نقاشی ونگوگ به قیمت بیش از ۹ میلیون دلار فروخته شد

رمز و راز نقاشی های گمشده در تاریخ

تصویر مرجان داودی

مرجان داودی

موزه ” نورد برابانتس” در هلند یکی از آثار ونگوگ را که چهره ای از زنی روستایی است؛ با قیمت بیش از ۹ میلیون دلار خریداری کرده است.

این تابلو تا این لحظه گران ترین اثر ونگوگ شناخته شده و آن را پنجمین اثر از ونگوگ می دانند که در کنار دیگر آثار هنری این موزه قرار گرفته ؛ پرتره ای که در سال ۱۸۸۵ میلادی نقاشی شده یعنی درست در همان سالی که او نقاشی معروف سیب زمینی خورها را خلق می کند.

شباهت شخصیت دو نقاشی

شبیه به تابلو نقاشی سیب زمینی خورها می ماند و نکته جالب توجه هم همین است که هر دو اثر در یک سال کشیده شده اند یعنی در سال ۱۸۸۵ میلادی.

اینکه کدام تابلو تقدم بر دیگری دارد را نمی دانیم اما پر واضح است که این دو اثر به یکدیگر مرتبط و شبیه بهم اند.

آن دسته از افرادی که با علاقه نقاشی های ونگوگ را دنبال می کنند؛ به محض دیدن این اثر پی به شباهتش با چهره زنی که در تابلو سیب زمینی خورها نمایان تر است می برند؛ اما نکته حائز اهمیت این است که این دو اثر تفاوت های جزئی هم نسبت بهم دارند.

تابلو سیب زمینی خورها

همانطور که از نام اثر هم پیداست؛ این نقاشی تصویری جز فقر و گرسنگی و تشویش و اضطراب از آینده ای نامعلوم نیست.

در تابلو سیب زمینی خورها با چهره های فرتوتی مواجه هستیم که غمِ نان دارند.

اثری هنرمندانه که از غلتیدن رنگ های خنثی روی بوم نقاشی خلق شده و روایت است که ونگوگ این تابلو را با شکم گرسنه کشیده تا درد مردم گرسنه را بهتر به تصویر بکشد.

یا در روایتی دیگر سیب زمینی را روی بوم می کشیده و در ترکیب رنگ هایش از پوست سیب زمینی استفاده کرده است.

این نقاشی بوی سادگی و نان و هیزم خانه های روستایی را می دهد!

زبری و زخمِ دست هایی که تنها دیده نمی شوند؛ بلکه می توانی با تصویر سازی ذهنی آنها را لمس و احساس کنی یا حتی صدایِ رنگ های به کار رفته در تصویر را بشنوی…

رنگ و رخسار زن در تصویر، هم گرسنه است و هم نگران از زندگی و آینده ای که احساس می کند رو به تاریکی است.

اصلا این تابلو نمایشی از همان جمله معروف ونگوگ است: “غم برای همیشه باقی خواهد ماند.”

در هر دو اثر رنگ ها و شکل و شمایل لباس ها یکیست؛ با اندکی تغییر . اینکه در سیب زمینی خورها کنتراست بیشتری از رنگ ها به چشم می خورد و در بعضی نقاط هم رنگ ها تا عمق تاریکی فرو رفته اند.

حال اینکه در تابلوی چهره زن روستایی اندکی رنگ ها به سمتی فضایی روشن تر رفته و با کنتراست کمتری مواجه هستیم.

شاید بتوان از این دو نقاشی به نتیجه گیری کلی تری رسید که دو زن هر دو یک نفرند با حس و حالی متفاوت در فضایی متفاوت تر!

حس و حالی که در مدت زمانی کوتاه چهره این زن را تغییر داده است.

او در ابتدا ظاهری آراسته تر داشته و بعد سختی روزگار تا مغز استخوانش فرو رفته که چهره اش این گونه فرتوت و مضطرب شده است.

نشانی کوچه صنوبر کجاست؟

ونسان ونگوگ هنرمند نام آشنایی است که اتفاقا در دوران حیاتش چهره ای شناخته شده نبود!

او تازه بعد از مرگ شناخته شد تا نقطه ای که امروز تابلوهایش میلیون ها دلار به فروش می رسد.

ونگوگ نه تنها بعد از مرگش مشهور شد بلکه رمز و رازهای نقاشی هایش همچون داوینچی هنوز در حال گشوده شدن است.

به عنوان مثال اخیرا دانشمندی با بهره از علم نجوم موفق شده تا نشانی نقاشی “کوچه صنوبر در غروب خورشید” را که ونگوگ در جاده ای روستایی به تصویر کشیده است را شناسایی کرده و حتی موقعیت جغرافیایی این اثر هنری را هم تعیین کند و زمان آن را اندکی قبل از غروب خورشید ۱۳ یا ۱۴ نوامبر سال ۱۸۸۴ و در امتداد یک جاده ۳۶۵ متری معروف به “Weverstraat” در شهر هلندی “نوینن” تشخیص دهد.

بر اساس محاسبات و سوابق آب و هوایی این منطقه؛ درست در همین نقطه از تاریخ که نقاشی کوچه صنوبر خلق شده آسمان صاف بوده تا شرایط برای کشیدن این نقاشی در فضایی باز فراهم شود.

یا همین چند وقت پیش تصاویر جدیدی از ونگوگ کشف شد که در پشت اثر دیگری از این هنرمند با مقوا پوشانده شده بود. این تصویر که با چشم غیر مسلح قابل رویت نبود خود نگاره ای از خودش بود؛ از ونگوگ!

زندگی در خانواده ای مذهبی

ونگوگ در استان برابانت شمالی هلند، نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. پدر و پدر بزرگش هر دو کشیش بودند و همین ریشه مذهبی در او باعث شد تا در جوانی مبلغ دین مسیح در میان کارگران معدن زغال سنگ شود و روز و شبش را با آنها بگذراند.

تصویر سختی آدم ها در معدن و دیدن چهره خسته و دود زده شان باعث ایجاد نخستین جرقه های طراحی شد.

او در کنار طراحی از کارگران، آنها را موعظه هم می کرد اما کلامش تاثیری نداشت تا روزی که تصمیم گرفت همچون مسیح در کنارشان کار کند.

به نظر می رسد که ونگوگ در همان نقطه از زندگی روحش را صیقل داد و در ادامه زندگی کوتاهش دنیایی را دید که کمتر کسی می توانست از زاویه نگاه او جهان را این گونه تماشا کند…

او هنر را این گونه توصیف کرده است:

” هنر برای دلجویی از کسانی است که توسط زندگی شکسته شده اند. “

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط