نویسندگان: پریسا سعدآبادی،علی اکبر جعفری و شهاب شهیدانی
خـوشنویسی ایران در دوره صفوی یکی از درخـشانترین ادوار خـود را طی کرد. این هنر با حمایتهای وسیع شاهان صفویه در این عصر به شکوه و بالندگی زیادی رسید. حمایتها و تشویقهای شاه اسماعیل، مؤسس سلسله صفویه و جانشینانش، به ویژه شاه تهماسب در مدت یک قـرن و اندی عصر طلایی هنر خوشنویسی اسلامی- ایرانی را رقم زد. هنر خوشنویسی این عصر را میتوان به لحاظ سبک و مکتب به دو گروه عمده تقسیم کرد: آثار دوره اول شامل قطعات و مرقعات خوشنویسی و نگارههایی است که در شـهرهای تـبریز، شیراز، مشهد و قزوین و در طول فرمانروایی شاه اسماعیل اول (907-930 ه.ق)، شاه تهماسب (930-948 ه.ق)، شاه اسماعیل دوم (948-985 ه.ق) و سلطان محمد خدابنده (985-996 ه.ق) پدید آمدند. در طی این دوره، ابتدا شهر تبریز از سال 907 تا 955 ه.ق پایتخت بود. و سپس قزوین از سال 955 تـا 1000 ه.ق. امـروزه آثار ارزنده و نفیس این دوره، با توجه به محل ایجاد آن به نام مکتب تبریز، قزوین، مشهد و شیراز شناخته شده است. آثار دوره دوم آثاری که در زمان شاه عباس اول، پس از آنکه در سال 1006 ه.ق پایتخت را از قـزوین بـه اصفهان منتقل کرد، به وجود آمدند که تحت عنوان مکتب اصفهان معرفی میشوند. هرچند که آغاز شکلگیری این مکتب به سال 997 ه.ق بازمیگردد.
مـکتب مشهد
در پی رویگردانی شاه تهماسب از هنر در سالهای پایانی حکومتش، تعداد زیادی از هنرمندان جذب دربار شـاهزاده ابـراهیم میرزا، برادرزاده شاه تهماسب و حاکم مـشهد شـدند (سـودآور،1380: 221). ابـراهیم مـیرزا که از سالها قـبل دربـارش مرکزی برای فعالیت هنرمندان عرصههای مختلف بود، در این زمان هنرمندانی را که پس از روگردانی شاه از توجه به هـنر، اخـراج شـده و یا مهاجرت کرده بودند، در مشهد پذیرا شـد. پاسـخ مـثبت ایـن هـنرمندان بـه ابراهیم، منجر به پدید آمدن مکتب هنری مشهد شد. چشمگیرترین نمونه آثار تولیدی در این مکتب، کتاب خطی معروف هفت اورنگ جامی (962-973 ق) بود که برای ابراهیم میرزا مـدون شد. این اثر مشتمل بر سیصد صفحه خوشنویسی شده به خط نستعلیق با حاشیه تشعیر شده است. خوشنویسی آن به دست ماهرترین خوشنویسان آن عصر یعنی رستمعلی، شاه محمود نیشابوری، محبعلی، مـالک دیـلمی، عسیی بن عشرتی و سلطان محمد خندان کتابت شده است. هنرمندان خوشنویس دربار ابراهیم میرزا، همان سنتهای خوشنویسی مکتب تبریز را تداوم بخشیدند. بدینترتیب، کارگاه سلطنتی دربار ابراهیم میرزا در فاصلههای 983 تـا 955 ق/ 1556 تـا 1576 م، در مشهد دایر بوده و محل تجمع بهترین نیروها در زمینه هنر نسخهآرایی و هنرهای وابسته با آن محسوب میشد. (اشرافی، 1384: 114)
از نسخههای تهیه شده در مکتب مشهد میتوان بـه ایـن آثار اشاره کرد:
1-«مهر و مـشتری عـصار»، این نسخه بدون ذکر نام کاتب آن، به تاریخ 949ه. ق به خط نستعلیق کتابت شده است.
2-«انوشیروان و آوای جغدها»، نسخهای است که حسنعلی، در سال 977 ه.ق آن را کتابت کرده اسـت.
3-«مـراسم خواستگاری عینه»، این نـسخه در حـدود سالهای 978-988ه. ق کتابت شده است.
4-«صفاتالعاشقین هلالی»، نسخهای است که به سفارش میرزا سلمان وزیر، در تاریخ 990ه. ق به دست مظفرحسین کتابت شده است.
5-«جوان کمان به دست»، این نسخه در اواخر قرن دهـم هـجری به دست حبیبالله کتابت گردیده است.
6-«مجلس درباریان در باغ»، نسخهای که عبدالله مذهب در تاریخ 989 ه.ق آن را نقاشی کرده است.
7-«مجموعه اشعارشاهزاده»، این کتاب خطی به سفارش دختر ابراهیم میرزا و توسط عبدالله مـذهب نـقاشی و مدون شـده است.
8-«راندن فریبکار شیاد»، این نسخه توسط محمدی در تاریخ 987ه. ق خوشنویسی و نقاشی شده است.
9-«یوسف و زلیخای جامی»، ایـن نسخه توسط محمدامین کاتب در سال 957ه. ق کتابت شده است.
10-«بوستان سعدی»، نـسخهای از بـوستان سـعدی که در سال 958ه. ق توسط شاه محمود نیشابوری کتابت شده است.
11-«یوسف و زلیخای جامی»، این نسخه در سالهای 960-970 ه.ق گردآوری شـده اسـت.
12-«عجائب المخلوقات قزوینی»، این نسخه در سال 967 ه.ق گردآوری شده است.
13-«لیلی و مجنون هلالی»، نـسخهای کـه در سـال 969ه. ق توسط محمد کاتب کتابت شده است.
14-«خمسه نظامی»، نسخهای از دیوان نظامی که در سال 971-972 ه.ق به دسـت کمالالدین حسین کتابت شده است. (سودآور، 1380: 222-229؛ آژند، 1384: 191)
مکتب شیراز
این مکتب که از قـرن نهم هجری و دورهی تـیموریان شـروع شده و تا پایان سدهی دهم به فعالیت خود ادامه داد، هم از سبک ترکمانان و هم سبک صفوی بهره بردهاست. مکتب شیراز تا اواسط قرن دهم در هنرهای مرتبط با کتابآرایی، رشد فزایندهای یافت و در ایـام زهد و عزلت شاه تهماسب از هنر و هنرمندان، با سابقه درخشان هنری، نقش به سزایی ایفا نمود. (سودآور،1380: 242) بوداق بیگ قزوینی در «جواهرالاخبار» چگونگی فعالیت صنعتگران هنر کتاب شیراز در نیمه دوم سده دهم هجری را چـنین شـرح میدهد: «در شیراز، کاتبان خط نستعلیق بسیار هستند و همه آنها کار یکدیگر را رونویسی میکنند. زنان شیراز به خوشنویسی میپردازند. من شیراز را دیدهام و به جرأت اطمینان میدهم که در هر خانه این شـهر، زن خـانه کاتب، مرد مصور و نقاش، دختر مذّهب و پسر مجلّد و صحّاف است. به این ترتیب، یک نسخه ممکن است تنها به دست یک خانواده تهیه شود. اگر کسی هزار جلد کـتاب مـذهب بخواهد، میتواند در مدت یک سال در شیراز صاحب آنها شود». (قزوینی،1388: 112) درکارگاههای شیراز نسخههای بیشماری از قرآن مجید با آرایههای بسیار ظریفه تهیه میشدند. در این دوره استفاده از خطوط ریحان و محقق در مـتن اصـلی رواجـ پیدا کرد و کاربرد چند خـط در کـتابت مـتن یک صفحه، در قرآنهای شیراز دیده میشود، به این ترتیب که یک صفحه دو یا سه سطر جلی دارد که در کتیبههای مذهّب جای گـرفتهاند و دیـگر سـطور به خطی دیگر کتابت شدهاند. قلمی که بـا آن مـتن درشتنویس نوشته شده، غالباً محقق و ثلث بود. به عبارتی خط ثلث تنها در کتیبه و ضمائم قرآنهای شیراز حضور دارد. خطوط پرکـاربرد در قـرآنهای ایـن مکتب به ترتیب ثلث در تمامی نمونهها، نسخ و محقق در 6% و ریحان 20% آثـار است. (شفیقی و مراثی، 1394: 20)
نمونههایی از نسخههای آرایهدار مکتب شیراز در این دوره عبارت است از:
1-«گلستان سعدی»، کاتب محمد القوام شیرازی (حمامی) در فـاصله سـالهای 947-981 ه.ق ایـن اثر را کتابت کرده است.
2-«حماسههای ایرانی»، مجموعهای از چند حماسه فارسی شـاهنامه فـردوسی است که در اوراق سوم تا هفدهم مقدمه بایسنقری نگاشته شده است.
3-«دیوان حافظ و سعدی»، در این نسخه غـزلهای حـافظ در مـرکز صفحات و اشعار سعدی- غزلیات، رباعیات و مفردات – به صورت مورّبِ و حمایلی در حاشیه آنـها نـوشتهشده اسـت. این نسخه با رقم محمد قوام کاتب شیرازی کتابت سالهای 974-976ه. ق میباشد.
4-«دیوان انوری»، نـگارش ایـن نـسخه از دیوان انوری به قلم قاضی محمدحسین دارالمرزی در اواخر سال 1035 ه.ق به پایان رسیدهاست.
5-«خمسه نـظامی»، نـسخهای است که حاجی جمال شیرازی در سال 1047 تا 1050 ه.ق آن را کتابت کرده است.
6-«کشکول»، نـسخهای از کـشکول شـیخ بهایی که در سال 1049ه. ق در مدرسه آصفیه شیراز به کتابت رسیدهاست.
7-«تاریخ نگارستان»، نسخهای از تاریخ نـگارستان غـفاری قزوینی است که محمد مسیح شیرازی ابن مولانا فریدی آن را در سال 1061 ه.ق کتابت کرده اسـت.
8-«حـاشیه»، شـرح اشارات حاشیهای بر اشارات است که مؤلف آن محمد هادی بن معین الدین محمد شیرازی مـیباشد. ایـن نسخه در سال 1062 ه.ق به کتابت رسیدهاست.
9-«منتخب قرآن و ادعیه»، منتخبی از سورههای قرآنی و بـرخی از ادعـیه اسـت که عباس بن شمسالدین حسین شیرازی آن را در سال 1080 ه.ق کتابت کرده است.
10-«قرآن»، مترجم این قرآن بـا تـرجمه و کـتابت علیرضا بن کمالالدین اردکانی شیرازی است که به سال 1084 ه.ق برای شاه سـلیمان صـفوی ترجمه و کتابت شده است. (عظیمی، 1393: 70-73)
مکتب اصفهان
با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، در زمینههای سیاسی، اقـتصادی، اجـتماعی و هنری تحولات چشمگیری رخ داد. زمینههای اولیه تحولات هنری در حوزه خوشنویسی، از مشهد و قزوین در اواخـر قـرن دهم هجری شروع و سپس در سدهی یازدهم هـجری تـوسط هـنرمندان خوشنویس نظیر علیرضا تبریزی و سپس میرعماد، و بـا حـمایتهای شاه عباس، وارد فصل جدیدی از نوآوری و شکوفایی شد. واپسین مکتب خوشنویسی دوره صفویه در اصفهان شـکل گـرفت. در این دوره، حمایت از تولید کتاب تـوسط شـاه عباس دنـبال شـد امـا نه به همان ترتیبی که تـحت حـمایت شاه تهماسب انجام میگرفت. در این زمان، شاهد اعتلای خوشنویسی با مضامین شـیعی، رشـد و گسترش قلم نستعلیق و حتی کاربرد آن در کـتیبه نگاری و سایر هنرهای صـناعی اسـت و بیشک روند تحولات خوشنویسی هـمچون سـایر مؤلفههای هنرپروری و ماقبل عصر شاه عباس در این دوره نیز به شدت ادامه یافت. (شـهیدانی، 1393: 36) نـقاشی و تذهیب نیز در نسخ خطی نـفیس، کـمیاب شـد و شمار قابل تـوجهی نـقاشی و طراحی تک ورق (مرقعات) جـایگزین نـسخهها شد. (عظیمی، 1393: 67) خوشنویسی و نقاشی در مکتب اصفهان از هم جدا شد، هنرمندان نقاش و خوشنویس آثار مـستقلی را پدیـد آوردند. به واقع میراث ارزشمند مـکتب خـوشنویسی تبریز از اواخـر قـرن دهـم تا یازدهم هجری بـه دست خوشنویسان مکتب اصفهان نظیر محمدصالح اصفهانی، محمدرضا امامی اصفهانی، عبدالرشید دیلمی، ابوتراب اصفهانی، عـبدالجبار اصـفهانی و … دوره کمال و ترقی را طی کرد. خط شـکسته نـستعلیق نـیز در ایـن زمـان شکل گرفت.
منابع
آژند، یعقوب (1385). مکتب نگارگری اصفهان، تهران: وازرت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
آژند، یعقوب (1384). مکتب نگارگری تبریز و «قزوین-مـشهد»، تـهران: فرهنگستان هنر.
اشرفی، م.م (1384) سیر تحول نقاشی ایران: سده شانزدهم میلادی، ترجمه زهره فیضی، تهران: فرهنگستان هنر.
بخاری، دوست محمد (1372). «فوایدالخطوط»، در کتاب آرایی در تمدن اسلامی، گردآوری نجیب مایل هروی، مـشهد: بـنیان پژوهشهای آستان قدس رضوی.
پاکباز، روئین (1383). دایره المعارف هنر، تهران، فرهنگ معاصر، چ4.
جوانی، اصغر (1385). مکتب نقاشی اصفهان، تهران: سازمان چاپ و انتشار وزارت فرهنگ و ارشـاد اسـلامی.
حاج سیدجوادی، کمال (1379). کلک قـدسی: سـیری در کتابت الله مجید از آغاز تا امروز، تهران، محراب قلم.
خزایی، محمد (1391). «مکتب نگارگری قزوین عصر صفوی 926-1006 هجری- تحولی نوین در طراحی ایرانی»، ماهنامه کتاب ماه هـنر، ش 173.
خـواندمیر، غیاثالدین بن همام (1333). حـبیبالسیرفیاخبار بـشر، مقدمه جلالالدین همایی، ج 1 و 3، تهران: خیام.
ذابح، ابوالفضل (1364). «خوشنویسی در جهان اسلام»، نشریه فصلنامه هنر، ش 8.
راهپیما، غلامرضا (1392). از الفبا تا هنر: شناخت انواع خطوط از آغاز تاکنون و قالبهای خوشنویسی، تهران: موزه و مرکز اسناد مـجلس اسـلامی و فرهنگستان هنر.
راهجیری، علی (1345). تاریخ مختصر خط و خوشنویسی در ایران، تهران: مشعل آزادی.
سحاب، عباس (1380). اطلس چهارده قرن هنر اسلامی، تهران: موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب.
سراج شیرازی، یعقوب بن حسن (1376). تحفه المـحبین، بـه کوشش کـرامت رعنا حسینی و ایرج افشار، تهران: نقطه.
سودآور، ابوالعلاء (1380). هنرهای دربارهای ایران، ترجمه ناهید محمد شیرانی، تهران: نـشرکارنگ.
شریفی زیندشتی، بهروز (1390). «نظری اجمالی بر مکاتب رایج در خوشنویسی نستعلیق»، مـاهنامه کـتاب مـاه هنر، ش 125.
شفیقی، ندا ومراثی، محسن (1394). «بررسی ویژگیهای تزیینی قرآن نگاری مکتب شیراز عصر صفوی»، فصلنامه هنرهای زیـبا- هـنرهای تجسمی، ش1.
شهیدانی، شهاب (1393). نقش علیرضا عباسی در تحولات خوشنویسی عصر صفوی، طرح پژوهشی بـرای وزرات فـرهنگ و ارشـاد اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، پژوهشکده هنرهای سنتی اسلامی.
شیمل، آنه ماری (1368). خوشنویسی و فرهنگ اسـلامی، ترجمه مهناز شایسته فر، مشهد: بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی.
علی شاهرودی، فـروغ (1388). پیدایش و تحول خوشنویسی درایـران، ج2، تـهران: نشر رسانش.
عالیافندی، مصطفی (1369). مناقب هنروران، ترجمه توفیق.سبحانی، تهران: سروش.
عظیمی، حبیب اله (1393). مکتب هنری شیراز در نسخ خطی، تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی.
فرزام، مصطفی (1381). خط و زبان در گذر فرهنگ ایران (از نـگاهی نو)، تهران: نشر قوانین.
فضائلی، حبیباله (1362). اطلس خط، اصفهان: مشعل اصفهان.
قزوینی، بوداق منشی (1388). «بخش احوال خطاطان و نقاشان از کتاب جواهرالاخبار»، مجله نامه بهارستان، بکوشش کفایت کوشا، سال دهم، دفتر 15.
قلیچخانی، حـمیدرضا (1392). درآمـدی بر خوشنویسی ایرانی، تهران: فرهنگ معاصر.
قمی، قاضی میراحمد (1352). گلستان هنر، تصحیح و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران: کتابخانه منوچهری.
گلمغانیزاده اصل، ملکه و حسن یوسفی (1389). باستان شناسی و تاریخ هنر بقعه شـیخ صـفیالدین اردبیلی، اردبیل: نیک آموز.
لوسی، اسمیت، ادوارد (1381). فرهنگ اصطلاحات هنری، ترجمه فرهاد گشایش، تهران: نشر عفاف، چ2.
مشهدی، سلطانعلی (1372). «صراطالسطور»، در کتابآرایی در تمدن اسلامی، گردآوری نجیب مایل هروی، مشهد: بنیان پژوهشهای آسـتان قـدس رضوی.
یارشاطر، احسان (1384). خوشنویسی (مقالات دانشنامه ایرانیکا)، تهران: امیرکبیر.
برگرفته از: فصلنامه خوارزمی، شماره 13




آخرین نظرات: