در دهه هفتاد، تعدادی از شاعران نسل انقلاب، بعضی از شاعران نسل قدیم و تعدادی از شاعران جدید رباعی های خود را عرضه کردند. از جمله شاعرانی که در فضای دهه شصت بالیده و رباعیاتی گفته بودند اما موفق نشدند رباعی هایشان را در همان دهه یکجا منتشر کنند، وحید امیری و محمدرضا محمدی نیکو بودند.
امیری الفبای باران را در سال ۱۳۷۴ منتشر ساخت. این دفتر حاوی غزل ها و شعرهای نو و حدود ۶۰ رباعی است. این رباعیات اغلب در دهۀ شصت در روزنامه ها و نشریات کشور چاپ شده و امیری را به عنوان یکی از رباعیات مطرح آن دهه مطرح ساخته بود. بر این مجموعه، نقدی به قلم حمیدرضا شکارسری نوشته شده است. وی در نقد کتاب شعر وحید امیری ضمن اذعان به این نکته که «در مجموعه الفبای باران تعدادی از بهترین نمونه های دوبیتی و رباعی معاصر را خصوصاً پیرامون موضوعات جنگ و شهادت می توان یافت»، شاعر را در به گزینی رباعیاتش ناموفق دانسته و معتقد است مهمترین عارضه رباعی ها و دوبیتی های این مجموعه فقدان انسجام و توازن مصراع های چهارگانه است که گاه به صورت عدم ارتباط منطقی دوبیت رخ می نماید و در نتیجه به فقدان فرم می انجامد.
ایراد دیگری که شکارسری به رباعیات الفبای باران گرفته، مربوط به کثرت استعمال واژه هایی مثل ،آفتاب، آب، آیینه، لاله، خورشید، نور و عشق است که باعث ملال ذهن خواننده می شود . این اشکال به نظر من ناشی از این است که مجموعه شعر امیری زمانی به چاپ رسید که تولید نسخه بدل های ملال آور رباعیات او و دیگر رباعی گویان دهۀ شصت، توان و تازگی این قبیل واژه ها را به کلی گرفته بود.
رباعیات محمدی نیکو نیز سرنوشتی شبیه رباعیات امیری داشت و در زمان خود فقط در مطبوعات انعکاس یافت. اولین مجموعه شعر محمدی نیکو که در سال ۱۳۷۴ با نام سرزمین بی آسمان منتشر شد، فاقد رباعیات او بود. منتخب رباعیات شاعر به سال ۱۳۷۹ در کتاب گزیده شعرهایش منتشر شد و در آن تقریبا از رباعی های انقلابی دهه شصت اثری نیست و بیشتر آنها را رباعیاتی تشکیل می دهد که دارای مضامین عام و اخلاقی هستند. رباعیات محمدی نیکو زبانی پاکیزه و استوار دارد و ضمن برخورداری از نوآوری به سنت های ادبی نیز متکی است.
از شاعران قدیمی تر، شیون فومنی که با انتشار مجموعه آثار گیلکی اش با نام گیله اوخان شهرتی بحق یافته بود در شعر دهه هفتاد حضور موفقی داشت و توانست با انتشار چهار مجموعه از اشعار فارسی اش جای پای خود را محکم کند. از شیون فومنی پنج سال پس از مرگش در سال ۱۳۸۲ مجموعه ای از رباعیات به نام کوچه باغ حرف منتشر شد که حاوی ۱۷۵ رباعی است. بخشی از این رباعیات در مجموعه های قبلی او بودند و بخشی دیگر هم جزو آثار منتشر نشده شیون است.

در رباعیات شیون، تلفیق مناسبی از قالب سنتی رباعی و زبان و نگاه امروزی به چشم می خورد زبان شعری او تا حدودی تحت تأثیر شاعران سبک هندی است و در رباعیاتش نشانه های آشکاری از علاقه شاعر به رباعیات خیام می توان یافت. از ویژگی های مهم شعر شیون فومنی، تعهد اجتماعی، رنگ و بوی بومی و طبیعت گرایی آنهاست که در رباعیات او نیز انعکاس شایسته ای یافته است. حسین منزوی نیز که یکی از چهره های شاخص غزل امروز است، در مجموعه از ترمه و تغزل تهران (۱۳۷۶) تجربه هایی مختصر و نسبتاً موفق در رباعی عاشقانه و اجتماعی عرضه کرد. همچنین باید از علی بداغی یاد کرد که در سه مجموعه ای که در سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ به چاپ رساند، گرایشش به شعر کوتاه و رباعی آشکار است. بداغی در استفاده از واج آرایی و ترکیب های جدول ضربی – به تعبیر شفیعی کدکنی- در رباعیاتش به افراط گراییده است.
در دهه هفتاد حلقة در حلقه شاعران فارس، رباعی گویانی پدید آمدند که تأثیرهایی از منصور اوجی در آثار آنها مشهود است. ای عشق مجموعه ۱۵۰ رباعی از شاپور پساوند است که در سال ۱۳۷۷ منتشر شد. همه رباعیات این مجموعه با خطاب «ای عشق» آغاز میشود که ناخودآگاه خواننده را به یاد حالی است مرا می اندازد. پساوند اگرچه در خلق بعضی لحظه های شاعرانه موفق بوده اما رباعیاتش به خاطر کهنگی زبان، در جلب نظر خواننده امروزی مانده است.

ایرج زبردست از شاعران جوانی است که در سال ۱۳۷۸ مجموعه ای از رباعیات خود را با نام خنده های خیس و در سال ۱۳۷۹ برگزیده رباعیات شاعران فارس را با نام یک سبد آیینه منتشر کرد. مجموعه اخیر رباعیات ۴۶ شاعر امروز منطقه فارس را از نسل های قدیم و جدید در بـر می گیرد که از لحاظ ارزش شعری و لطف و تازگی زبان در یک رده نیستند.
از دیگر رباعی گویان مطرح این دهه پوران فرخزاد است که چنگ مشوّش او مجموعه ای از ۱۵۰ رباعی است و در سال ۱۳۷۳ منتشر شد. در این مجموعه، شاعر تلاش زیادی از خود برای نوآوری نشان داده و قدرت عاطفی شعرش نیز در خور توجه است، ولی حاصل کارش به دلیل نداشتن بضاعت و توان ادبی چندان پربار نیست. ضعف تألیف و زوائد وزن پرکن، پیوند نا استوار میان اجزا و عناصرشعر، افراط در استفاده از ترکیب های جدول ضربی، اصرار نابجا در فارسی نویسی و استفاده نادرست از واژه های کهن فارسی، پرداخت ضعیف مصراع چهارم و درج قافیه های خنثی و بی تپش از مهمترین عیوب این دفتر است.

همه کاستی هایی زبانی که برای چنگ مشوّش برشمردیم کمابیش در رباعی های یک بانوی رباعی گوی دیگر این دهه هم به چشم می آید .تکرار شدم در آیه های گل سرخ مجموعه ۱۰۰ رباعی شکوه سپه زاد است (تهران ۱۳۷۶). در مورد رباعیات سپهزاد نقدهای ستایش آمیزی به قلم م .آزاد، علی شریعت کاشانی و کامیار عابدی قلمی شده که به علت بی خبری نویسندگان از حرکت رباعی در این سال ها یا به نیت تعارف و تشویق از آفت اغراق در امان نمانده و جایگاه شاعر را در رباعی امروز بیش از آنچه هست باز نمایانده است. در رباعیات این مجموعه، تأثیراتی از رباعیات دهه شصت به چشم می آید و در میان آنها چند نمونه درخشان – وگرچه اندک – هم می توان یافت.
در سال ۱۳۷۹ مجموعه ای تحت عنوان یکصد و یک رباعی از قاسم لارین به چاپ رسید. لاربن اگرچه در سرودن شعر نیمایی توانایی های نسبی دارد ولی میل به نوآوری در رباعیات او دیده نمی شود و به تکرار مضامین اخلاقی موجود در آثار گذشتگان و یا پیروی از شیوه رباعی گویی خیام بسنده کرده است.
از اواسط دهه هفتاد، نسل جدیدی از شاعران رباعی گوی به ظهور آمدند که نوید بخش حرکتی تازه در عرصۀ رباعی است. این نسل اگرچه از شاعران شاخص رباعی گوی دهۀ شصت مثل امین پور و حسینی تأثیراتی پذیرفته، ولی در عرصه های ناپیموده نیز حرف هایی برای گفتن دارد و توانسته است خود را از زیر سایه سنگین رباعی گویان دهۀ قبل برهاند و هویت مستقلی را اعلام کند. ایرج زبردست، بیژن ارژن، جلیل صفربیگی، رضا بروسان، عزیز علی انصاری، حامد حجت خواه، علی حیدری زاده، هادی محمدزاده و احمدرضا الیاسی از جمله شاعران رباعی گوی این دهه هستند.
زبان شاعران این نسل به اندازه کافی روان و پخته است و نوآوری آنها در قالب های کهن نیز قابل تأمل و بررسی جدی است. استفاده از مثل ها و اصطلاحات روزمره در رباعی (به ویژه در مصراع چهارم)، گرایش به مفاهیم مذهبی و در عین ناخرسندی از وضع موجود از شاخصه های مهم رباعیات این دوره است.
ایرچ زبردست برای تثبیت جایگاه خود در رباعی امروز، در سال ۱۳۸۲ مجموعه رباعیات باران که ببارد همه عاشق هستند را منتشر کرد. این مجموعه حاوی ۵۱ رباعی است که نشان از جدیت زبردست در عرصه رباعی دارد و رباعیات آن، گویای مطالعات شاعر در رباعیات سبک هندی (بویژه رباعیات بیدل دهلوی) و آشنایی با تحولات امروز شعر فارسی است. بنابراین، هم از خیال انگیزی های شعر بیدل بهره دارد و هم از طراوت شعر امروز.
باران که بیاید همه عاشق هستند، با مقدمه ای از منوچهر آتشی آغاز می شود که ستایشی از این گونه نثار زبردست کرده است: «رباعیات ایرج زبردست با شگردهای تازه ای که در پایان بندی های زیرکانه به آنها می دهد و گاه عمیقاً ما را غافلگیر می کند، به تعبیری، نوعی دیگر از شعر نو می توان نامیدشان که نکته سنجی ها و انفجار حس و زیبایی بهترین تأیید کننده آنهاست». یکی از ویژگی های رباعیات زبردست، همان طور که آتشی گفته، پایان بندی های متنوع و زیرکانه آنهاست که در عین استفاده از عنصر غافلگیری به انسجام لفظی و معنایی شعر نیز لطمه ای وارد نیامده است. و این نشان می دهد که زبر دست آفتی را که رباعی امروز بدان گرفتار است می شناسد و کوشیده است با تقویت پیوند مصراع های چهارگانه و وحدت درونی رباعی از قابلیت های مصراع چهارم نیز به خوبی استفاده کند.
از دیگر چهره های شاخص این نسل در عرصه رباعی، بیژن ارژن را باید نام برد که با انتشار مجموعه رباعیات پیراهنی از آه برایت دارم خود را به حيث یکی از چهره های جدی این عرصه معرفی ساخت. این مجموعه دارای ۷۴ رباعی است و در سال ۱۳۷۷ در کرمانشاه منتشر شد و به دلیل پخش نامناسب نتوانست منزلت واقعی ارژن را در رباعی امروز نشان دهد. بیژن ارژن در سال ۱۳۸۲ رنگ انار را منتشر کرد که مجموعه ای است از شعرهای ولایی و آیینی او، و بخش عمده آن را رباعیات شاعر تشکیل می دهد (61رباعی). از ویژگی های این مجموعه، نگاه پر طراوت به مفاهیم دینی و در پیش گرفتن شیوه روایی تازه در رباعی است.
در رنگ انار، غافلگیری لحن و قافیه مصراع، چهارم حرف اول را نمی زند و به هم پیوستگی و درهم تنیدگی هر چهار مصراع رباعی، نوید بخش تحولی تازه در این قالب به تکرار رسیده است. رویکرد شاعر به مثل ها و اصطلاح های روزمره نیز حالت تزیینی و تفننی ندارد، بلکه جزوی از یک بافت کلامی منضبط و منسجم به طوری که می توان گفت آن صناعت نادری که نیما در رباعیاتش به دنبال آن بود و بضاعت اجرای آن را نداشت، در رباعیات بیژن ارژن در حال تحقق است.

از دیگر رباعی گویان این دوره می توان از شاعری جوان به نام سید حامد حجت خواه یاد کرد که اولین مجموعه شعرش به نام نکند عشق بمیرد (۱۳۸۱) دربردارنده ۱۱۷ رباعی است. رباعیات حجت خواه دارای فضایی تلخ و نومیدانه است و اگرچه ناپختگی های زبانی نیز در آنها به چشم می خورد، ولی باید به تجربه های آتی او چشم امید دوخت. جلیل صفر بیگی در رباعیاتی که تا کنون به چاپ رسانده (در مجموعه شعر شکلکی برای مرگ ۱۳۸۲) و رباعیاتی که در وبلاگش عرضه کرده است، مسیر دشواری را برای پیوند رباعی با اصطلاحات رایج روزمره در پیش گرفته است. حرکت او به راه رفتن در مرز باریکی می ماند که یک سوی آن صمیمیت و سادگی، و سوی دیگر، ساده انگاری و ولنگاری زبانی است.
طی این مرحله، محتاج هوشمندی و حوصله بسیار است. چرا که اگر تمام همت و هدف یک رباعی شیرین کردن کام خـوانـنـده بـه ترفند امثال و اصطلاحات عامیانه باشد، خدمتی بی مزد و منت و تلاشی کم عمر و بی اثری و خواهد بود.
برگرفته از کتاب گوشه تماشا رباعی؛ از نیما تا امروز به قلم سید علی امیر فضلی




آخرین نظرات: