یلدا، تقابل نور و ظلمت

تصویر دکتر محمود صادقی زاده

دکتر محمود صادقی زاده

پژوهشگر و استاد دانشگاه

بی گمان حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از شاعرانی است که درباره شب، تابلویی ویژه و منحصر به فرد آفریده است.

فردوسی در سرآغاز داستان «بیژن و منیژه» می گوید:

شبی چون شبه روی شسته به قیر

نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر

دگرگونه آرایشی کرده ماه

بسیچ گذر کرده بر پیشگاه

شده تیره اندر سرای درنگ

میان کرده باریک و دل کرده تنگ

سپاه شب تیره بر دشت و راغ

یکی خلعت افکنده از پرّ زاغ

چو پولاد زنگار خورده سپهر

تو گفتی به قیر اندر اندوده چهر

نمودم به هر سو به چشم اهرمن

چو مار سیه باز کرده دهن

هرآنگه که برزد یکی باد سرد

چو زنگی کز انگشت بر کرد گرد

چنان گشت باغ و لب جویبار

کجا موج خیزد ز دریای قار

فرو مانده گردون گردان به جای

شده سست خورشید را دست و پای

شب یلدا هم یکی از اینگونه شب ها است که فردوسی به توصیف کشیده است. بنا به گزارش ها یلدا از زبان سریانی گرفته شده است و معنایش با میلاد عربی مترادف شده است. در فرهنگ مسیحیت شب یلدا شب زاده شدن عیسی مسیح است. در فرهنگ ایرانی هم این شب، شب زاده شدن مهر یا میترا دانسته شده است.

ایرانی ها این شب را شبی اهریمنی می دانسته اند. شبی دراز و به فرموده فردوسی «دیریاز» که در آن نور و ظلمت به تقابلی جدی به هم می ایستند و سرانجام با برآمدن مهرکه مظهر روشنایی و نور است، اهریمن ظلمت کنار می رود و جای خود را به این مظهر اهورایی می دهد. حافظ در غزلی شیرین تابلویی نغز و دلکش از این تقابل به دست می دهد؛ از تقابل تاریکی که نماد جور و ستم فرمانروایان خودکامه است و روشنی که نماد  فرشتگی و رسیدن به  اوج زیبایی و معنویت است:

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به‌کاری زنم که غصّه سرآید

خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

شب یلدا را ایرانیان از دیربار نحس می دانستند، زیرا این شب گذشته از سرمای جانکاه زمستان، هجوم اهریمن تاریکی  را به اوج می رساند، از این رو برای رفع نحوست آن  با نشستن کنار آتش پایکوبی می کردند، خوان می گسترانیدند و با خوردن میوه هایی چون انار و هندوانه، چشم به راه برآمدن خورشید می شدند. در مناطقی مانند کرمان عقیده بر این بود که در شب یلدا قارون در شکل هیزم شکنی به در خانه ها می رود وبرای افراد هیزم می برد.

مراسم یلدا به باور پاره ای از پژوهشگران با کریسمس از یک آبشخور است.این سخن از این جهت در خور تامل و درنگ است که مظاهر آیین مهری از راه جنگ های دراز دامن ایران با رومیان به غرب رفته و مظاهر آیین مهری هم با اندک تغییری در فرهنگ غرب جا خوش کرده است.

سرو که به گفته روانشاد دکتر اسلامی ندوشن درخت ایران است، بدل به کاج کریسمس شده است و شب زایش مهر با اندک فاصله ای از یلدای ما شب زایش عیسی مسیح شده است. به هر روی، اهمیت یلدا از این جهت است که از پس فردای آن، رفته رفته فرداهای دیگری فرا می رسد که از آن به بعد خورشید فروغ بیشتری جلوه می کند و چهره زمین را بیشتر نوازش می دهد و پیکر زمین را گرم و گرمتر می کند؛ چنانکه  دانه ها یا به فرموده سعدی «بنات نبات» که در گاهواره خاک آرمیده اند در طلیعه نوروز ناگاه از زندان زمین سر بر می کنند و می رویند تا با رویش خود  بهاری دیگر بیافرینند و ما را مهیا ی برپایی جشن دیگری بکنند که همان جشن نوزایی طبیعت  یا نوروز بلند آوازه است.

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط