تأثیر موسیقی ایرانی بر موسیقی آسیای میانه(بخش نخست)

تصویر تحریریه خرد و فرهنگ

تحریریه خرد و فرهنگ

 به گزارش خرد و فرهنگ، گرایش غالب در علوم‌ انـسانی‌ و اجـتماعی‌ طـبقه‌بندی رشته‌های گوناگون بر اساس ویژگی‌های زبانی و یا جغرافیائی آن‌هاست.

موسیقی‌شناسی اقوام‌ (ethnomusicology) نیز که‌ زمانی مـوسیقی‌شناسی تطبیقی نامیده می‌شد،از همین‌ گونه طبقه‌بندی پیروی می‌کند.امّا اگر‌ موسیقی را نه تـنها‌ هنر‌ بلکه یکی از رشـته‌های دانـش به شمار آوریم، باید آن را چون دیگر دانش‌ها پدیده‌ای تطبیقی‌ بدانیم.

دیدگاه های فارابی، پدر علم موسیقی ملل،در این باره بر بینشی جهانی از فرهنگ‌‌ استوار است.وی نخست به یونان اشاره می‌کند،به مقایسه سازها و انـواع‌ موسیقی در سرزمین‌های گوناگون می‌پردازد و سرانجام تفاوت بین موسیقی‌ جوامع مسلمان و دیگر جوامع را بر می‌رسد.

با پی بردن به رمز و راز دستاوردهای پیشینیان یـا مـعاصران است که‌‌ هنرمند‌ می‌تواند بدعت گذار شود و راهی‌ تازه‌ گشاید.بسیاری‌ از‌ موسیقی‌دانان‌‌ و نوازندگان ایرانی نیز هـمواره در پی‌ نوآوری‌اند‌ امّا در این تلاش از مرزهای‌ میهن خویش فراتر نمی‌روند.بیشتر به‌ درون مـی‌نگرند و الهام از موسیقی محلی می‌جویند‌ و به نظام‌های مـوسیق مـعاصر‌ بـرخی‌ جوامع همسایه، که به موسیقی‌‌ چند‌ سـدهء پیـش ایران می‌ماند،عنایتی ندارند.

پیوندهای موسیقی ایرانی و آسیای میانه

مـوسیقی مردمی،به ویژه‌ در فرهنگ تاجیک‌ (نـواحی روستائی تاجیکستان و شهرهائی چـون بـخارا)،در مقام،ضرباهنگ،فرم‌ و سبک آهـنگ‌ هـمانندی‌ بسیار با موسیقی ایرانی دارد.ایرانیان‌ بخارا‌ گنجینه آهنگ‌های‌ قدیمی‌ را که احتمالا‌ از‌ خراسان سـرچشمه گـرفته است هنوز نگه داشته‌اند.

از سـوی دیـگر، بـین موسیقی کلاسیک ایـرانی و فـرارودی اختلاف‌ بسیار‌ است‌. امـّا اگـر آهنگ‌ساز و دانشمند بزرگ سمرقندی،عبد‌ القادر‌ مراغی‌،می‌توانست‌ در‌ قاهره‌ پیرو و هوادار داشته باشد بـاید پذیـرفت که در دوران او بین موسیقی‌ خاورمیانه و آسیای مـیانه قـاعدتا فاصله چـندان نـبوده اسـت.امّا،امروز چنین نـیست‌ و سنّت‌های موسیقی بخارا‌،خیوه،خجند و کاشغر با موسیقی ترکیه و مغرب‌ مشابهت بیشتری دارند تا بـا مـوسیقی ایرانی.بررسی و پژوهش بسیار لازم است‌ تـا بـتوان بـه عـلل ایـن تفاوت‌ها و مشابهت‌ها پیـ‌برد.امـّا برای آنان‌ که‌ به فرهنگ‌ موسیقی ایرانی اشراف دارند،فرهنگ موسیقی کوچ‌گری(nomadic)ایران نشان‌ اصلی فـاصله بـین ایـران-توران از یکسو و دنیای ترکان کوچ‌گر و قبیله‌ای،از سـوی دیـگر،اسـت.بـین مـوسیقی‌ کـوچ‌گری‌ و شهری آشکارا در اصل تفاوتی فاحش‌ است،امّا به خوبی می‌توان دید که در طول سال‌ها این هردو با تأثیر متقابل بر یکدیگر‌ غنی‌ شده و به عناصر مشترکی دسـت‌ یافته‌اند‌.در واقع از منظر زیباشناختی،و نه صرفا مردم‌شناختی،به این نکته می‌توان پی برد که‌ چگونه موسیقی کوچ‌گری به تدریج برخی ویژگی‌های موسیقی ساکن‌ شهر‌ نشینان را می‌پذیرد و در‌ مقابل‌ موسیقی شهری به مـوسیقی کـوچ‌گری می‌گراید.مشخصات‌ این روند دوسویه را می‌توان چنین خلاصه کرد که موسیقی کوچ‌گری به تدریج به‌ هم‌نوازی،تعریف مشترک از وزن و ضرباهنگ،تنظیم آثار،ساختن‌ آهنگ‌های‌‌ دستجمعی گرایش یافته و موسیقی شهری بـرعکس بـه تک‌نوازی و تخصیص و تقسیم کارها.

برای شرح بیشتر این نکته باید نخست به بررسی و مقایسه موسیقی سنّتی‌ ایران و موسیقی«مقامی»فرارود بپردازیم.در این‌جا‌،بـا‌ زمـینه‌ها و عناصر تاریخی شهری مشترک ایـرانی(بـه معنای گسترده واژه)و سغدی روبروئیم،حتّی‌ در مورد موسیقی مردمانی که یکسره‌ از تبار ازبکی یا اویغوری باشند.در مورد موسیقی کوچگری-یا‌ آنچه‌ از‌ این موسیقی بر جـای مـانده-و به ویژه در مورد مـوسیقی مـردم قرقیزستان و قزاقستان، فاصله بسیار به نظر ‌‌می‌رسد‌.در واقع، دنیای موسیقی اینان برای اویغورها و ازبک‌ها غریبه می‌نماید درحالی‌که تا حدود‌ یک‌ سده‌ پیش قبیله‌های ترکی در کنار دروازه‌های سمرقند و بخارا اطراق‌ مـی‌کردند.

بـه‌هرحال بهتر آن است که‌ همانند زبانشناسان که در شرح زبانی خاص‌ نخست به آواشناسی آن می‌پردازند،با‌ سخنی در باب درونمایه موسیقی‌ آغاز کنیم‌ و پیش از آن‌که دستور زبان موسیقی را بررسی کنیم ، به آواها،آهنگ‌ها و طـنین‌ هـای آن می پردازیم.در مـورد طنین آهنگ تفاوت چندانی در موسیقی‌های مورد بحث‌ به نظر نمی‌رسد.مانند‌ ایران،در موسیقی این خطّه نیز نـخست نوای سازهای‌ زهی،اعم از آرشه‌ای(کمانچه)یا زخمه‌ای(سه تار،تـنبور)بـه گـوش می‌خورد و سپس صدای سازهای ضربی(دف،دایره)و آنگاه سازهای بادی‌(نی‌).صدای بلند و پر طنین سیم‌های ابریشمی دوتار،کـه ‌ ‌بـه احتمالی از موسیقی کوچ‌گری سرچشمه‌ گرفته،در دنیای ایرانی شنیده نمی‌شود.

در آذربایجان،بلوچستان،یا افـغانستان‌ صـداهای روشـن و پرطنین را می‌پسندند‌.با‌ این همه،در ایران و هند برتری‌ قصد داشت شماری از نوازندگان اویغوری را برای اجـرای برنامه‌ای به به بیروت‌ دعوت کند،امّا پس از شنیدن برنامهء آنان به این‌ نـتیجه‌ رسید که شنوندگان عـرب از شـنیدن نوای روشن و تیز تنبور لذّتی نخواهند برد و از همین‌رو به نوازندگان‌ کمانچه روی آورد که در دنیای عرب ناشناخته نیست.این داستان خود‌ مؤید‌ این‌‌ واقعیت است که سلیقه موسیقی‌ اعراب‌ با‌ سلیقه ایرانیان و مـردم آسیای میانه یکی‌ نیست،گرچه سیستم موسیقی بغداد با سیستم موسیقی ایران شباهت بسیار دارد.

در فرارود، همانند‌ ایران‌،صداهای‌ قوی و رسا را می‌پسندند و معتقدند که‌ موسیقی سنّتی‌ باید‌ در صداهای بالا اجرا شود و بـه اوج رسـد.افزون بر این،گوشه‌ های تزیینی موسیقی این نواحی نیز یکسره‌ با‌ یکدیگر‌ متفاوت‌اند آن‌گونه که می‌ توان سبک آوازهای ایرانی،آذری و کردی‌(و حتّی قفقازی)از یک سو و سبک‌ آوازهای فرارود از سوی دیـگر،را مـتمایز از یکدیگر دانست.تقلید از سبک‌ آواز‌ ایرانی‌ برای یک خوانندهء خوش صدای تاجیک که با آواز اپرا هم‌ آشنا‌ باشد بسیار دشوار است.البته برخی آوازخوانان توانا به اجرای هردو سبک محسوب می شوند.

منبع: ژان دورینگ، فصلنامه ایران نامه

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط