بیشتر او را با فیلم “خوب، بد، زشت” می شناسند؛ هر چند علاوه بر “کلینت ایستوود” بازیگران معروف دیگری چون “جان وین”، “هنری فوندا” و “جیمز استوارت” هم وسترن بازی می کردند و کارگردانانی مانند “جان فورد” و “سرجیو لئونه” هم نقش مهمی را در شکلگیری و محبوبیت سینمای وسترن ایفا کردند.
“جان فورد” با ساخت فیلمهای کلاسیکی مانند “جویندگان” و “سرجیو لئونه” با ساخت سهگانه “دلار”، ژانر “وسترن اسپاگتی” را به وجود آورد؛ ژانری که گویی برای بازیگری چون “کلینت ایستوود” طراحی شده بود؛ او یکی از چهرههای ماندگار و تأثیرگذار در تاریخ سینمای جهان، به ویژه سینمای آمریکاست که نه تنها به عنوان بازیگر، بلکه به عنوان کارگردان، تهیهکننده و آهنگساز هم فعالیت داشته و او را تبدیل به یکی از اسطورههای سینما کرده است.گزارش اختصاصی خرد و فرهنگ ار درباره زندگی و آثار این بازیگر و کارگردان برجسته بخوانید.
سکانس اول
تولد
“کلینت ایستوود” در روز ۳۱ مه سال ۱۹۳۰ در “سانفرانسیسکو”، ایالت کالیفرنیا متولد شد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه، به خدمت نظام درآمد و در نهایت وارد دنیای هنرهای نمایشی شد.
او فعالیت حرفهای خود را به عنوان بازیگر در اواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز کرد و آرتیست سینمای وسترن شد و نقش آفرینی در سهگانه مشهور “دلار” ساخته کارگردان ایتالیایی “سرجیو لئونه” او را به شهرتی جهانی رساند. سه گانه “دلار” یا سه گانه “مرد بی نام”، شامل شامل فیلم های “به خاطر یک مشت دلار” ، “به خاطر چند دلار بیشتر” و “خوب، بد و زشت” است. این فیلم ها به خاطر تأثیرگذاری بر ژانر “وسترن اسپاگتی” و ایجاد سبکی خلاقانه و نوگرایانه به لحاظ بصری شهرتی خاص و جهانی دارند.
سکانس دوم
اسکار بهترین فیلم و کارگردانی
کلینت ایستوود در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازیگری به کارگردانی هم روی آورد و با ساخت فیلم “بیرحم” در سال ۱۹۹۲، موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی شد.
از دیگر آثار شاخص این هنرمند میتوان به “دختر میلیون دلاری” که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد و “گرن تورینو” ، “رودخانه مرموز” و “تکتیرانداز آمریکایی اشاره کرد که با استقبال و تحسین منتقدان و مخاطبان مواجه شد. او دیالوگ های معروف و ماندگاری را هم در فیلم هایش از خود به یادگار گذاشته است. در فیلم “پلهای مدیسون کانتی” جمله معروفی دارد که می گوید:
“رویاهای قدیمی رویاهای خوبی بودن. هیچوقت عملی نشدن، اما خوشحالم که داشتمشون.”یا در فیلم “گرن تورینو” می گوید:
“تا حالا دقت کردی هر چندوقت یکبار مسیرت به یکی میخوره که نباید سر به سرش بذاری؟ اون منم.” و در فیلم “خوب، بد، زشت” هم جمله معروفش این است:
“میدونی تو این دنیا دو جور آدم وجود داره دوست من؛ اونهایی که تفنگ پر دستشونه و اونهایی که زمین میکنن.”
سکانس سوم
خوب، بد، زشت…
“خوب، بد، زشت” فیلمی است که علاوه بر قصه، موسیقی بسیار معروفی هم دارد آن قدر که حتی اگر علاقمند به فیلم و سینمای وسترن هم نباشید؛ یا طولانی ترین سکانس این فیلم را دیده اید که از نماهای باز و لانگ شات ها به نماهای بسته و بسته تر، اکستریم کلوزآپ ها ختم می شود و یا لااقل موسیقی معروف متن را که در دیگر کارهای نمایشی استفاده می شود، شنیده اید.
آهنگ معروف این فیلم ساخته آهنگساز ایتالیایی، ” انیو موریکونه” است که به عنوان یکی از نمادینترین موسیقیهای تاریخ سینما شناخته می شود.
“موریکونه” در این اثر از صداهای مختلفی از جمله صدای سوت و انسان به عنوان ساز استفاده کرده که باعث نوآوری و تمایز این کار شده است. تم اصلی این موسیقی برای هر یک از سه شخصیت اصلی فیلم با سازهای متفاوتی اجرا میشود.
این موسیقی برای فضای باز و عناصر طبیعی تعریف شده است و به نوعی سادگی دارد اما در عین حال پر هیجان است و مرموز؛ فراز و فرود های آن درست شبیه به آرتیستی است که رل اول این فیلم را بازی می کند! کلینت ایستوود… موسیقی با نتی که هوشمندانه نوشته شده خوب می داند در کدام نقطه اوج بگیرد و جایگزینی مناسب برای آرتیست کم حرف فیلم شود تا مخاطب بدون ذره ای خستگی و دلزدگی از سکون و سکوت با سکانس های طولانی فیلم همراه شود.
ایستوود در این فیلم با بازی کمحرف و نگاههای نافذش، شخصیت پیچیده و مرموزی را به تصویر میکشد؛ بازیای که با حداقل دیالوگ به نقشی که برایش نوشته شده هویت میبخشد و نشان از توانایی بی نظیر او بر هنر بازیگری دارد.
سکانس چهارم
تجربه شغلهای عجیب و غریب
کلینت ایستوود تنها در زمینه هنرهای نمایشی مهارت ندارد او علاقمند به کسب تجربه در شغل های متفاوت بوده و از اینرو تعطیلات تابستانی را به فراگیری شغلهای متفاوتی مانند غریقنجات و آتشنشانی جنگل و… می گذراند.
او در زمینه غریق نجات مهارتی داشت که یکبار از مرگ حتمی نجاتش داد؛ سالها پیش زمانی که هواپیما دو موتوره اش در دریا سقوط کرد او مجبور شد تا ۵ کیلومتر را در دریایی شنا کند که پر از کوسه بود اما تمرکز او به هدف که چیزی جز رسیدن به ساحلی امن نبود باعث شد تا به حضور کوسه ها فکر نکند و با تمرکز و قدرت به مسیر و رسیدن به ساحل تلاش کند!
سکانس پنجم
دوری از میدان جنگ !
این هنرمند که در فیلم هایش تیرش به خطا نمی رود و مهارت خوبی در هفت تیر کشی دارد در زندگی واقعی اش آرام است و تمایلی به حضور در میدان نبرد نداشته تا جایی که ادامه تحصیل را بهانه می کند تا نیروهای ارتش از اعزام او به کره منصرف شوند!
حتی به روایت یکی ازهمکلاسیهایش در سال ۱۹۵۱ کلینت ایستوود برای حضور در نبرد به ارتش فراخوانده میشود اما نقشه ای می ریزد و با ذکاوتی که داشته خودش را عاشق دختر فرمانده پادگان نشان میدهد، فرمانده هم به او روی خوش نشان می دهد و دیگر خبری از اعزام او به مناطق جنگی نمی شود!
سکانس ششم
سه گانه جاودانه تاریخ سینما
اگر به سینمای وسترن علاقه مند باشید قطعا سهگانه وسترن “سرجیو لئونه” را تماشا کرده و میدانید که “کلینت ایستوود” نقش کابوی بینام و چیرهدستی در تیراندازی را بازی میکند که تیرش خطا نرفته و کسی از شر گلولههایش در امان نیست!
به روایتی “سرجیو لئونه” فکر ساخت فیلم “یک مشت دلار” را در سر داشته اما به دلیل کمبود بودجه تنها میتوانسته ۱۵ هزار دلار دستمزد برای هنرپیشه فیلم در نظر بگیرد حال اینکه در آن زمان دستمزد کلینت ایستوود نزدیک به ۲۵ هزار دلار بوده اما او با همان ۱۵ هزار دلار دستمزد موافقت می کند و فیلم ساخته می شود و در اکرانی موفق آن قدر نظر منتقدین سینمای وسترن را به خود جلب می کند که سهگانه وسترن “سرجیو لئونه” با بازی بینظیر کلینت ایستوود، به یکی از سهگانههای جاودانه تاریخ سینما تبدیل می شود.
او پس از موفقیت فیلم “یک مشت دلار” کارگردان با افزایش دستمزد بازیگرش مواجه می شود. ایستوود این بار شرط می کند تا اگر به او ۲۵۰ هزار دلار و یک خودروی مدل جدید فراری داده نشود، در فیلم “خوب، بد، زشت” حضور پیدا نکند!
سکانس هفتم
علاقه به موسیقی
او در جوانی پیانو می زد و البته طرفدار سبک جاز هم بود.
این هنرمند صدای خوبی هم دارد و سابقه خوانندگی اش به دهه ۶۰ میلادی می رسد که تکآهنگ “دختر ناشناس رویاهایم” را منتشر کرد.
او در سال ۲۰۰۱ هم آلبومی با اجرای زنده و همراهی چندین نوازنده جاز به بازار داد.
این آلبوم طرفداران بسیاری پیدا کرد و در میان علاقهمندان موسیقی جاز محبوب شد.
سکانس هشتم
وقتی آقای بازیگر سیاستمدار می شود
و سیاست،تنها گزینه ای که ارتباطی با هنر ندارد اما این هنرمند را هم مانند بسیاری از هنرمندان دیگری که تشنه قدرت بودند وسوسه کرد و به دنیای سیاست کشاند.
ایستوود از هر فرصتی برای فعالیتهای سیاسی و پشتیبانی از کاندیداهای ریاستجمهوری آمریکا استفاده میکند.
او در حمایت از “باراک اوباما” در سال ۲۰۱۲ سخنرانی پرشوری در یکی از کمپینهای تبلیغاتی در حمایت از او داشته است.
جالب اینجاست که در این مراسم اصلا “باراک اوباما” حضور نداشت!
اما ایستوود در اقدامی نمایشی یک صندلی خالی کنار تریبوناش گذاشته بود تا نمادی از حضور “اومابا” در این سخنرانی باشد!
او پیش از این یک بار شهردار هم شده است.
این هنرمند پر تلاش شهردار شهری با نام کارمل بای د سی (Carmel By The Sea) در ایالت کالیفرنیا شد که ۴ هزار نفر جمعیت دارد. در آن زمان شورای شهر به فروشندگان غذاهای فستفودی و بستنیفروشها اجازه فعالیت نمیداد اما با شهردار شدن این هنرمند راه برای بستنی و غذاهای فستفودی هموار شد.
سکانس نهم
دریافت جایزه جان فورد
این بازيگر و كارگردان سرشناس آمريكایی با آنکه هیچگاه در فیلم های “جان فورد” که خودش مظهری از سینمای وسترن بود بازی نکرد اما برنده نخستین جايزه سمپوزيم فيلم “جان فورد” شد.
این جايزه به كارگردانان منتخب پيرو نگرش و شخصيت “جان فورد” اهدا می شود.
آكادمی فيلم و تلويزيون ايرلند كه متشكل از متخصصان برجسته بينالمللی است، هر ساله يک فيلمساز معاصر را برای دريافت جايزه “جان فورد” انتخاب می كنند.
جان فورد به عنوان کارگردان افسانه ای آمریکا شناخته می شود و ركورد او در كسب ۴ جايزه اسكار بهترين كارگردانی همچنان دست نيافتنی است.
ايستوود پس از دريافت جايزه “جان فورد” گفت: “دريافت اين جايزه امتياز بزرگی محسوب می شود و هرگونه وابستگی با جان فورد رويای كارگردانان است و بی شک او يكی از پيشتازان فيلمسازی آمريكاست و من در فيلمهای او رشد كردم.”
“کلینت ایستوود” یکی از بازیگران برجسته و تاثیرگذار سینماست که با سبک بازیگری کمحرف، طبیعی و بیادعا شناخته میشود. امضای کار او در بازیگری، تواناییاش در خلق شخصیتهایی با عمق روانشناختی بالا و بیانی ساده اما در عین حال تاثیرگذار است. چهره او سرد است و سنگی و معمولاً از دیالوگهای کوتاه و نگاههای معناداری استفاده میکند تا احساسات و انگیزههای قهرمان های فیلم را منتقل کند. این سبک بازی باعث میشود حضور او روی پرده سینما ماندگار و ملموس باشد.
در سال ۲۰۱۶ ایستوود مصاحبهای با پایگاه خبری اسکوایر (Esquire)، انجام داد و گفت:
درواقع این ذهن است که شما را دچار محدودیتهای سنی میکند و تا زمانی که فکر کنید جوان هستید، جوان باقی خواهید ماند. او گفت هرگز اجازه نمیدهم پیری بر من غلبه کند و درهای ورود پیری به وجودم را همیشه بسته نگه می دارم.”













آخرین نظرات: