“سالوادور دالی” نقاش سورئاليستی است که بیشتر نقاشی هایش تحت تأثير نظريه های “فرويد” بوده است.
سورئالی که آثارش نمایی از روياها و افكار نيمه ناخودآگاه و ناخودآگاهش است و با بهره از این روش به كشف ذهن ناخودآگاه و ابعاد پنهان و تاريک انسان پرداخته است.
یکی از معروف ترین مجموعه نقاشی های او با الهام از سروده های «کمدی الهی» اثر “دانته” در مجموعه تاریخی کاخ نیاوران به نمایش در آمده است که خود گنجینه ای ارزشمند از منحصر بفردترین نقاش تاریخ است؛ با ما همراه باشید…
دوزخ، برزخ و بهشت
سالوادور دالی در تصاوير دوزخ، افكار و روياهایش را با واقعیت سروده های کمدی الهی دانته در هم آميخته تا واقعيتی برتر را خلق کند. کنتراست های تند و تیز قلم و پیچشی شگفت انگیز در پدید آوردن نقاشی «گناهکاران شکم پرست» که بی شک باعث تامل مخاطب در مواجهه با دیدن تصویر می شود. او در بيشتر تصاويرش به ابعاد پنهان و تاريک خواسته ها و نيازهای سركوب شده انسان پرداخته است.
در مجموعه نقاشی های “دوزخ” بیشتر از سایر نقاشی ها نظريه ها و ديدگاه های فرويد دیده می شود تا وقايعی که دانته به آن پرداخته است.
دالی در بيشتر نقاشی ها به ماهيت انسان و غرايزش پرداخته و گناهان و ضعف های انسان را در حالی ترسیم کرده که هر کدام ريشه در محرک های ناخودآگاه دارند.
از تاریکی به نور
“كمدی الهی” اثری شناخته شده و شاخص از دانته است؛ با مفاهیم عمیق فلسفی كه انسان را به بازانديشی درباره گناه، اخلاق و معنای زندگی دعوت می كند.
اصلا این کتاب اخلاق محور است و دانته با روايت سفری از دوزخ به بهشت، مسير پيچيده ای را به تصویر می کشد که از عمق تاريكی به سمت نور در حرکت است.
سروده های این کناب نشان می دهد که تنها راه رسیدن به کمال عشق و ايمان است.
اين شاهكار، همچنان به عنوان يكی از تأثيرگذارترين آثار تاريخ ادبيات جهان به شمار می آيد و مفاهيمش برای تمام نسل ها قابل درک و ارزشمند است.
از دورخ( Inferno ) می گوید و مواجهه با گناهكاران و یکی از سروده هایش این است:”در نيمه راه زندگی ما، خويشتن را در جنگلی تاریک يافتم زيرا راه راست را گم كرده بودم.”
از برزخ( Purqatorio ) هم سروده دارد و مفهوم کلی اش اميد و تزكيه نفس است و بهشت ( Paradiso ) را هم اوج روشنايی و عشق الهی معرفی می کند.
دوزخ: سفر به اعماق تاريكی (Inferno)
“كمدی الهی” را به عنوان یکی از شاهكارهای بی بديل در سراسر تاريخ می شناسند. منظومه ای بزرگ که با محوریت انسان سروده شده است؛ انسانی كه بر مبنای اراده ای که دارد می تواند انتخاب کند که سزاوار پاداش باشد یا مستحق كيفر.
دوزخ، ۳۴ سرود دارد كه سرود نخست آن پيش درآمدی بركل اثر است. اثری كه محور اصلی داستانش سيرو سلوک “دانته” به سوی خداوند است، شرح اين كه “دانته” چطور با كمک ويرژيل(شاعری كه بسيار او را می ستود) از جهنم عبور می كند و به برزخ می رسد و در آنجا با “بئاتريس” راه را تا بهشت ادامه می دهد.
او در یکی از سروده هایش می گوید:” در نيمه راه زندگانی ما، خویشتن را در جنگلی تاريک يافتم، زيرا راه راست را گم كرده بودم، وچه دشوار است وصف اين جنگل وحشی و سخت و انبوه، كه يادش ترس را در دل بيدار می كند!”
در ادامه دانته از حيواناتی كه در جنگل می بيند سخن می گويد و سپس سفرش را به دوزخ شرح می دهد…
“ویرژیل” یکی از شخصیتهای اصلی مجموعه “کمدی الهی” است که به “دانته” که یار و یاورش است و به او کمک می کند تا از دوزخ عبور کرده و تا نیمه های راه برزخ هم همراهش است.
بخش دوزخ يادآوری می کند که زندگی در اين دنيا و انتخاب های ما تأثيری عميق بر زندگی پس از مرگ دارد.
در واقع از ابتدا تا انتهای سروده های او که از ترس دوزخ آغاز شده و تا سرود و نوید بهشت ادامه دارد؛ دنیای فردی را شرح می دهد که دچار تحول معنوی می شود و پيوسته در حال آموختن است.
برزخ : جايی بين تاريكی و روشنايی (Purgatorio)
بخش دوم كمدی الهی، برزخ است که در آن ارواحی هستند كه اميد به رستگاری دارند.
برزخ بر خلاف دوزخ است و خبری از فضایی تاريك و نااميد كننده نیست! بلکه پر از اميد است و انتظار برای رستگاری.
دانته در اين بخش مفاهيمی مانند ندامت، توبه و عشق الهی را مورد بررسی قرار می داده و نوید امید می دهد؛ اینکه انسان ها همواره می توانند از گناهان خود توبه کرده و به سمت راه نجاتی برای خود حركت كنند.” برزخ” محلی برای آماده سازی و تطهیر ارواح است تا وارد بهشت شوند.
دانته در اين بخش نشان می دهد كه هر روحی با تلاش و كوشش می تواند از گناهانش رهايی يافته و به سوی نور و حقيقت برود.
بهشت: سفری به سوی روشنايی مطلق (Paradise)
آخرین بخش از كمدی الهی، به سروده هایی از بهشت تعلق دارد. در اين بخش، “دانته” به همراه “بئاتريس” از دايره های نه گانه بهشت عبور کرده و در نهایت به ديدار خداوند می روند.
“بئاتریس” زنی از اهالی شهر فلورانس در ایتالیا بوده که به باور بیشتر پژوهشگران، همان “بئاتریسی” است که الهامبخش “دانته” برای نوشتن کمدی الهی بوده است.
همه ساکنان بهشت غرق در عشق الهی هستند چرا که نیروی محرک بهشت “عشق” است و هر چه “دانته” بالاتر می رود، دانش و معرفت او نسبت به خداوند و جهان هستی بيشتر می شود.
توصيف بهشت چیزی فراتر از بیان و منطق است و “دانته” تلاش کرده تجربه شهودی خود را از ديدار با خداوند به تصوير بكشد.
هدف نهايی او از این سفر دیدار با معشوق است؛
معشوقی که کسی جز پروردگارنیست و او می خواهد با رسیدن به معبود رستگار شود.
بهشت خود نور است و مملو از عشق، شادی و آرامش ابدی که درک همه ابعاد آن نصیب نیکوکاران می شود؛ پرهیزکارانی که موفق به ديدار خدا شده اند.
بخش بهشت، اوج هنر و تفكر “دانته” و نشان دهنده تلاش او برای بيان تجربه ای غيرقابل وصف از ديدار با خداوند است.






آخرین نظرات: