صدایی جاودانه و هنرمندی بی حاشیه

تصویر اکرم فراهانی

اکرم فراهانی

 آن هنگام که صدایش در انتهای کوچه ای قدیمی طنین انداز می شد؛ یاد آور چیزی جز عشق و محبت و رفاقت و معرفت و دوستی نبود!او بخشی از تاریخ سینمایی بود که قهرمان های قصه اش از دلِ زندگی ساده مردم کوچه و بازار می آمدند.این وجه، شناخته شده ترین تصویر او برای مردم بود؛ وجهی که شالوده اش از جوانمردی می آمد؛ در حالی که بخش دیگری از هنرش در برنامه گلها جا مانده بود؛ بخشی که تصنیف ها را در ردیف و گوشه های ایرانی آنهم در برنامه گلها رادیو اجرا می کرد؛ اما ترانه هایش برای بیشتر مردم با فیلم های فارسی و چهره “فردین” ماندگار شد.گزارشی درباره این هنرمند گردآوری کرده ایم که بخشی از آن برگرفته از کتاب “سینمای فردین به روایت محمدعلی فردین” نوشته “عباس بهارلو” است.
ردیف اول
تعلیم در مکتب ابوالحسن خان صبا
“حسین خواجه امیری” را با نام هنری “ایرج” می شناسند؛ پدربزرگش از خوانندگان سرشناس عهد “ناصرالدین شاه” قاجار بود و پدرش هم صدایی خوش داشت و ردیف های موسیقی را می دانست. صدای زیبا و رسا در این خانواده موروثی بود و پدرش ردیف های موسیقی را به او آموخت. تعلیم و تربیت پدر و شناخت دستگاه های ایرانی باعث شد تا او در نوجوانی تعزیه خوانی را فرا گیرد و در نقش حضرت “علی اکبر” شبیه خوانی کند. “ایرج” از نطنز سرزمین آبا و اجدادی اش به تهران آمد و استعدادش باعث شد تا به مكتب “ابوالحسن خان صبا” راه یابد. او پس از ۲ سال تعلیم و تکمیل سواد موسیقی اصیل ایرانی به رادیو ایران معرفی شد آنهم توسط “صبا”. در آن جا به اجرای برنامه با اركستر “ابراهیم خان منصوری” پرداخت و بعد از مدتی به دانشكده افسری رفت و در مرخصی شب های جمعه در برنامه ارتش شركت کرد و با اركستر “محمد بهارلو” هم آواز خواتد.در آن دوره یک ارتشی اجازه آواز خواندن در رادیو را نداشت به همین دلیل “حسین خواجه امیری” نام مستعار “ایرج” كه در اصل نام برادرش بود را برای خودش انتخاب کرد.او در سال ۱۳۳۶ به دعوت “داوود پیرنیا” به برنامه گل‌ها راه یافت و در نخستین همكاری خود با این برنامه “برگ سبز ۴۳” را در مایه “شور-ابوعطا” و با همكاری “علی تجویدی” و “فرهنگ شریف” و “امیر ناصر افتتاح” اجرا کرد که این اجرا باعث تثبیت او در برنامه گل‌ها شد تا اجراهای بی نظیرش با بزرگان موسیقی از جمله علی تجویدی، پرویز یاحقی، اسدالله ملك، جلیل شهناز، جهانگیر ملك، حسن كسایی، انوشیروان روحانی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی و …. رقم خورد. ایرج در ۲۱۳ برنامه گلها شامل برگ سبز، گلهای رنگارنگ، شاخه گل و گل‌های تازه برنامه اجرا كرد و از معدود خوانندگانی است که صدای شش دانگ دارند؛ صدایی كه ارتفاع و حجم آن (طول و عرض) بسیار بالاست و خواننده امكان اجرای محدوده صوتی بالایی را در نت‌های بسیاری دارد.
ردیف دوم
.سه گانه فردین، جلیلوند و ایرج
“ایرج”بیش از ۲ هزار آواز خوانده و در ۱۵۷ فیلم فارسی صدایش به یادگار مانده است. آوازهایش بر تصویر قهرمان های فیلم های فارسی جامانده اما آواز خوانی او با چهره “محمد علی فردین” خوب چفت و جور شده بود.“فردین” خودش “ایرج” را انتخاب کرده بود و سه گانه تصویر “فردین” و اَکت هایش با دوبله “چنگیز جلیلوند” و صدای “ایرج” سینمای فارسی دهه ۴۰ و ۵۰ را خوب می چرخاند؛ به نوعی که “فردین” را تبدیل به پولسازترین و محبوب ترین آکتور سینما کرده بود.“فردین” نزدیک به یک ربع قرن چهره شاخص و بلامنازع سینمای ایران بود که در میان معاصران خودش و حتی در مقایسه با پیشینیان و اعقابش همسنگی نداشته و هیچ بازیگری در سینمای ایران مانند فردین توده مخاطبان خود را برنینگیخته است.“مهدی میثاقیه” گفته به نظر بنده تماشاگر ایرانی دو دسته است: اولی تحصیل کرده و دومی به اصطلاح عامی. برای فیلمی که تهیه می شود باید طبقه تحصیل نکرده را در نظر گرفت و ما کاری را که انجام می دهیم بیش تر برای تحصیل نکرده ها یا بهتر بگوییم طبقه سوم است. زیرا طبقه تحصیل کرده زندگی مرفه تر دارد و به ما نیازی ندارد و در حقیقت طبقه محروم است که به ما احتیاج دارد. خواسته های تماشاچی ایرانی جنبه های قهرمانی فیلم است زیرا ملت ما محرومیت های اجتماعی داشته و اگر قهرمان داستان با دلاوری خود روی صحنه طرفدار طبقه محروم باشد و از حق آن‌ها دفاع نماید؛ بالطبع تماشاچی ایرانی خوشحال می شود.“فردین” هم به همین قشر تعلق داشت با آوازهای زیبای “ایرج” که روی چهره اش خوب نشسته بود؛ ترانه های “ایرج”هم برای همین قشر بود تا محبوبیت و شهرتش چندین برابر شود و البته خنده های معروف “فردین” که آنهم با صدای “چنگیز جلیلوند” و هنر دوبله او بود.“جلیلوند” بعد از مرگ “فردین” تا پایان عمرش برای همیشه با آن خنده ها خداحافظی کرد و حتی برای یکبار هم که شده در هیج برنامه ای یا دوبله ای خنده های فردین را اجرا نکرد و گفت این خنده ها تنها برای “فردین” بود!“ایرج” هم بعد از مرگ فردین ترانه “سلطان قلبم کشیدی چرا سایه از سر من” را اجرا کرد و در مراسم “فردین” به درخواست “عاطفه” دختر بزرگ “فردین” ترانه “دوستی” را بعد از سالها در خانه “فردین” اجرا کرد.در مصاحبه ای که “عباس بهارلو” با “فردین” ترتیب داد و در اویل دهه هفتاد در قالب کتاب “سینمای فردین به روایت محمد علی فردین” به چاپ رسید این سوال ها مطرح شد:“در دهه چهل ، به ویژه دو سال بعداز موفقیت گنج قارون، در سینمای ایران اصطلاح “فیلم فردینی” باب شد؛ هر چند بعضی ها جنبه طنز آمیز به آن داده بودند؛ خودتان فکر می کنید یک فیلم فردینی چه مختصاتی داشت؟چند تا ویژگی داشت: یکی حرکت فیزیکی خود فردین بود؛ در موقع راه رفتن و ایستادن و نشستن و صحبت کردن ؛ دوم نحوه ی اجرای آهنگ های ایرج بود.ایرج در خیلی از فیلم ها به جای هنرپیشه ها می خواند ، ولی نحوه اجرای آهنگ ها در فیلم های فردینی‌ سبک خاصی داشت، که در این اواخر منوچهر وثوق هم تقلید می کرد؛ سوم نحوه خندیدن.برای “مچ” شدن صدای ایرج با “لب زدن” هاتان هم تمرین داشتید؟ بله، خیلی ها خواننده بودند، ولی صدای خودشان با تصویرشان هماهنگ نمی شد. مثلا برای فیلم مرد حنجره طلایی که گلپایگانی بازی می کرد، یه هفته وقت تلف کردند و کلی نگاتیو خراب شد، چون گلپایگانی نمی توانست صدایش‌ را روی لب خودش بیاورد. به هر حال این هم یک کار ذوقی است.فکر می کنید چه چیزی گنج قارون را از لحاظ تجاری با موفقیت روبه رو کرد؟ انتخاب شعرها و آهنگ و صدای ایرج هم عامل مهمی بود. می دانید که سیامک هم خودش ویلن می زد و موزیک را می شناخت. اشعار نرم و دلچسب و عامیانه بود و البته عامل شانس هم به او کمک کرد.
ردیف سوم
صدایش آخرین درجه وضوح را داشت
“ایرج” صدایش همچون اسب سرکشی رام شده بود به نوعی که هم در اوج، قدرت صدایش بی نظیر بود و آخرین درجه وضوح را داشت و هم در بم ترین حالت هم زیبایی و جذابیت داشت.اصلا جنس و رنگ صدایش تفاوت داشت با هم دوره ای هایش .شاید محبوبیتش میان مردم و شهرت و دستمزد بالا باعث شده بود تا به اصطلاح روشنفکران آن دوره به او هم خورده بگیرند که چرا از گلها به فیلم های فارسی کشانده شد؟! و سطح موسیقی اش را تنزل داد! اما در حقیقت این صدا گویی برای مردم کوچه و بازار هم ساخته و پرداخته شده بود؛ چه زمانی که “قسمت من غم بود” را می خواند و چه زمانی که “دوستی” را در کوچه پسکوچه های فیلم “کوچه مردها” اجرا کرد یا زمانی که “گنج قارون” را خواند یا در جای دیگر “چرخ و فلک” یا ..‌.ترانه هایی که خوب می شناسیم. به نظر می رسد “من یه پرندم” را همه شنیده باشند؛ اصلا خواننده مردمی بودن یعنی همین! اینکه در مقطعی از زندگی هنری سخت ترین ردیف ها و گوشه های ایرانی را با “علی تجویدی” و ‌‌‌‌”اسدالله ملک” و “پرویز یاحقی” و… اجرا کنی و آواز سردهی و در نقطه ای دیگر از زندگی در فیلم های فارسی بخوانی و حتی در مقطعی دیگر از زندگی نسخه های تعزیه را اجرا کنی. وردیف آخر…آخرین بازمانده نسل طلایی
سه گانه “فردین” و “جلیلوند” و “ایرج” در روزهای اخیر به پایان رسید.“ایرج” تنها بازمانده این مثلث و نسل طلایی موسیقی بود که در در دو دنیای تصویر و صدا می تاخت.با رفتن او، پرده آخر این نمایش هم به پایان رسید هر چند صدای او جاودانباقی خواهد ماند؛ دوبله هایِ صدای کم نظیر “چنگیز جلیلوند” هم. و همین طور قاب تصویرهای “محمد علی فردین” قهرمان فیلم های فارسی با چشمانی نافذ و لبخندی به غایت زیبا…روحشان شاد و یادشان تا ابد جاودان…
به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط