پیش تر گفتیم تنها و تنها با ابزار و دانش سواد رسانهای است که می توانیم سِره را از ناسِره تشخیص دهیم، بفهمیم چه چیزی حق و واقع است و چه چیزی حقیقتنما و شبهواقعیت؛ با این فن و هنر و علم است که میتوانیم از بمباران رسانهای و تهاجم اطلاعاتی نجات یابیم و به خبردرمانی و تفکر تزریقی مبتلا نشویم.
در واقع سواد رسانهای به افراد جامعه کمک کند تا:
- چگونگی ایجاد پیامهای رسانهای را درک کنند.
- از رسانه ها عاقلانه، هدفمند، با مدیریت، برنامه ریزي و به طور مؤثر استفاده کنند.
- آنچه که رسانهها میخواهند ما را به باور آن برسانند تشخیص دهند.
- تعصبات، جریان سازیها، اطلاعات غلط و دروغهای رسانهای را درک کنند.
- قسمتی از داستان که کتمان میشود را کشف کنند.
- پیامهای رسانهای را براساس تجربیات خود، باورها و ارزشهایشان ارزیابی کنند.
- از جهان متکثر و متنوع فرهنگی آگاه شوند و دیدگاه هاي مختلف را ارج نهند.
- پیامهای رسانهای خود را طراحی، ایجاد و توزیع کنند.
به علاوه آموزش سواد رسانهای به رشد تفکر انتقادی، مشارکت فعال افراد در جامعه، توسعهی همه جانبه و تبلور فرهنگی کمک میکند. سواد رسانهای به وسیلهی قدرتمند کردن افراد در دسترسی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و ایجاد رسانه آزادی میآفریند و مسیر دموکراسی یا مردم سالاری و مدنیت را هموارتر میکند. پژوهشگران به این نتیجه دست یافتهاند که آموزش سواد رسانهای یک ابزار مهم برای مقابله با مصرفزدگی (خریدهای هیجانی و هزینهکردنهای نابجا)، مخدرها، خشونت، نژادپرستی، انفعال اجتماعی و تبعیض است یا در واقع یکی از مهمترین مهارتهای زندگی کردن؛
در واقع بدون توانایی و دانایی سواد رسانه، افراد به ارزش انسانی و یا شهروندی در یک جامعهی دموکراتیک یا مردم سالار نخواهند رسید. یکان یکان جامعه باید به اندازهی سواد خواندن، سواد ریاضی و سواد تکنولوژیک، بر سواد رسانهای نیز تسلط داشته باشند تا علاوه بر اینکه بدانند وقت ارزشمند زیستن خود را چرا، چهطور، و برای چه رسانههایی بگذارند، رکن چهارم دموکراسی و مظهر مدنیت را در جامعهی خود رشد دهند و آگاهی و دانائیت را بر جهل و تعصب پیروز گردانند.




آخرین نظرات: