سعدی نه تنها یکی از ارجمندترین ایرانیان است، بلکه یکی از بزرگترین سخن سرایان جهان است. در میان پارسی زبانان یکی دو تن بیش نیستند که بتوان با او برابر کرد.از سخن گویان ملل دیگر هم از قدیم و جدید و کسانی که با سعدی همسری کنند بسیار معدودند.( محمد علی فروغی، مقدمه گلستان و بوستان)
آثار سعدی بالغ بر22 رساله است که شامل گلستان، بوستان، غزلیات، ملمعات، ترجیعات، قصاید فارسی و عربی، صاحبیه( مجموعه ای از بعضی قطعات فارسی و عربی و غالبا ناظر به مدح و بزرگداشت شمس الدین صاحب دیوان جوینی)، خبیثات، رباعیات، مفردات، مجالس و رسائل مختلف است.
سعدی در جامعه ما بیشتر با حکایات نغز و شیرینش در گلستان شناخته می شود و متاسفانه تا حدی با غزلیاتش؛
محمد علی کاتوزیان در کتاب «سعدی، شاعر زندگی، عشق و حقیقت» درباره ویژگی های گلستان سعدی می نویسد:
این کتاب سعدی است که باید منبع « خرد عملی » اش دانست، اگر اصولا بتوان کتابی را چنین انگاشت، هرچند که سبک و دامنه آن بسی فراتر از این می رود… متن کتاب اگر چه به نثر است، جابه جا آراسته به اشعاری است که غالبا تاکید قصار گونه و لطیفه وار مطلبی است که پیشتر به نثر گفته شده است.
حکایات و نصایح سعدی در گلستان بخشی جدانشدنی از ضرب المثل ها و گفتارهای ایرانیان است:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
گلستان( باب اول، حکایت3)
ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان…
گلستان ( باب دوم، حکایت 21)
زبان و طبع روان و شورانگیز سعدی در غزلیاتش به گونه ای است که گویا هیچ گاه رنگ کهنگی به خود نمی گیرد و با زمانه پیش می رود. توانمندی او در روایتگری و توصیف عشق از زبان عاشق آنقدر روان و سحرانگیز است که هر مخاطبی را در دریای عشق غرق می کند.
غزلیات سعدی به ساده ترین زبان عاشقانه ترین ابیات را به معشوق هدیه می دهد و او را در برابر توصیف بی همتایی در بستر پر شورعاشقی مدهوش و شرمنده می کند:
چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
غزل 414
ساده ترین واژگان، تاثیر گذارترین ابیات را در زبان شعر سعدی می آفرینند. اما زمانی که این شعر با رویکردی عرفانی از زمین فاصله می گیرد، با همان شیرین زبانی، عمیق ترین معانی را در خود می پرورد.عرصه ای که عرصه نبرد عقل و عشق است:
نه دست صبر در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
غزل 404
زمانی که این نگاه شورانگیز سعدی به «نظاره» هستی و آفرینش می نشیند و « نظر» در زبان او قدرت نمایی می کند، عروج سعدی را از توصیف های دلنشین عاشقانه به شکوه حیرت انگیز معرفت وصف ناپذیر است.
میوه نمی دهد به کس، باغ تفرج است و بس
جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش
غزل 321
بهاءالدین خرمشاهی در پیشگفتار دومین تصحیح کلیات سعدی درباره تاثیرگذاری او در زبان فارسی و زندگی مردم می نویسد:
«اغلب مردم خبر ندارند که فی المثل بیش از پانصد مثل و کلمه سائر یا کلمه قصار به صورت بیت و مصراع و عبارت، از تراوش طبع زلال سعدی، در زبان امروز فارسی زنده است و بسیاری از آنها را مردم، بی آنکه بدانند از سعدی است،به کار می برند.»
سیروس شمیسا سعدی را « متجدد معتدل» می خواند و در مقاله ای با همین عنوان، در زمینه ذوق لطیف سعدی و تفاوت سبک سخن سرایی او با بزرگان شعر و ادب که پیش از او زیسته اند می نویسد:
« استفادههای هنری اي که مثلاً از انواع ایهام از قبیل ایهام تناسب، استخدام یا استثناء منقطع میکند، تقریباً قبل از او به ایـن وسـعت بیسابقه است، لذا باید همسخن با استاد “حمیدی شیرازی” که در مورد شاعران با تفحص شخصی اظهار نظر کرده است، گفت: «سبک سخنسرایی سعدی چه از جهت معنی و مفهوم و چه از حیث کـلمه و تـرکیب، سبک خاص و مشخصی است که با سبک شاعران قرن چهارم و پنجم و ششم… تقریباً تفاوتی فاحش دارد و بهتر آن است که آن را به نام خود او سبک سعدی بخوانیم. عاملی که همواره بر نـوآوریهای سـعدی حـاکم و غالب است، ذوق لطیف اوست (بـه قـول حـافظ: قبول خاطر و لطف سخن خدا داداست) که مثلاً باعث شد در غزل مضامین و لغات غیر غزلی را کنار بگذارد و به مضامین لطیف عـاشقانه و شـاعرانه بـا چاشنی عرفان بپردازد، چنانکه اغلب نزدیک به عـموم ابـیات او صنعت «علّو معنی» پیدا کرده است و این، غزل ساده، اما لطیف او را با غزلیات قبل از او مثلاً غزلیات خاقانی و انوری از زمـین تـا آسـمان متفاوت ساخته است. همین ذوق لطیف اوست که طنز و شوخی را بـه نحو ظریفی وارد ادبیات کرد که بعدها حافظ از آن استفادههای شایانی کرد.»
اما در کنار این لطافت طبع و شیرین گویی سعدی و هنر او در سرودن شعر، واژه نو آوری در زبان نظام و نثر سعدی، ویژگی مهم دیگری است که در آثار او می توانیم بیابیم.
کوروش کمالی سروستانی در مقاله ای با عنوان «سنت و شگرد نو آوری در آثار سعدی» درباره نو آوری در زبان سعدی می نویسد:
«شاعران بزرگ و نامی این سرزمین همچون سعدی، هم بر سنّت دیرپا و غنی گذشتگان استوارند و هم خود سنّتآفرین میشوند. گاه نـیز در ایـن مـیان برخی از این شاعران به جـهت غـنای فـرهنگی و اندیشگانی خود نیز فراتر از دوران خود، به خلق آثاری دست ميزنند که امروزه از آن با عنوان نوآوری اندیشگانی شاعر یاد میکنیم. این نـوپردازی در درونـمايه، زبـان و بيان در همة آثار سعدي به ویژه در گلستان بـه وضـوح قابل دریافت است.سعدي به سنّتهای ادبی پایبند است و تأثیر آثار گذشتگان را در آثار وی به روشنی میتوان یافت. سنّتهایی کـه هـویت فـکری و فرهنگی ایرانی ـ اسلامی داشته در آثار سعدی متجلّی است.او اصل سـادهنویسی را که یکی از ارکان رمان عصر تجدد بود، در نثر خویش به کار گرفت و ایجاز را که یکی دیگر از این ارکـان بـود، بـه یکی از بارزترین ویژگیهای سبک روایی خويش بدل کرد.»
اما از گلستان و غزلیات که بگذریم خواندن بوستان سعدی نیز لطفی دیگر دارد. در بوستان روایتگری سعدی را با آوردن حکایات مختلف، نه به نثر مسجع گلستان که با نظمی روان و شیرین در قالب مثنوی می بینیم:
یکی بربطی در بغل داشت مست
به شب بر سر پارسایی شکست
چو روز آمد آن نیک مردِ سلیم
برِ سنگدل بُرد یک مشت سیم
که دوشینه معذور بودی و مست
نو را و مرا بربط و سر شکست
مرا بِه شد آن زخم و برخاست بیم
تو را به نخواهد شد الا به سیم
بوستان( باب چهارم، در تواضع)
سعدی سال های زیادی را صرف سفر و دیدن جهان کرد که تجربیات و پندهای حاصل از این سفرها را در بوستان و گلستان به هموطنانش هدیه کرد.
مرا گر تهی بود از آن قند دست
سخن های شیرین تر از قند هست
نصایح وحکایات سعدی به غیر از گلستان و بوستان در قالب ها و مجموعه های دیگری با عنوان «مواعظ» از سوی مرحوم محمد علی فروغی گرد آوری شده است که آموزنده و دلنشین است و برخی از آنها میان مردم رایج شده است. به عنوان مثال:
این دغل دوستان که می بینی
مگسانند دور شیرینی…
در پایان، نوشتاری از بهاء الدین خرمشاهی را که در مقدمه دومین تصحیح کلیات سعدی برای توصیف جایگاه بزرگانی چون سعدی و حافظ نگاشته است، نقل می کنیم:
«ما فارسی هزار واژه ای و شکسته- بسته و روزمره را نا آگاهانه از مادر و پدر، و سپس فارسی پدر و مادردار و درست و دقیق و زیبا و شیوا را آگاهانه از فردوسی و نظامی و سعدی و حافظ و چند سخنور دیگر می آموزیم. سعدی و حافظ ذهن و زبان امروز ما را ساخته اند.»




آخرین نظرات: