به گزارش خرد و فرهنگ،”منیره علی” یا “منیره گرجی فرد” تنها بانوی عضو مجلس خبرگان بود که تا سالهای پایانی عمرش قرآن خواند و تدریس کرد و به یاری مردمی شتافت که روزگارشان سخت بود؛ او چندی پیش در آستانه ۹۵ سالگی در حالی آسمانی شد که وصیت کرده بود مراسمش به دور از تشریفات باشد.
زیرِ نور ماه
متولد ۱۳۰۸ در محله مذهبی نشین خیابان ایران بود؛ ۷ خواهر و برادر داشت که با خودش می شدند ۸ نفر.
در کودکی با قرآن آشنا شد و ۱۰ آیه ای را در کلاس های درس فرا گرفت و همان ۱۰ آیه شد نشانه و چراغ راه برای مسیر پر فراز و نشیبی که دنبال کرد.
او روز به روز بیشتر عاشق فراگیری قرآن می شد اما مادرش مخالف سرسختش بود. مادر نمی خواست کودکش به سمت قرآن برود. چرا که آنقدر برای کتاب آسمانی احترام و ارزش قائل بود که نزدیک شدن دخترش به قرآن را در کودکی به نوعی بی حرمتی به قرآن می دانست.
دست زدن به قرآن قدغن بود. اما منیره راهش را یاد گرفته بود؛ شب های تابستان که قرار بود در پشت بام بخوابند قرآن را در لباسش پنهان می کرد تا وقتی همه خوابیدند و خیالش راحت شد کتاب را زیر نور ماه ورق بزند و بخواند.
وقتی کتاب را ورق می زد اشک از چشمان معصوم کودک چند ساله به روی گونه هایش می ریخت و در آن لحظه آرزویی جز فراگیری کل قرآن از قلبش نمی گذشت.
محدودیت مادر تبدیل به فرصتی شد تا او در سختی با اشتیاق و عشق و علاقه بیشتری قرآن را فرا گیرد.
آغاز فعالیت های انقلابی از قیام ۱۵ خرداد
فعالیت های انقلابی اش برمی گردد به قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲؛ “گرجی” آن روزها در محله شهدا زندگی می کرد و از نزدیک شاهد تظاهرات بود.
وقایع ۱۵ خرداد انقدر روی او تاثیر گذاشت که از همان روز تصمیم گرفت در انقلاب سهمی داشته باشد و نخستین قدمش این بود تا کلاس های قرآنش را تبدیل به یکی از پایگاه های انقلابی کند که از قضا تبدیل به پایگاهی فعال و مهم شد.
او در مسجد قبا به عنوان یکی از مراکز حائز اهمیت و پایگاه انقلابیون و همچنین در کانون انصار و حسینیه محلاتی ها سخنرانی های مهمی را در قبل و بعد از انقلاب ایراد کرد و پس از پیروزی انقلاب هم در نخستین مجلس خبرگان رای آورد و تنها بانوی نماینده مجلس خبرگان شد.
“گرجی فرد” مدت زمان حضورش در خبرگان کوتاه اما مفید بود. شاید در دنیای امروز و شرایط کنونی جامعه عجیب باشد؛ اما او هیچ وقت از مزایای حضورش در خبرگان که شامل نمایندگان می شد استفاده نکرد.
و عجیب تر اینکه او حتی ترددش به مجلس هم با خودرو مجلس نبود.
“گرجی” با وجود موانعی که بر سر راهش بود در حالی به مجلس خبرگان راه یافت و عنوان تنها بانوی مجلس خبرگان را از آن خود کرد که حتی بعضی از منتخبین تهدید کرده بودند که اگر این بانو از خبرگان نرود مجلس را ترک خواهند کرد.
حکایت همان حکایت یا جای ماست یا جای این زن بود! اما او هر روز ایستادگی اش بیشتر می شد و در پاسخ به معترضان تنها به گفتن یک جمله بسنده کرد: ” هرکس نمی تواند حضور یک زن را تحمل کند؛ برود!”
“گرجی” در قبل و بعد از انقلاب فعالیت های خودجوش و مردمی را در ایران و خارج از ایران دنبال می کرد.
او در کنار مردم بودن را دوست داشت و خودش می گفت که برای تفریح و خرید به سفر نمی روم برای آن می روم که مردم را با معارف قرآنی آشنا کنم.
دهه ۶۰ و همراهی با کپر نشین ها
“گرجی فرد” را برای تدریس در دانشگاه دعوت می کردند چرا که علوم حوزوی را می دانست و قرآن پژوه بود؛ او هم که عاشقانه تدریس را دوست می داشت؛ می رفت و تدریس می کرد اما بدون آنکه پولی دریافت کند.
او ۹ سالی را با حوزه علمیه “خدیجه کبری” همکاری کرد؛ با خانم ضابطیان و حاصل این همکاری ها سفر به روستاهایی شد که تا آن روز حتی روی نقشه هم نمی توانستی پیدایش کنی.
در دهه ۶۰ رفتن به بعضی از روستاهای دور افتاده و کپر نشین صعب العبور بود و دشوار. او برای روستای بشاگرد که نشانی روی نقشه ایران نداشت و کپر نشین بود امکاناتی چون آب و برق و گاز آورد تا این روستا هم نام و نشانی روی نقشه بیابد.
با “منیره گرجی”در خانه اش هم صحبت شدیم؛ عکس های سال های دور را نشانمان داد و خاطره تعریف کرد؛ و از همسرش که همراهش بوده بسیار یاد کرد؛
نام او هم نام فامیلی همسرش و یادگاری اوست؛ ما هم با کتاب آسمانی لحظه هایی را از او ثبت کردیم؛ در چند ساعت مصاحبتی که داشتیم هیچگاه لبخند از رخسارش محو نشد.







آخرین نظرات: