درخشش (The shining) فیلمی شناخته شده برای علاقمندان به سینماست.این فیلم در ژانر ترسناک و معمایی ساخته شده اما نکته قابل تامل در این فیلم ریشه های روانشناختی آن است.
“تبِ انزوا” و وجود افسردگی زمستانی با نام علمی” اختلال عاطفی فصلی” پدیده های شناخته شده ای هستند که قطعا استنلی کوبریک با علمِ به این موضوع روایتگر خانواده ای شده که درگیر این اختلالات روانی می شوند؛ آنقدر که پدر خانواده به فرو پاشی شخصیتی می رسد.
درست است که این فیلم پس از اتمامش، در اسکار، نامزد زرشک طلایی برای “شلی دووال” بهعنوان بدترین بازیگر زن و کوبریک به عنوان بدترین کارگردان شد؛ اما در گیشه فروش خوبی داشت و مردم از فیلم استقبال کردند…
سال ها بعد کارشناسان با نگاهی دوباره به این فیلم پی به ساخته متفاوت کوبریک در ژانر وحشت بردند و درجه خشونتش را بیشتر از فیلم جن گیر دانستند.
چند این فیلم، تنها در زمینه خشونت و دلهره و ترس و وحشت حرف برای گفتن نداشت، بلکه در به کار بردن تکنیک های خاصی برای ثبت تصویر( استفاده از استدی کم)، بازی بازیگران، رنگ ها و قاب ندی های محکم تصویر، کمپوزیسیون های دقیق نیز فیلمی قابل تامل و درخور توجه است.
در مجموع کوبریک این فیلم را با وسواس عجیبی ساخت تا جایی که گفته می شود آنقدر اعصاب و روان بعضی از بازیگران فیلم به ویژه “شلی دووال” را به هم ریخته بوده که ضبط پلان هایی در این فیلم با برداشت های زیاد و حتی بیش از ۱۰۰ برداشت هم اتفاق افتاده است. کوبریک درباره موضوع این فیلم گفته بود:” چیزی به لحاظ ژنتیک در شخصیت انسان اشتباه است. در واقع شخصیت انسان دارای یک روی شیطانی است…”
داستان فیلم
در این فیلم که اقتباسی از رمانی با همین نام و به قلم «استیون کینگ» است، نویسندهای به نام «جک تورنس» با بازی (جک نیکلسون) به همراه همسرش وندی و پسرش دنی به اعماق کوههای راکی در کلرادو سفر میکنند. اقامت آنها در هتلی به نام “اورلوک” (Overlook) به عنوان سرایدار است.
“دنی” پسر آنهاست و با قدرت ذهنی خاصی که دارد تصویری از اتفاقات وحشتناک هتل را می بیند.
آنها طول زمستان را در آن هتل می گذرانند و جک تصمیم می گیرد در این فرصت رمان جدیدش را بنویسد.
این خانواده زمستان سردی را پشت سر می گذارنند و سرما و تنهایی روی تک تک آنها به ویژه پدر خانواده تاثیر بیشتری می گذارد.
یک جرقه کافیست تا این انبار باروت منفجر شود باروتی که مواد محترقه اش از سرما و طوفان برفی است که این خانواده را محبوس کرده است. برودت سرما راه های ارتباطی این خانواده را قطع می کند و درست در این نقطه است که پدر خانواده تحت تاثیر نیروی شیطانی اتفاقات وحشتناکی که در هتل رخ داده؛ اعصاب و روانش آنچنان بهم میریزد که تصمیم به قتل عام خانواده اش می گیرد.
هتل پر حاشیه ای که لوکیشن فیلم شد!
حقیقت این است که هتلی به نام”اورلوک” وجود ندارد و استیون کینگ و همسرش در سال ۱۹۷۴ به هتلی دنج به نام استنلی در کلرادو میروند که در تعطیلات زمستانی تنها آنها در این هتل اقامت داشتند و همین موضوع باعث فضایی وهم آلود در هتل می شود؛ آنقدر که استیون کینگ بعد از دیدن کابوسی وحشتناک نوشتن این کتاب را آغاز کند.
به روایت مسافران، در این هتل حقیقتا فضای وحشتناکی حکمفرما بوده؛ حتی آنها شبح الیزابت ویلسون سرمهماندار هتل را در اتاق ۲۱۷ که محل اقامت نویسنده داستان بوده را بارها دیده بودند. این اتاق در فیلم به اتاق شماره ۲۳۷ تغییر می یابد.
از فیلمبرداری با نور شمع تا حذف لرزش های دوربین
کوبریک پیش از آنکه فیلمساز شود؛ عکاس بود و به همین دلیل شناخت خوبی روی دوربین داشت و همین موضوع باعث شد تا خلاقیت های منحصر به فردی را در زمینه فیلمبرداری در فیلم هایش رقم بزند.
او قبل از ساخت این فیلم، در فیلم “بری لیندون” فیلمبرداری فیلم را با نور شمع انجام داد.
مسلما ثبت تصویر زمانی که تنها منبع نوری، نور شمع باشد با لنزهای متدوال در آن زمان امکان پذیر نبود و می بایست از لنزهایی با دیافراگم بسیار باز برای جبران نوردهی استفاده می کرد؛ به همین دلیل او به شرکت آلمانی زایس سفارش یک لنز فوق سریع ۵۰ میلیمتری را داد که توسط این شرکت برای استفاده ناسا در عکاسی ماهوارهای ساخته شده بود.
کوبریک در فیلم درخشش هم از تکنیک دیگری در فیلمبرداری استفاده کرد که دیگر نیازی به استفاده از تراولینگ برای صحنه های طولانی دویدن در “هزار تو” یا ماشین سواری دنی نبود!
او از وسیله به نام اِستدی کَم (Steady cam) برای ثبت این تصاویر استفاده کرد. ابزاری که برای حذف حرکات ناخواسته دوربین های فیلمبرداری طراحی شده بود و لرزش دوربین را حذف می کرد.







آخرین نظرات: