاصر تهران / بخش نخست

تصویر مرجان داودی

مرجان داودی

موزه هنرهای معاصر تهران که یکی از سرشناس ترین موزه های کشور بشمار می آید؛ طراحی بنایش تلفیقی از سبک مدرن و الهام از بادگیرهای کویری ایران است که دارای گنجینه ای منحصر بفرد است که بیش از ۳۰۰۰ اثر ارزشمند را در خود جای داده است.تنها موزه ای که از ابتدا با کاربری موزه تعریف و بنایی که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی و در مجاورت پارک لاله ساخته شده است.

این گنجینه جزو اموال عمومی کشور محسوب می‌شود و میانگین قیمت کل آثار آن بین ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

بنایی مدرن که مفاهیم فلسفی دارد

معماری موزه هنرهای معاصر، نوین است اما از معماری سنتی ایران و مفاهیم فلسفی هم بهره گرفته است.

این سازه را “کامران دیبا ” طراحی و معماری کرده است و در ساخت این بنا از عناصر معماری سنتی ایران مانند هشتی، چهارسو، و گذرگاه به خوبی استفاده شده است.

شاید به جرات می توان گفت این موزه تنها موزه ای در کشور است که علاوه بر اینکه آثار ارزشمندی را در فضای داخلی به نمایش می گذارد در فضای بیرونی هم موفق عمل کرده و به نوعی بخش دوم موزه متعلق به فضای باز آن است که آثار حجمی هنرمندان مطرح ایرانی و خارجی را در خود جای داده از پرویز تناولی تا رنه مارگریت و جاکومتی و هنری مور و…

موزه ای که در مدت زمان ۹ سال ساخته شد

متریال این بنا را سنگ و بتن تشکیل داده و در مجموع ۸۵۰۰ مترمربع مساحت دارد.

نمای بیرونی ساختمان با الهام از بادگیرهای مناطق حاشیه کویر ایران ساخته شده‌ و دلیل تلفیقی بودن طراحی بنا در بخش های مدرن و سنتی هم به گفته معمار اثر کمبود بودجه‌ بوده که این امکان فراهم نشده تا به دیدار موزه های مختلف در سراسر جهان برود؛ به همین دلیل کم کم توجه اش به سمت و سوی معماری ایرانی و به ویژه بخش محلی جلب شده است.

دیبا، بهترین نمونه‌های این سبک را در پشت‌بام‌های کاهگلی و گنبدی روستاهای کویری ایران می بیند.

نقش نور در معماری ایرانی

مانند بسیاری از سازه ها در معماری سنتی ایرانی در این سازه نیز نور نقش مهمی ایفا می کند.نوری که از آسمان قرار است به فضای داخلی این سازه هدایت شود همچون طاق‌های روستایی و نورگیرهایی که برگرفته از بادگیرهای کویری است.

پنجره‌هایی در انتهای “بادگیر” طاق‌ها تعبیه شده اند که نقش انتقال‌جریان باد و تهویه و تابش نور را دارند که با الهام از این سبک معماری محلی ساخته شده اند؛ هرچند که این پنجره ها امروز دیگر باز نمی‌شوند اما به عنوان منبع نور و روشنی فضا کاربرد دارند.

مارپیچی که گالری ها را بهم می پیوندد

داخل ساختمان موزه مسیری مارپیچ به شکل چرخشی طراحی شده‌ که بازدیدکنندگان با طی کردن مسیری که شیب ملایمی هم دارد به سمت پایین راهنمایی می‌شوند.

این مسیر مارپیچ در داخل در تضاد با نمای بیرونی است و حالتی کاملاً نوین دارد.

در این مارپیچ ۷ فضا یا گالری (نگارخانه) اصلی قابل رویت است؛ هر گالری به آرامی به گالری بعدی متصل می‌شود؛ به گونه ای که گویی بازدیدکننده در تونل زمان سفری را همراه با زیباترین آثار هنری جهان از گذشته های دور به درون زمین تجربه می کند…

آغاز و پایان بازدید در یک نقطه

اتصال هر گالری به گالری بعدی توسط راهرویی با شیب ملایم انجام می شود و نقطه قوت یا وجه تمایزش با سایر موزه ها این است که طراحی فضاهای بسته به گونه‌ای انجام شده که دقیقا گالری شماره یک یا همان سرسرای اصلی، برای بازدید کنندگان هم نقطه آغاز است و هم پایان؛ به این ترتیب نقطه آغاز و پایان بازدید یکی است!

سرسرا، دارای قاعده‌ای هشت‌ضلعی است به شکل نیمه‌منظم که طاقی بلند دارد و در بالای آن نورگیر سقفی بزرگ همراه با چهار بادگیر قابل مشاهده است.

پر واضح است که در طراحی این سرسرا اهمیت بسیاری به فضای میانی و ارتباط آن با ورودی و گالری‌هایی که پشت سرهم قطار شدند و همچنین کتاب‌فروشی و رستوران مجموعه داده‌ شده است. ارتباط سرسرای اصلی به سمت پایین هم جالب توجه است.

اینکه در کنار فضای تهی میانی، عبور از راهرویی مار پیچ را تجربه می کنید که اتفاقا به نسبت شیب تندتری هم دارد.

پایین مارپیچ و در دلِ هشتی هم اثری مدرن از هنرمند ژاپنی “نوریوکی هاراگوچی” پیکره‌ساز ژاپنی پیرو مکتب مینیمالیسم قرار دارد که نامش ماده و فکر است و ترکیبش هم از روغن و پولاد.

این اثر در ایران ساخته شده‌ و شبیه به حوض خانه‌های ایرانی می ماند که بازدیدکنندگان آن را به شکل آینه‌ای بزرگ می‌بینند.

باغ بیرونی

فضاهای باز و باغ و حیاط موزه از اشکالی نامنظم تشکیل شده است.

حیاط میانی ترازهای گوناگونی دارد و دارای سکوهایی با بلندی ناهمسان و پله‌هایی است که باعث پیوند بین سکوها می شوند.

دیوارهای ساختمان موزه، بسته است و کم‌روزنه و شکلی دژ مانند دارند که از حجم‌های توپر و سنگین تشکیل شده است.

مصالح به کار رفته در نمای ساختمان هم سنگ‌های بادبر نارنجی و بتن هستند. علت انتخاب سنگ‌های بادبر هم این است که نما را سنگین و سنتی نشان دهد تا شکلی تاریخی به خود بگیرد.

بخش مدور نورگیرها را هم با ورقه‌های مسی پوشانده اند و شیشه‌هایی تیره رنگ در انتهای نورگیرها قرار دارند و دیوارهای سنگی هم با بتن قاب‌بندی شده‌اند.

نقش رنگ در طراحی فضا

از رنگ در طراحی این فضا به خوبی استفاده شده تا شکل و شمایلی سنتی و تاریخی و محلی به خود بگیرد.

اینکه رنگ متمایل به کرم بتن و ترکیب آن با سنگ‌های لاشه باعث شده تا ترکیب رنگی ایجاد شود که بوی معماری کاهگلی کویری ایران را می دهد…

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط