سواد رسانه ای ، ضرورتی انکار ناپذیر در هزاره سوم( بخش دوم)

تصویر وحید ضرابی نسب

وحید ضرابی نسب

پیشتر گفتیم «هر ابزار، روش و وسیله‌ای که برای ارتباط به کار برود، رسانه است» (مارسل دانسی)؛ درواقع اگر در سال‌های میانی قرن بیستم به سینما، رادیو، تلویزیون و محصولات مکتوبی مانند روزنامه‌ها و مجلات، رسانه انبوه (Mass Media)  می‌گفتند، امروزه  این تعریف به چنین‌ ابزاری محدود نمی‌شود و تقریبا هر راه ارتباطی و ابزار اطلاعی، رسانه است و چیزی تحت عنوان رسانه انبوه و مرجع هم نداریم. در واژگان چند دهه‌ نخست قرن بیست‌و‌یکم، در عین این که ژورنالیسم بزرگ‌ترین بخش کار رسانه‌ای محسوب می‌شود، همه کانال‌ها، شبکه‌ها، اَپ‌ها، گروه‌ها و پلتفرم‌هایی که «محتوا» را در اختیار ما قرار می‌دهند و شرکت‌هایی که آن‌ها را اداره می‌کنند، مدیا هستند. پس بی‌راه نیست که گاهی با خودمان فکر می‌کنیم که عملاً همه چیز رسانه است.

سواد رسانه‌ای (Media Literacy)

حالا که همه چیز رسانه است و پیرامون‌مان را رسانه‌ها به طرز چشمگیری گرفته است، نباید: حداقلی سواد و دانش در خوانش و درک آن داشت؟ اینجاست که موضوع مهم سواد رسانه مطرح می شود: برای جلوگیری از آسیب دیدن از این حجم انبوه و البته استفاده درست و کاربردی از آن؛

سواد رسانه‌ای، مجموعه‌ای از مهارت‌های قابل یادگیری است که به توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل و ایجاد انواع پیام‌های رسانه‌ای اشاره دارد. برای حرکت در محیط رسانه‌ای پیچیده امروز باید قادر به درک بهتر پیام‌ها باشیم. یک نوع ادراک و بینش (متکی بر دانش، مهارت و تجربه) که  براساس آن می‌توان انواع رسانه‌ و گروه‌های تولیدات آن‌ها را بازشناخت و از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.

به زبان  ساده، سواد رسانه‌ای مثل یک رژیم غذایی است که  هوشمندانه مراقب است که چه موادی مناسب هستند و چه موادی مضر؛ چه چیزی را باید مصرف کرد و چه چیزی را نه و با چه استثنائاتی. یا این‌که میزان مصرف هر ماده غذایی بر چه مبنا و استانداردی باید استوار باشد. سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان  بیاموزد که رژیم مصرفی خود را بیابند، از حالت انفعالی صرف خارج شده و به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. سواد رسانه‌ای کمک می‌کند تا از سفره‌ی وسیع و بی سر و ته رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شویم. تنها سواد رسانه‌ای می‌تواند به فرد در تشخیص درست نوع تغذیه کمک کند. در غیر این صورت دچار مسمومیت‌های ذهنی و فکری می‌شویم و قدرت تشخیص درست و نادرست را از دست می‌دهیم. یا آن قدر در مصرف، افراط می کنیم که معتاد این سفره می شویم. (چند ده نفر را می‌شناسید که اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی گریبان‌شان را چسبیده است؟)

اگر افراد جامعه سواد رسانه‌ای نداشته باشند، چه می شود؟ اولین آن اینکه قدرت تشخیص واقعیت را نخواهند داشت و تحت تاثیر شایعات، فیک نیوزها، اخبار جهت دار و بازی مبهمی که صاحبان قدرت (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی) راه می‌اندازند، دچار هیجانات پوچ شده و تصمیمات بی‌نهایت سطحی می‌گیرند. که درنهایت به رفتارها و کنش‎هایی ختم می‌شود که صدمات زیادی، اول به خود و بعد به گروه‌های مختلف جامعه وارد می‌کنند. دومین آن اینکه قدرت اراده‌ی خود را در طوفان‌های تبلیغاتی و پروپاگاندای رسانه‌ای از دست خواهند داد و به بازیگران مصرفی کارتل‌های منفعت‌طلب تجاری یا عروسک‌های جناح‌های فاسد سیاسی تبدیل می‌شوند، و ناخواسته و بدون هیچ قدرت انتخابی در راستای اهداف آن‌ها گام بر می‌دارند. تبدیل شدن به یک انسان مصرف‌گرای محض (اقتصادی) یا یک فرد کژفهم متعصب (سیاسی) یا  شخصی منفعل بی‌مطالبه (اجتماعی) یا …

افرادی که سواد رسانه ندارند، بی‌شک دچار انتخاب‌های نادرست و هیجان‌زده‌ می‌شوند و کنترل تصمیمات و رفتارهای خود را به رسانه (و دست‌های پشت پرده آن) واگذار می‌کنند. اینان یا به عنوان معتادین رسانه یا دسته زودباوران، هر وعده و نقل و عکس و خبر و آگهی و پیشنهادی را می‌پذیرند (چون تصور حقیقت بودن آن‌ها را دارند) و بر مبنای آن، زندگی خود را تنظیم کرده و به جهان اطراف شان چشم می‌دوزند. در مقابل، افراد دارای سواد رسانه‌ای قادر به کشف پیام‌های پنهان، هدفمند و پیچیده‌ موجود در محتوای رنگارنگ تلویزیون، روزنامه‌، کتاب‌، تبلیغات، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی خواهند بود. آن‌ها خواهند دانست چه کسی و از چه طریقی، چه چیزی را می‌خواهد به آن‌ها تزریق کند و در نهایت از آن‌ها چه خواهد خواست. هم‌چنین می‌توانند رسانه‌های خود را ایجاد کرده (هرچند کوچک و محدود) و آرا و داناییّت‌ها و تجارب خود را به اشتراک بگذارند و در ساختن و یافتن جامعه‌ای توسعه یافته‌تر و شکل‌گیری فرهنگی اندیشه‎ورزتر مشارکت فعالانه داشته باشند. رسانه‎داری، حالا نه دیگر در تصرف دولت‌ها و حکومت‌ها، نه در اختیار تراست‌ها و ابرکمپانی‌های اقتصادی، نه گروگان جناح‌ها و احزاب سیاسی، نه در مالکیت گروه‌های خاص و هدف‌دار؛ که در دستان یکان یکان افراد یک جامعه است. من و شما، رسانه‌ایم و رسانه داریم

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط