به گزارش خرد و فرهنگ، ایران از جمله کشورهایی است که دارای گذشته تاریخی پیچیده و تجارب سیاسی تراژیک می باشد جدال های منطقه ای، تعارض های بین المللی و رویارویی سیاسی بین نخبگان را می توان از جمله نشانه های تجربه ملی در ایران دانست. تفاوت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران در مقایسه با کشورهای همسایه به گونه ای مشهود می باشد که جلوه هایی از بیگانگی فرهنگی نسبت به سایر بازیگران منطقه ای را می توان در ذهن و روحیه ایرانیان مشاهده نمود تمایز ،سیاسی ساختاری و فرهنگی ایران نسبت به کشورهای ،منطقه منجر به ظهور اندیشه یگانه پنداری ایرانیان گردیده است.
چنین شرایطی را می توان در ادبیات ،سیاسی قالب های ادبی اندیشه های اجتماعی و فرهنگ فولکلور ایران مشاهده نمود تجارب تاریخی گذشته زندگی سیاسی پرفراز و نشیب و منازعات در هم تنیده ای که ایرانیان داشته اند منجر به شکل گیری فرهنگ ملی پیچیده و لایه بندی شده گردیده است. درک چنین فرهنگی برای بسیاری از غربی ها کار دشواری است اگرچه مراکز متعدد شرق شناسی اسلام شناسی و ایران شناسی وجود دارد، اما مطالعات انجام شده این مراکز صرفاً لایه های بیرونی فرهنگ سیاسی ایران تبیین شده .است تحلیل نادرست حوادث سیاسی و فرایندهای اجتماعی ایران توسط مجموعه هایی غربی را میتوان ناشی از عدم توجه به آنان به لایه های در هم تنیده فرهنگ و ساختار سیاسی در ایران دانست.
علی رغم پیچیدگی های یاد شده میتوان نشانه هایی از ثبات و پایداری در برخی از الگوها و گزینه های رفتاری ایرانیان را مشاهده نمود این امر بیانگر بنیادهای تغییرناپذیر و ثبات در فرهنگ سیاسی ایران می باشد طبعاً نظریه پردازان و تحلیل گران مسائل فرهنگ سیاسی می توانند نشانه های ،ادراکی تحلیلی و رفتاری ایرانیان را در ارتباط با شاخص های ثابت و پایدار فرهنگ سیاسی مورد مطالعه قرار دهند. این گونه شاخص های رفتاری ماهیت عینی و فراگیر دارند و از همه مهمتر آنکه بخش بیرونی فرهنگ سیاسی ایران را تشکیل می دهند.
شاخص های درونی و درهم تنیده فرهنگ سیاسی ،ایران ماهیت پیچیده و متعارض دارند در حالی که لایه های بیرونی آن از ثبات و عینیت بیشتری برای ناظرین و تحلیلگران برخوردار است. در بسیاری از مواقع میتوان نشانه هایی از تعارض را بین لایه های درونی و بیرونی فرهنگ سیاسی ایران مشاهده نمود. این امر منجر به دوگانگی، ناپایداری و همچنین ابهام در فرهنگ سیاسی ایران شده است به همین دلیل است که برخی از پژوهشگران مسائل ،ایران شکل گیری چنین وضعیتی را ناشی از قالب ها و نشانه های شیزوفرنیک دانسته و در نتیجه ابهام ادراکی خود را متوجه شاخص های فرهنگ سیاسی ایران می کنند.
از سال های نخست قرن بیستم تحولات جدیدی در فرهنگ سیاسی ایران ایجاد شده است این امر ناشی از شرایط عمومی فضای بین المللی تحولات تکنولوژیک و گسترش ارتباطات می باشد جنگ جهانی اول و دوم اشغال ایران و توسعه طلبی قدرت های بزرگ نه تنها بر شاخص های ژئوپلیتیکی ایران تأثیر بر جای گذاشت بلکه می توان نشانه های جدیدی از رفتار و فرهنگ سیاسی جدید را نیز مشاهده نمود این امر انعکاس و سنتز فرایندهای جدید با شاخص های پایدار در فرهنگ سیاسی ایران می باشد.
اکتشاف نفت را اگرچه می توان موضوعی اقتصادی دانست اما شواهد ایجاد شده بیانگر آن است که قراردادهای نفتی نه تنها در اقتصاد سیاسی ایران تأثیرات مشهودی را بر جای ،گذاشت بلکه روابط اجتماعی ساختار قدرت و همچنین فرهنگ سیاسی ایران را تحت تأثیر خود قرار داد به این ترتیب نفت و جغرافیا را میتوان از جمله مؤلفه های استراتژیک و اقتصادی دانست که بر رفتار اجتماعی و فرهنگ سیاسی ایران در قرن بیستم تأثیرات قابل توجهی را بر جای گذاشته است. دو مؤلفه ،یادشده عناصر نهفته اجتماعی و سیاسی ایران را بارور نمودند و به این ترتیب ساخت دولت مدرن را می توان بر اساس بازتولید روابط سنتی و ظهور نیروهای فراملی جدید مورد تفسیر قرار داد. «دانیل لرنر» بر این امر تأکید دارد که:
حقیقت مطلب آن است که اکنون، بازی همان بازی قدیمی است با این تفاوت که عناصر جدیدی در آن شرکت دارند؛ عناصری که برای دگرگونی اجتماعی در ایران به آنها نیاز می باشد معانی و الفاظ یک شاعر فارسی این امر را خاطر نشان می کند که ممکن است معانی کهنه در قالب واژگان نو ریخته شود خصوصیات ژئوپلیتیکی قدیمی ایران در لفافة جديد جهان دو قطبی پیچیده شده است این تجدید مناسبات خارجی چه تأثیری بر فرایندهای داخلی حیات اجتماعی و فرهنگ سیاسی ایران دارد؟ (لرنر، ۱۳۸۳، ص ۵۵۲)
در شرایط جدید، می توان نشانه هایی از بازآفرینی فرهنگ اجتماعی ایران را ملاحظه نمود. به طور مثال افزایش درآمدهای نفتی منجر به حداکثر سازی قدرت دولت در ایران گردید و این امر فضای سیاسی را تحت تأثیر خود قرار داد؛ دولت مدرن در ایران از اقتدار بیشتری برای کنترل حوزۀ اجتماعی برخوردار شد و طبقات اقتصادی جدیدی ظهور یافتند. در این روند میتوان نشانه هایی از بازتولید اقتدارگرایی سیاسی را ملاحظه نمود. طبعاً جدال بین نخبگان سیاسی در این شرایط افزایش بیشتری پیدا می.کند. به هر میزان سطح درآمد ملی افزایش یابد و طبقات اقتصادی مؤثری در تولید ثروت نقش نداشته باشند، طبیعی است که اقتدارگرایی از نماد فراگیرتری در روابط اجتماعی و فرهنگ سیاسی ایران برخوردار می شود. این امر بر فرهنگ سیاسی و همچنین فرهنگ سیاست خارجی ایران تأثیر بر جای گذاشته و جلوه های تشدید شده ای از قالب های سنتی و نهفته را عرضه می روند یادشده در سالهای بعد از جنگ دوم جهانی تشدید گردید. گزینه مسلط بر روابط ،سیاسی اقتصادی و اجتماعی ایران در این دوران را باید روند نوسازی دانست. اگرچه نوسازی به عنوان پروژۀ غربی برای محدودسازی تحرک سیاسی و استراتژیک اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شد اما آثار و پیامدهای قابل توجهی را بر بنیادهای فرهنگ سیاسی ایران بر جای گذاشت. این امر بیانگر آن است که دگرگونی در ساختار اجتماعی و ظهور جلوه هایی از فرهنگ اقتصاد و سیاست بین الملل در حوزۀ ساختاری ایران، نه تنها فرهنگ سیاسی ایران را پیچیده تر کرد بلکه جلوه های نهفته در ساختار ایران را به حوزه های عمومی و عینی جامعه منتقل نمود به طور کلی نوسازی را میتوان از جمله عواملی دانست که قابلیت های نهفته ساختارهای سیاسی و اجتماعی را ارتقاء میدهد و نیز منجر به فعال سازی هنجارهای نهفته در زیر ساختهای اجتماعی کشورها می شود این روند بعد از جنگ جهانی عینیت بیشتری در جامعه و فرهنگ سیاسی ایران یافته است. با توجه به فرایندهای تحول در فرهنگ سیاسی ایران میتوان بنیادهای پایدار در رفتار اجتماعی و فرهنگ سیاسی ایران را به گونه ای که در پی می آید، مورد توجه قرار داد.
برگرفته از کتاب فرهنگ سیاسی ایران ، نگارش دکتر عباس مصلی نژاد





آخرین نظرات: