نظاره سلطان صاحبقران

سلطانی که به تماشای تشییع پیکر خویش ایستاد

تصویر اکرم فراهانی

اکرم فراهانی

ر

وز گذشته آخرین روز ازنمایشگاهی با نام « نظاره سلطان صاحبقران» بود که در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد . در آن برای نخستین بار از برخی تصاویر که مستندات مربوط به قتل و تشییع پیکر ناصرالدین شاه است به معرض عمومی گذاشته شده است.

مهم ترین تصویر در این نمایشگاه مربوط به تابلوی تصویر ناصرالدین شاه قاجار است که البته مشخص نیست که متعلق به چه هنرمندی است. واقعیت اینگونه است که جنازه شاه در تابوتی حلبی یک سال بر روی تخت مرمر فتحعلی شاه به امانت می ماند و نقاشی با عظمتی از شاه بالای سرش قرار می گیرد.

یک سال بعد، دقیقا مطابق با همان تاریخ قتل مراسم تشییع پرشکوهی در تهران برگزار می شود و تابلوی نقاشی شده هم دوباره می رود بالای سرش؛ پیکر را به مقبره حضرت عبدالعظیم می برند تا برای همیشه در آنجا آرام بگیرد و باز هم نقاشی آنجاست، درست بالای سرش…

برخی از تابلوها و آثار این نمایشگاه را باهم می بینیم.

https://kheradvafarhang.ir/wp-content/uploads/2024/11/word-image-4831-1.jpeg

این تابلو نظاره گر و شاهد وقایعی است که به هنگام تشییع پیکر ناصرالدین شاه و سپس آرام یافتن او در مقبره نوساز واقع در حرم حضرت عبدالعظیم رخ داده. شاید هم پادشاه علاقه زیادی به این تابلو داشته و رفیق و همدم و همراهش در تنهایی بوده و اسرار زندگی و ناگفته هایش را با این نقاشی در میان می گذاشته و برایش آن قدر عزیز بوده که حتی بعد از مرگش هم همراهش است…

شاهزاده قهرمان میرزا عین السلطنه سالور برادرزاده شاه در خاطرات روز نوشت خود آورده است: “فراش ها یک پرده نقاشی بزرگ شاه را بالای قبر نصب کرده اند. خیلی شبیه است. پرده ای به این شباهت کمتر از شاه دیده ام.”

این اثر افزون بر عکس زیبای تکیه دولت دست کم در دو عکس موجود که ابوالقاسم بن محمد تقی نوری در عهد مظفری از داخل مقبره ناصر انداخته هم به چشم می خورد.

https://kheradvafarhang.ir/wp-content/uploads/2024/11/word-image-4831-2.jpeg

                                                                                                                         آخرین صفحه دفترچه خاطرات ناصرالدین شاه

دفترچه ۴۳ برگ نوشته دارد. آخرین یادداشت در دفترچه مطابق با تاریخ چهارشنبه ۱۵ ذیقعده ۱۳۱۳ هجری قمری دو روز پیش از قتل ناصرالدین شاه است.

“داودیه را بد نگاه داشتند. از پهلوی سر درش با هزار صلوات گذشتیم که خراب نشود.

همه جا خراب و کثیف و بد شده بود.

از زرگنده دستخطی به صدراعظم نوشته بودیم.

فراش سواره برده بود.

اینجا توی صحرا جواب آورد‌.

صدراعظم امروز رفته بود ضرابخانه برای سکه ذوالقرنین و مدال و این ها.

یک فشنگ پول از همین سکه تازه برای ما فرستاده بود.

خیلی خوب سکه کرده بودند. در داودیه پیاده شدیم و قهوه خوردیم و بعد سوار شدیم و رفتیم شهر…”

                                                                                                                                    کارت دعوت برای مراسم تشییع

سه شنبه ۱۷ شهر ذیقعده الحرام ؛ امروز را برای تشییع جنازه شاهنشاه شهید خبر کرده بودند.

از صبح باران می آمد کم کم شدیدتر شد تا چهار ساعت از دسته گذشته تشریفات را برهم نزده بودند.

باران ساکت نشد موقوف کردند.

امروز درست یک سال قمری از فوت شاه گذشته است.

https://kheradvafarhang.ir/wp-content/uploads/2024/11/word-image-4831-4.jpeg

                                                                                                                               پارچه آغشته به خون ناصرالدین شاه

این دستمال در روز قتل شاه توسط دکتر محمد شیخ ( احیا الملک ) پسر حاج میرزا علینقی صنیع الممالک برای بند آوردن خون در جای گلوله فرو برده شده است.

متنی که روی دستمال نوشته شده است:

“دستمال شاه شهید است که در هفدهم ذیعقده روز جمعه برای بستن خون دهان زخم طپانچه که به زیر پستان چپ خورده از جیبش در آورده کنار آن را پاره کرده به توی زخم داخل کردم که برای حرکت دادن جسد خون نیاید و این قسمت دیگر را به طور یادگار خون آلود نگاه داشتم.بعداز ظهر جمعه ۱۷ ذیعقده ۱۳۱۳دکتر محمد شیخ است.”

لازم به توضیح است که این روایت تصویر سازی و تخیل و رویا پردازی نویسنده با الهام و بهره از مستندات تاریخی است.

منابع:

نمایشگاه «نظاره سلطان صاحبقران» در تالار آبی کاخ نیاوران

مصاحبه با یکی زنان ناصرالدین “زیور حاج صالح” با اطلاعات هفتگی در سال ۱۳۳۶ و باز نشر آن توسط خبر آنلاین

کتاب «طهران قدیم» نوشته جعفر شهری

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط