شایسته است تا در زمان فرا رسیدن اعیاد بزرگ اسلامی مانند عید مبعث در کنار تبریک ها، در فلسفه بعثت و بررسی مؤلفه های تاثیر پذار حاصل از آن در زندگی انسان نیز غور شود. در این زمینه سه مفهوم اندیشه، مشورت یا تاکید بر عقل جمعی و توجه به دانش افزایی و علم آموزی در اسلام در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است.
علی علیه السّلام نیز در خطبه اول نهج البلاغه در زمینه فلسفه بعثت می گوید:
خـداوند پیامبر صلّی اللّه علیه و سلم را زمانی فرستاد که از دیرباز پیامبری نیامده بود؛مـلتها در خـواب طـولانی فرورفته و سررشته کارها از هم گسیخته بود.جنگها در همهجا شعلهور و دنیا در تاریکی،جهل و گناه بـه سـر مـیبرد.فریبکاری،آشکار و برگهای درخت زندگی بشر به زودی گرائیده و از آن امید ثمری نبود.آبها فـرورفته و فـروغ هدایت خاموش شده بود.این فساد و تیرهروزی چیزی جز فتنه و آشوب به بـار نـمیآورد. تـرس دلهای مردم را فراگرفته و پناهگای جز شمشیر خونآشام نداشتند.
و نیز در خطبه 62 نهج البلاغه خطاب بـه اعـراب شبه جزیره عربستان اوضاع منحط و روبه زوال ساکنان آن را اینگونه توصیف میکند:
خدا،محمد صـلّی اللّه عـلیه و سـلم را فرستاد تا جهانیان را از راه و رسمی که در پیش گرفتهاند بیم دهد و او را امین دستورهای آسمانی خود قرار داد.در آن حـال شـما ای گروه عرب بدترین دین را داشتید و در بدترین سرزمین زندگی میکردید.در بین سنگهای خـشن و مـارهای گـزنده میخوابیدید و از آب تیره میآشامیدید.غذای خوبی نداشته و خون یکدیگر را میریختید.پیوند خویش را از نزدیکان بریده و با آنـان سـتیزه مـیکردید.بتها در بین شما برپا بود و گناهان دست و بال شما را بسته بود.
جایگاه اندیشه و تفکردر بعثت
از مشخصههای برجسته بعثت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و سلم نسبت به انبیاء گذشته آن است که در این مرحله اراده الهی بر این تعلق گرفت که بـشریت بـرخلاف اعصار قـبل که به دیدن معجرات حسّی انبیاء بسنده میکردند به اندیشیدن و تفکّر تکیه کنند.دعوت فراوان قرآن را بـه تعقّل و تدبر در آموزههای دینی و هر آنچه خداوند آفریده است و معرفی انـسانهای غـیر انـدیشمند به عنوان بدترین جنبندگان روی زمین.
ان شر الدواب عند اللّه الصم البکم الذین لا یعقلون
از سوی دیگر خداوند در قرآن از انسانها خواسته است تا به محتوای این پیام آسمانی تأمل کـنند و در صورتی که آن را با فطرت خویش منطبق دیدند بپذیرند:
فبشر عباد الذین یستمعون القـول فیتبعون احسنه اولئک الذین هـدیهم اللّه و اولئکـ هم الوالالباب.
نکته مهم آن است که در قرآن کریم رسول اکرم از اینکه چرا حسرت ایمان آوردن مشرکین را از طریق معجرههای حسسی به قلبش راه داده اینچنین مورد عتاب الهی قرار میگیرد:
«و إن کـان کبر علیک إعراضهم فإن استطعت أن تبغی نفقا فی الأرض أو سلما فی السّمائفتأتیهم بآیة و لو شاء اللّه لجمعم علی الهدی فلا تکوننّ من الجاهلین إنّما یستجیب الّذین یسمعون و الموتی یبعثهم اللّه ثمّ إلیه یرجعون»( سوره انعام)
گـرچه رو بـرتافتن آنان از دین چندان بر تو گران میآید که اگر بتوانی نقبی در زمین بیابی یا نردبانی خواهی جست که به آسمان رفته تا معجزهای برایشان بیاوری-اما بدانکه-اگر خداوند مـیخواست بـیدرنگ آنان را بر هدایت-دین راستین-قرار میداد.پس هرگز از نادانان مباش.خدا فقط کسانی را هدایت میکند که پند گیرند و مردگان را خدا برمیانگیزاند تا به سوی او بازیابند.
در واقع در این آیه خداوند به رسول خود می گوید که مشرکان جهت ایمان آوردن نیاز به معجزات حسی نداشته بلکه دیدهای بینا لازم دارند تا با تعمق و تفکّر به حقایق دین پی ببرند. به همین دلیل است که تفقّه در دین و فهم عمیق آن در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است.
تاکید بر مشورت و عقل جمعی در اسلام
مشاوره را بـه عـنوان یکی از ویژگیهای اساسی جامعه اسـلامی شـمرد و حتی سورهای را به نام«شوری»در قرآن کریم قرار داد.در اجرای این اصل مهم قـرآنی پیـامبر صلّی اللّه علیه و سلم خـود بـارها در مـوضوعاتی که به وسـیله نـصّ و وحی الهی حکمش بـیان نـشده بود به مشورت با مسلمانان پرداخت تا آن را در بین پیروانش و نسلهای بعدی نهادینه کند. پیـامبر صـلّی اللّه علیه و سلم در مسائل اجتماعی برای مـسلمانان حـق اظهار نـظر مـحفوظ داشـت و هیچگاه با رأی فـردی خویش با آنان مستبدانه رفتار نمینمود.در جنگ بدر در سه مرحله اصحابش را به مشاوره دعوت نـمود و از آنـان خواست تا نظر خویش را پیرامون سـه مـوضوع:اقـدام بـه جـنگ با قریش،مـحلّ اردوگـاه بعد از آن که اصحاب جنگ را ترجیح دادند،رفتار با اسرای جنگی در پایان جنگ،ابراز نمایند و آنـگاه خـود نـیز همانند سایرین نظرش را بیان نمود و در پایان از نـظر اکـثریت تـبعیت نـمود.
در جـنگ احـد نیز شیوه مبارزه با مشرکین را با اصحاب در میان گذاشت که برخی با خارج شدن از شهر و هجوم بردن به دشمن موافقت نموده و برخی نیز با ماندن داخل شـهر و تقویت بنیه دفاعی اصرار داشتند که نظر نخست تصویب گردید.در جنگ احزاب و تبوک نیز همین سیره اجراء شده و پیامبر صلّی اللّه علیه و سلم از افکار اصحاب در راهبرد اهداف مقدس خویش بهره بـرد.
در طول نهضت و بعثت پیامبر صـلّی اللّه عـلیه و سلم قوانینی برای بشریت تنظیم گـردید کـه مواد آن در هـر عـصری قـابل اجرا میباشد.در اثر بـعثت مبارزهای عمیق بر ضد جمود فکری و تعصّبات قبیلگی و نژادی آغاز گردید که نتیجهء آن پیـریزی تـمدّنی باشکوه در زمینههای علمی- عرفانی در سطح جـهان بـود.امـام خـمینی رحـمهم اللّه در این رابطه فـرموده اسـت:
توجه به علم و تحول علمی در سیره پیامبر
«مسأله بعثت یک تحول علمی-عرفانی در عالم ایجاد کرد که آن فلسفههای خشک یونانی را که بـه دسـت یـونانیها تحقق پیدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد،لکـن مـبدّل کـرد بـه یـک عـرفان عینی و یک شهود واقعی برای ارباب شهود».
در تبیین تحول علمی-عرفانی که در اثر بعثت بوقوع پیوست باید گفت:دستور صریح قرآن به خواندن-که در اولین پیام آسـمانی به پیامبر صلّی اللّه علیه و سلم اعلان گردید-
اقرا باسم ربک الذی خلق…
و تأکید بر به دست گرفتن قلم و نامگذاری یکی از سورههای قرآن به نام«قلم»و نیز سوگند به آن
«ن،و القلم»
عـلم و کـتابت،از ارج و منزلت ویژهای برخوردار گردید.چون در اثر قلم و کتابت است که روح تمدنها و افکار بشر در گذشته و آینده حفظ گردید.چون در اثر قلم و کتابت است که روح تمدنها و افکار بشر در گذشته و آینده حـفظ مـیگردد.از اینرو میبینیم به دنبال این توصیههای قرآنی و هدایتهای معنوی پیامبر صلّی اللّه علیه و سلم که«نوک قلم دانشمندان و نویسندگان حق را بر شمشیر مجاهدان و خـون شـهیدان برتر میدانست»اعراب درس نـاخوانده بـه سوی خواندن و نوشتن قیام نموده و پس از نیم قرن ایران و مناطق دیگر جهان.
مرحوم استاد محمد رضا حکیمی در زمـینهء ایـجاد جوّ پژوهشی و شناختی در پرتـو بـعثت پیامبر صلّی اللّه علیه و سلم نوشته است:
هنگامی که انسان از راه تاریخ و کتابها سفر میکند و به آغاز سالهای هجری میرود و در میان صفوف مسلمانان پا مینهد مینگرد که مسجدها،بازارها و حتی در میدانهای جنگ هـمواره بـحث و گفتگو مطرح است:سؤال از صفات خداست و از چگونگی فعل خدا در عالم؛از جبر و تفویض و اختیار؛از چگونگی روح و بقای آن،از فلسفه سیاسی و اصل رهبری و امانت؛از رویش مجدّد اجسام و زنده شدن مردمان-معاد-از تجسّم اعمال؛از روز بـزرگ،روز رسـیدگی به کـردارها و پاداشها و کیفرها-قیامت-؛از ابدیت و بقاء در سایه رحمت خدایی؛از احکام شرع و تفصیل قانونهای الهی از تربیت نفس اخلاق دیـنی و دهها و صدها مسأله از اینگونه که همه در سطح اجتهاد و ردّ و قبول مطرح اسـت و ایـن فـضای علمی صد سال بلکه پنجاه سال پیش از نقل و ترجمه کتابهای یونانی در سرزمینهای اسلامی در میان-مسلمانان پدید آمـده بـود و این فضای علمی و جوّ پژوهشی و شناختی آفریده اسلام و مخلوق قرآن کریم بود.
منبع:
فصلنامه پیام، شماره 95 ، نویسنده: سید مصطفی حسینی رودباری




آخرین نظرات: