در دلِ هیاهوی بازارچه تاریخی تجریش و داد و قالش و همه زیبایی های بصری که هر چشمی را به سوی خود معطوف می کند؛ نوای نینوا می آید.
نوایی که حُزنش ناخودآگاه تو را به میانه های بازار می کشاند…
پرده اول
وقتی طبل ها به صدا در می آیند
تکیه تجریش که تا دیروز بازار دستچین میوه و سبزی و صیفی جات رنگارنگ بوده امروز حجره هایش برای عزاداری محرم سیاهپوش شده است.
رسم هر سال است که هم زمان با فرا رسیدن عزاداری سالار شهیدان این بخش از بازارچه در و دیوارش سیاه پوش شود و عَلم و پرچم و سماور و نخل و هر آنچه که یادگار روزگاری دور است به جای اصلی اش بازگردد و ما را به نقطه ای از تاریخ ببرد که تماشایش خالی از لطف نیست!
شاه نشین یا تالار تکیه که روزی جایگاه بزرگان بوده هم مفروش می شود با قالی های لاکی؛ سکو و بخشی از زمین تکیه هم همینطور.
نخست زیارت عاشورا می خوانند؛ سپس گروه موسیقی تعزیه محکم و محکم تر بر طبل ها می کوبند و در سارکسیفون می دمند تا پیش درآمدی باشد با زبان موسیقی که مردم را به تکیه بکشاند و اطلاع دهد تا لحظاتی دیگر نمایش آیینی تعزیه برگزار می شود.
پرده دوم
فراز و فرود های تعزیه خوانی
نخست تعزیه خوان ها همگی به روی سکو می روند و اشعاری را همخوانی می کنند…
در روز اول یکی از پیر غلامان تکیه به روی سکو می رود و با احترام اسکناسی تا نخورده را به عنوان تبرک به تعزیه خوانان تقدیم می کند.
سپس سرپرست گروه برای مردم توضیح می دهد که امروز قرار است کدامنسخه از تعزیه اجرا شود…
بعضی نسخه های تعزیه رزمی است و هنرمندان با لباس هایی پر زرق و برق و کلاه خود و شمشیر و سپر صحنه هایی رزمی را بازی می کنند؛ شمشیر را در دستانشان می چرخانند و در همان فضای محدود به جنگ دشمن می روند…
آنها نسخه های آهنگین تعزیه را با صدایی رسا می خوانند گاهی با لحنی حماسی و کوبنده و گاهی هم در دستگاه های ایرانی آواز سر می دهند.
بی شک یکی از شاخصه های تعزیه صدایی خوش و رساست چرا که در فراز و فرود روایت داستان، صدا و موسیقی جزو لاینفک نمایش می شود تا تماشاگر را گاها به حزن فرو برد یا سبب برانگیختن هیجانش شود.
در کتاب “پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی” اثر عنایت الله شهیدی درباره نسخه های تعزیه این گونه توضیح داده است: “سید مصطفی میرعزا از تعزیهسازان معروف دوره ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه بود. در کاشان و تهران تعزیهگردانی میکرد. گویا میرعزا مردی بود ادیب، هنرمند، خوشقریحه، باذوق و استعداد و از موسیقی نیز اطلاعات کافی داشت. بسیاری از نسخههای مربوط به کاشان ساخته وپرداختههای او یا منسوب به اوست. تعزیهخوانان تهران نیز بیشتر نسخههای خود را از میر عزا میدانند یا به او نسبت میدهند.”
به هر ترتیب این نمایش که حدود دوساعتی طول می کشد تا اجرا شود به گونه ای طراحی شده که مخاطب را تا پایان نمایش با خود همراه کند…
پرده سوم
دریچه ای رو به آسمان
تکیه بزرگ تجریش شبیه به خیمه می ماند. سقفش تیر چوبی دارد و نورگیر هایش دریچه ای رو به آسمان باز کرده است.
در اینجا سالها نمایش و روضه و دعا برای محرم خوانده شده و به روایت قدیمی تر ها خشت خشت اینجا را با دعا و ختم قرآن روی هم گذاشتند.
پیر غلامان اهل بیت، اما مشخص ترند در این میان؛
آن یکی که آنجا نشسته و کلاه پوستین و بلند سیاه بر سر دارد و با کوبیدن هر بار عصایش روی زمین مُهری بر هر برگِ تاریخ پر شکوه این تکیه می زند یا آن یکی که با لبخند نذورات مردم را با احترام دریافت می کند و دیگری که چای می ریزد و آن یکی که...
گویی موهایشان در همین نقطه از تاریخ سپید شده و رخسارشان در همین هیئت ها پر فروغ.
پرده چهارم
تکیه ای که قدمتش به عهد قاجار می رسد
به روایتی قدمت این تکیه به عهد فتحعلی شاه قاجار می رسد و بر اساس نخستین مدارکی که از این تکیه به دست آمده اجرای مراسم عزاداری محرم را به “حاج اسماعیل تجریشی” نسبت می دهند که عواید ۱۲ ساعت آب قنات پشت ده تجریش را برای تعزیه خوانی به تکیه بزرگ اختصاص می دهد.
به شکل کلی تاریخ دقیقی از ساخت تکیه موجود نیست و بر اساس تحقیقات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی برخی منابع هم قدمت تکیه را به اول سده ۱۳ ق دانسته و بانیان آن را هم “حاج حیدر علی” و “حاج حسین علی” از سرشناسان تجریش معرفی کرده اند.
پرده پنجم
تعزیه را موروثی می خوانند
نسخه های تعزیه سینه به سینه می رسد و موروثی است یا عده ای علاقمندند به تعزیه خواندن و یا نذر می کنند.
شفا گرفتند یا گره حاجت های بزرگی را با همین خوانش ها باز کردند یا قرار است باز کنند.
در این شبیه خوانی هایی که امسال اجرا می شود یکی از پیشکسوتان تعزیه خوانی به نام “ابوالفضل کبابیان” هم حضور دارد.
صدایش پر صلابت است و سالهاست که تعزیه می خواند و در کنارش هم بقیه اعضا نقش های متفاوتی را اجرا می کنند که حضور پدر و پسری( اسماعیل نژاد) هم جالب توجه است.
و پرده آخر ….
هق هق دل های دردمند خیمه را می لرزاند
در میانه های تعزیه بارها اسپند را می چرخانند و گاهی هم چراغ ها را خاموش می کنند و نوای حزن انگیز اشعار تعزیه و همراهی نوای نی فضا را غرقِ در غم می کند.
در فضایی روحانی چشم ها بارانی می شود و گاها صدای هق هق دلهای دردمند پایه های خیمه امام حسین(ع) را می لرزاند…
در این میان عده ای هم رهگذرند ؛ آنها در تکاپوی خرید از بخش های دیگر بازارچه یا بی اعتنا می روند یا گوشه چشمی به نمایش می اندازند و عبور می کنند و یا می مانند و به دعوت شدگان خیمه امام می پیوندند…
تعزیه تمام می شود …
و عده ای که بیشتر ماندند به صف های نماز می پیوندند و روی سکوی تعزیه نماز می خوانند…







آخرین نظرات: