در جریان انقلاب اسلامی، شهید مفتح مراسم نماز عید فطر سال ۵۷ را با جمعی از یاران و در کنار مردم در تپه های قیطریه برگزار می کند.این تازه آغاز فصلِ ماجراهای محدوده قیطریه است.
اپیزود اول
“فضلالله فرخ” از مبارزان انقلابی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است؛ آن روز را این گونه روایت می کند:” شهید مفتح در رأس این قضیه بود. در مسجد قبا شهید مفتح هم یکی دو بار دستگیر شد و نهایتا این آمادگیهای ماه مبارک رمضان منجر به این شد که روز عید فطر نماز در مسجد قبا خوانده شود.
مسجد قبا هم محل کوچکی بود و گنجایش نداشت. گفتند که ما در تپههای قیطریه، نماز بخوانیم که آنجا برنامهریزی شد و شهید مفتح صبح به همان مسجد قبا تشریف آورد و از مسجد پیاده با جمعیت انبوهی از خواهران و برادران تکبیرگویان حرکت کردند و در آن جا یک محوطه بسیار وسیعی آماده شده بود، اطرافش را پرده زده بودند و فرش شده بود.
این اولین بار بود که نماز عید فطر در یک اجتماع بزرگ برگزار میشد. افراد مبارز و انقلابی از گروههای مختلف در آن جا شرکت داشتند و پس از نماز فکر میکنم آقای باهنر سخنرانی داشتند و بعد از سخنرانی ایشان جمعیت به راه افتاد.”
این راهپیمایی تا نزدیکی های ساعت ۵ عصر طول می کشد و گفته می شود هر لحظه بر تعداد مردم افزوده می شده تا اینکه جمعیتی میلیونی به میدان آزادی می رسند.
اپیزود دوم
شاید کمتر کسی بداند در روزگاری نه چندان دور، شهری از مردگان با قدمتی چند هزار ساله در دلِ تپه های قیطریه کشف می شود.
قصه درست از زمانی آغاز می شود که در اواخر دهه ۴۰ شمسی و در طرح توسعه شهر تهران، کلنگ بساز و بفروش ها به جان این منطقه از تهران می خورد و در همین شخم زنی ها و زیر و رو کردن خاک، گورستانی با اشیایی فلزی و سفالی کشف می شود.
سرپرستی گروه کاوشگران را مرحوم «سیف الله کامبخش فرد» بر عهده می گیرد و پس از کند و کاو بخشی از تپه ها، کاوشگران موفق به کشف یکی از بزرگترین اکتشافات باستان شناسی در دنیا می شوند.
مرحوم سیف الله کامبخش فرد
سیفالله کامبخشفرد، باستان شناس و سرپرست گروه حفاری تپه های قیطریه در سال 1347بود. وی مؤلف کتابهای تهرانِ سه هزار و دویست ساله، آثار تاریخی ایران، معبد آناهیتا (جایزه کتاب سال میراث فرهنگی ۱۳۷۵)، گور خمرهای اشکانی و… است و سالها ریاست موزه ایران باستان را بر عهده داشت.
کشف ۳۵۰ گور باستانی
در این عملیات عمرانی که با سختی و مشقت فراوان همراه بود؛ ۳۵۰ گور باستانی یک نفره و دو نفره که به حالت جنینی دفن شده بودند کشف شد و نزدیک به ۵۰۰۰ شی برنزی و سفالی هم به دست آمد که امروز در موزه ملی و ایران باستان نگهداری می شوند.
پس از این کشفیات، اداره باستان شناسی از شهرداری درخواست می کند تا جواز ساخت و ساز در این محدوده را ندهد اما این اتفاق رخ نمی دهد.
خلاصه اینکه با زیر بار نرفتن شهرداری و صدور مجوز ساخت و ساز بقایای فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله برای همیشه از نظرها پنهان می شود؛
هرچند که جای شکرش باقیست” پرویز کیمیاوی” مستندی از این کاوش ها تهیه کرده و به یادگار گذاشته تا لااقل این کشف این گنج چند هزار ساله در حافظه تاریخی مردم مدفون نشود!
سمفونی مردگان…
همه چیز از نمای دستگاه فلزیاب و بوق های ممتد دستگاه آغاز می شود.
گویی این صدا قرار است گذشته را به آینده وصل کند و محل پیوند اجدادمان با ما باشد.
این صدا همان سمفونی مردگان است!
راوی از همان ابتدای فیلم تکلیف ببینده را مشخص می کند و با بیان چند جمله به او خط فکری می دهد تا آماده سفری چند هزار ساله در تونل زمان باشد…
«اینجا قیطریه… اینجا قیطریه ؛ ما با دنیای مردگان، با گمشدگان تاریخ در تماس هستیم…
ما مودت تاریخی مان را تجدید می کنیم. حال دوران آزادی در قلبِ پر محبت خاک پایان می یابد و آغاز اسارت است…»
وقتی راوی این جمله ها را در همان سکانس نخست فیلم می گوید؛ تماشاگر با کنجکاوی بیشتری به دنیای پر رمز و راز تصاویر ثبت شده از یکی از بزرگترین کشفیات باستانی قدم می گذارد.
دنیای راز آلودی که شاید ظاهرش را مشتی استخوان و جمجمه و اشیای سفالی و برنزی ساخته اما پی بردن به زندگی قومی که بیش از ۳۰۰۰ سال قبل در این نقطه از پایتخت زندگی می کردند برای آن دسته از مردمی که علاقمند به تاریخ و باستان شناسی هستند به خودی خود جذاب است.
مستند “تپه های قیطریه” کوتاه و به قولی شسته و رفته، جمع و جور و سیاه و سفید است و چه خوب دنیای مردگان دیروز را که اسیرِ دست انسان های امروز می شوند به تصویر کشیده.
دنیایی سیاه و سفید با تونالیته ای از خاکستری ها؛ گویی سفیدی بهشت و سیاهی جهنم و خاکستری های برزخ است….
فیلمی خاک خورده با جمجمه و آثار باستانی و دالان ها و دهلیزهای حفر شده و منظمی که ما را به بیش از ۳۲۰۰ سال قبل می برد.
کیمیاوی که تحصیلات سینمایی خود را در مدرسه عکاسی و فیلمبرداری ورژیرار در سال ۱۳۴۳ و انستیتو تحصیلات عالی سینمایی ایدک در سال ۱۳۴۵ به اتمام رسانده، خوب می داند در نخستین مستندش از چه قابندی هایی استفاده کند.
شاید اگر این مستند توسط او به ثبت نرسیده بود و گواهی تاریخ مبنی بر وجود تمدنی در زیر این تپه ها نبود؛ امروز اطلاعی جامع از آنچه که در کشفیات سال های گذشته در این نقطه از پایتخت رخ داده را نداشتیم. فیلم خوب تمام می شود، هر چند پایانی حزن انگیز دارد.
تصاویر پایانی فیلم از اجسادی است که استخوان هایشان به شکلی جنینی خفته اند و روی تلی از خاک به حال خود باقی می مانند…
اپیزود سوم
ضرورت حفظ تمدنی کهن و ارزشمند
«حمیدرضا حسینی»، پژوهشگر تاریخ درباره گودبرداری در پارک قیطریه نقل قولی از سرپرست کاوشهای باستانشناسی این منطقه در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است:” در اوایل دهه هشتاد در گفتوگویی که با آقای کامبخشفرد داشتم، گفتند: «تعداد گورها بسیار بیش از چیزی بود که ما از دل خاک بیرون کشیدیم. گمانهزنیها نشان داد که بخش بزرگی از آنها زیر پارک قیطریه کنونی است، اما دیگر نخواستیم که درختان را از بین ببریم و آنجا را کاوش کنیم.»
وی ادامه می دهد:«آنچه به دست آورده بودیم برای مطالعه درباره «تمدن قیطریه» کافی بود. ترجیح دادیم که بخشی را برای کاوش و پژوهش آیندگان باقی بگذاریم. وی با خوشحالی می گفت: «پارک قیطریه و رفت و آمد مردم در آنجا بهترین پوشش حفاظتی برای آثار باستانی است و مانع از دستبرد به آنها میشود.»
با این اوصاف امیدواریم تا اگر ساخت و سازی در این محدوده انجام شود، بهترین اتفاق با حضور کارشناسان متخصص و متعهد و نیاز سنجی و نظر سنجی از مردم برای پارک قیطریه رقم بخورد.






آخرین نظرات: