اختصاصی خرد و فرهنگ/دختری که به پدرش فرمان آتش داد!

تصویر اکرم فراهانی

اکرم فراهانی

چه قاب های ماندگاری داشت استقامت و مبارزه ملت ایران در این چهل روز؛

بماند به یادگار دلاوری های قهرمان های گمنام سرزمینمان! عشایر لر “برنو” به دست؛

بماند به یادگار تصویر کوچک ترین فرمانده جنگ، همان دخترک عشایری که به پدرش فرمان آتش داد.

بماند به یادگار تصویر افسری که با شهامت به سمت هلکوپتر مسلح دشمن شلیک کرد.

بماند به یادگار لشگر پیاده نظامی که ۴۰ شب کف کوچه و محله و خیابان های شهر را رها نکرد.

و در پایان هم بماند به یادگار دلنوشته های رزمندگان روی موشک ها، موشک صورتی…

جانفشانی شان پای لانچر ها هنگامی که تکبیر گویان موشک ها را به سوی دشمن روانه می کردند.

روزهای سختی را گذراندیم و نظاره گر قاب های متفاوتی بودیم؛ هنگامی که در گوشه و کنار میهنمان سمفونی جنگ را جنگنده های دشمن می نواختند و در سرمان بوی باروت پیچیده بود.

و ارغوان، که هم نظاره گر ویرانه های شهر بود و هم از دلِ ویرانه ها جوانه می زد؛ جوانه شورِ حماسی و عشق به وطن.

جوانه هایی که هر کدام منصه ظهور هنرِ هنرمندانی بود که از روز نخست جنگ نتوانستند بی تفاوت به سرزمینشان باشند.

روایت اول

چاوش جنگ با محسن چاوشی

در روزهای بحبوحه جنگ و میان تیر و ترقه های دشمن “محسن چاوشی” قطعه “حسبی الله” را همراه با دلنوشته ای منتشر کرد که گویی زبان و حال و روز خیلی از ما بود…

او در دلنوشته ای حال و روزش را این گونه روایت کرد: “هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!

دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند!

دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!!

تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند.

دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم!

که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم…

برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…

“حسبی الله” گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است…

اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!

و آن عده!

آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست!

این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…

من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم؛وسط مدرسه میناب؛

وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد؛

وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته؛

وسط خیابان‌های شهرم…”

روایت دوم

با افتخار ایرانی و جنوبی و مینابی ام

“رضا صادقی” هم دو ترانه در طول جنگ منتشر کرد که اولی “خدا، مادر، وطن” نام دارد؛ این نماهنگ روایتگر قصه قهرمان های ملی است. داستان “محمدعلی جهان‌آرا” در عملیات منفجر کردن پل خرمشهر در دفاع مقدس.

داستان نبرد “رستم” و “دیو سفید” در خان هفتم شاهنامه. تصویری از  “غلامرضا تختی” و قهرمانی اش در فینال المپیک ۱۹۵۶ و “آرتمیس” دریاسالار ایرانی (نخستین زن یونانی دریاسالار در جهان که در سپاه ایران در دوران هخامنشیان حضور داشت.)

“رضا صادقی” هم برای انتشار این اثر نوشت: “فارغ از هر مرده‌باد و زنده‌باد، سر به راهِ مملکت باید نهاد. پای خونِ هم‌وطنم و پای خاکِ وطنم بودم، ‌هستم. تکلیف من با وطنم روشن است. من همین‌جا می‌مانم؛ در شهرِ خودم، کنارِ مردمِ خودم.”

او برای بچه های میناب هم گفت: “من با افتخار ایرانی، جنوبی و مینابی ام. دل من برای دختران معصوم شهرم می‌تپد. برای میناب…

کودکانی که باید آینده این خاک را می‌ساختند اما بی‌گناه قربانی شدند.”

این خواننده در روزهای جنگ دومین اثرش را هم با عنوان “موهای خاکی” منتشر کرد و نوشت: “تقدیم به چهلمِ بچه‌های میناب، موهای خاکی… وطن را با نقشه نشان می‌دهند… ما با اسم‌ها شناختیمش؛ اسمِ بچه‌های بی‌گناهِ میناب که یکی‌یکی کم شدند و هنوز جای خالی‌شان روی قلب این خاک می‌سوزد؛ وطنی زخم‌خورده، اما استوار.”

“صادقی” در زمان تهدیدهای دشمن هم ساکت ننشست و  نوشت: “می‌مونیم درستش می‌کنیم.خون ندادیم، جون نکندیم که اجنبی بیاد بگه راست برو یا چپ؟!

روایت سوم

ایران استوار با نسیمی نمی لرزد

“زنده باد ایران” هم عنوان نماهنگی حماسی  است که  با صدای “محمد معتمدی” منتشر شده است.

“معتمدی” هم در یادداشتی  نوشته است: “آنچه امروز در معرض تجاوز قرار گرفته، نه تنها تمامیت ارضی، بلکه تمامیت تمدنی، تمامیت فرهنگی و تمامیت وجودی و هویتی ایران است. در تمام مدت عمر همه ما و حتی شاید در ۵۰۰ سال اخیر، روزها و هفته‌هایی مهم‌تر و سرنوشت سازتر از این روزها برای ایران وجود نداشته.

نترسیم، چرا که ایران محکم‌تر و استوارتر از آن است که با نسیمی بلرزد و خدا هم فرمان داده که “لا تخافو و لا تحزنو”

فقط محکم و شفاف، کنار وطنمان بایستیم. این صفحه از کتاب تاریخ ایران، به تک تک ما چشم دوخته. نامش را بلند صدا بزنیم و از متجاوز و حامیانش تبری بجوییم.”

ناگفته نماند که هنرمندان دیگری چون “حامد همایون”، “میثم ابراهیمی” و.‌‌‌‌‌.. هم ترانه هایی را با موضوع “وطن” منتشر کردند و البته در روزهایی که  تهدید ریل و قطار و پل و نیروگاه به نقطه اوجش رسیده بود “علی زند وکیلی”  تصویری از آواز خوانی اش روی ریل قطار  منتشر کرد و برای وطن خواند یا “بنیامین بهادری” با تصویری از پل طبیعت دلنوشته ای تاثیر گذار نوشت: “ امشب دستانم را ستون یک پل در ایران خواهم کرد.”

و هنرمندان دیگری که بی تفاوت به اتفاق های پیرامونشان نبودند و از دریچه هنر از وطن گفتند..‌.

به هر تقدیر دامنه این جنگ انقدر وسیع بوده که آوازه ناجوانمردی و بی عدالتی اش به آن سوی مرزها هم برسد؛ تا اندازه ای که هنرمندان مطرح هالیوود هم نسبت به آن واکنش نشان دادند …

 

كوتاه از آن سوی مرزها

 

روایت اول

كشورمان را نجات دهيم

“رابرت دنیرو” در گذشته هم به ترامپ و سیاست هایش اعتراض کرده بود؛ او در جدیدترین مصاحبه اش با اعتراضی تند به حال و هوای جنگ در ایران می گوید: “ما باید کشورمان را نجات دهیم. بیایید با خودمان تعارف نکنیم، ترامپ دشمن این کشور است! به همین سادگی!

همه باید دست به دست هم بدهیم تا او را بیرون کنیم و مملکت را دوباره به مسیر درست برگردانیم.”

روایت دوم

ترامپ و جنایت جنگی

“جرج کلونی” هم بی تفاوت به اتفاقات جنگ نیست! گویا بزرگترین و محبوب ترین آرتیست های دنیا هم قلبشان بیشتر از بعضی از هنرمندان ایرانی به درد آمده است!

چرا که شاید آنها مفهوم کرامت انسانی را بیشتر باور دارند!

“جرج کلونی” هم در این باره می گوید: “ترامپ مرتکب جنایت جنگی شده است!” او سخنرانی ترامپ درباره نابودی یک شبه کل تمدن ایران را جنایت جنگی دانست.

این بازیگر آمریکایی در مراسمی که توسط “بنیاد کلونی برای عدالت” برگزار شده بود، به دانشجویان گفته است: “برخی می‌گویند دونالد ترامپ آدم خوبی است. اما اگر کسی بگوید که او می‌خواهد به یک تمدن پایان دهد، این یک جنایت جنگی است. شما هنوز می‌توانید از دیدگاه محافظه‌کاران حمایت کنید، اما باید یک مرز اخلاقی وجود داشته باشد و ما نباید از آن عبور کنیم.”

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط