کتاب « مکتب فیلم تارانتینو» از سوی انتشار ایجاز در سال 1402 به قلم «وحید ضرابی نسب» منتشر شده است. متنی که می خوانید شرحی است مختصر بر محتوای این کتاب که توسط آفریننده این اثر به نگارش در آمده است.
خودنگاری بر کتاب «مکتب فیلم تارانتینو»
بگذارید همین اول و ناگهانی، ادعا کنم پرتکرارترین و مشهورترین کارگردان سینمای پسامدرن، که تقریبا از نیمههای دههی 1990 به این سو را شامل میشود، یک نام است: کوئنیتن تارانتینو. بله! من هم معتقدم در سه دههی اخیر باز همچنان اسپیلبرگ و لوکاس و اسکورسیزی و پولانسکی و آلن نامهایی پر وزنتر هستند و لینچ و برتون و کوئنها جایگاه بالاتری دارند. اما همهی این نامها از دل دههی هفتاد و هشتاد میلادی برخواستهاند و هنوز کاملا به رنگ پستمدرنیسم و پسا پاپ سر بر آورده از سالهای طوفانی میانهی دههی نود درنیامدهاند. حتی نامهایی گرانسنگ از همین عصر چون کریستوفر نولان، ریچارد لینکلیتر، وس اندرسن، دیوید فینچر، دیوید او.راسل و تا حدی هم گونزالز ایناریتو، را شاید بتوان از جنبههایی فراتر و قویتر و سینماییتر از جناب تارانتینو خواند، اما بازهم تکرار میکنم پرتکرارترین و مشهورترین نام یک کارگردان پسامدرن، که تقریبا از نیمههای دههی 1990 به این سو را شامل میشود، همان یک نام است. کیو تی، شاید اولین سلبریتی/کارگردان سینما باشد در دورانی که هنوز دنیای وب، سلبریتیها را نساخته بود و رسانههای اجتماعی شهرت را به صفتی بیارزش تبدیل نکرده بودند. به دهها دلیل گفته و نگفته –که خیلیهایش را میشود از خلال خودروایتگریاش در همین کتاب دریافت کرد- او خبرساز و جنجالی و پرطرفدار شد و مهمتر اینکه باقی ماند. در عصری که سینما در خنثیترین، بیحالترین و بیکیفیتترین سالهای خودش بود و بعد از پایان دههی پرشور و جریانساز هفتاد میلادی، در دههی هشتاد به خواب گران رفته بود، تارانتینو، دوربین به دست به جنگ این سینمای بیخاصیت حوصله سر بر رفت و با همان یکی دو کار اولش، لشگری از هواخواهان سینه چاک، انبوهی مطالب تولید شدهی موافق و مخالف و حجم بالایی سر و صدا ساخت. پس علاوه بر ذکاوت ذاتی، اعتماد به نفس، قدرت جلوهگری، اشتیاق وافر به فیلم و شور سینمایی شخصی، موقعیت تاریخی نیز به کمکش آمده بود و در سالهایی که مدرنیته به پایان رسیده و سینما هم مثل جامعه و اندیشه، شروع به پوستاندازی کرده بود، این عشق فیلم سابق، با میزان معتنابهی خشونت عیان و کاراکترهای غلو شده و پلیدی آشکار و خون پاشی و رهایی ناشی از شکستن قواعد کلاسیک، بر اریکهی سینما جلوس کرد.
دربارهی تارانتینو آنقدر محتوا تولید شده است که کافی است یکی دو کلمهی ابتدای اسمش را گوگلسرچ کنید یا دو حرف Qو Tرا کنار هم بگذارید تا با هزاران هزار مقاله و تحلیل و یادداشت و تاویل و نقد و تفسیر و حاشیه و مطلب زرد، هرچیز از او میخواهید، بدانید و بخوانید. پس دلیل نگارش و انتشار این کتاب چیست؟
اول اینکه به طرز عجیبی تولید محتوای فارسیزبان درخصوص سینمای تارانتینو و خود او، در قالب کتاب چاپی بسیار محدود است و به تعداد انگشتان یک دست نمیرسد. این شاید موضوع پیچیدهای باشد که چرا برای پر حرف و حدیثترین سینماگر سه دههی اخیر جهان با این همه موضوع و محتوا و سابژه و آبژه، نویسندگان و منتقدان داخلی، این قدر بیانصاف و بیتوجه بودند که به غیر چند کتاب معدود -و باکیفیت- منبع مکتوب جذابی موجود نیست. اما مهمتر اینکه، تارانتینو نسبت به تمام این سه دههی فعالیتش، کم حرف زده است. بعضا فیلمسازان قبل، حین و بعد از هر فیلمشان گفتگوهای مفصل رسانهای انجام میدهند یا نشستهای پرسش و پاسخ دورهای و کارگاههای آموزشی دارند یا از این برنامهی تلویزیونی به آن ایستگاه رادیویی میروند. تارانتینو هم البته از این قبیل کارها کرده و گفتگوهای جریانسازی داشته، اما به نسبت تاثیراتش بر صنعت سینما و تغییر مسیر سرگرمی و جریانسازیاش، آنقدرها نیست. بنابراین نشستن پای حرفهای او و غوطه خوردن در اندیشهها، علایق و شاکلهی فکریاش بههمراه آگاه شدن از راهکارها و تکنیکها و راز و رمزهای موفقیتش، در کنار شنیدن نظراتش راجع به فیلمها و آدمها و توصیههایش به فیلمسازان، غنیمتی است بزرگ، چه برای آنها که در این صنعتند و چه برای عشاق سینما؛
در این کتاب، سعی کردم با جمعآوری، انتخاب، ترجمه و اولویت بندی بیشتر گفتگوها و مصاحبههای رسانهای موجود از تارانتینو، در طی این سالها، نه به سبک کتابهای مفصل و سنگین و تئوریک، که به عنوان یک مکتوب کاربردی، جذاب، همهپسند و البته بهروز، خودروایتهایی از این فیلمساز مولف متفاوت را به مخاطب هدیه بدهم. در واقع این نوشتار از دیدگاه خودم، با اندک تجربهای که از سالها نوشتن و نقدنویسی و فیلمسازی یافتهام.، لُب کلام و گُلِ حرفهایی است که در بین دهها ساعت گفتگوی تلویزیونی یا صدها صفحه مصاحبهی مکتوب یافتم.
از آنجا که اغلب انتخابها و گزاره های سینمایی تارانتینو چه خود فیلمها و چه خالقان آنها خاص و بعضا برای مخاطب ایرانی کمتر شنیده شده است، در این کتاب سعی کردم با افزودن سال تولید، نام کارگردان و در برخی موارد اطلاعات تکمیلی، خواننده را برای جستجوی بهتر بعدی راهنمایی کنم.




آخرین نظرات: