یکی از معدود باغ های دوران قاجار در محله ده ونک همچون گوهری در دلِ شهرِ دود زده تهران خودنمایی می کند.
حکایتش، حکایت همان تک درختی است که تک و تنها میان کویر گیر افتاده اما اگر از دریچه ای دیگر بنگریم میان کویر خودنمایی می کند.
این باغ یکی از معدود باغ های برجا مانده از ده ونک است که از کلنگ بساز و بفروش ها در امان مانده و لا به لای ساخت و سازهای محله ای قدیمی به نوعی گمشده است!
بهشت گمشده ای که به جشنواره لاله های رنگارنگش در فصل بهار معروف است و محلی ها کماکان آن را باغ مستوفی صدا می زنند. هر چند در سال ۹۲ به نام “مهندس علی محمد مختاری” نامگذاری شده اما این بهشت زیبا را محلی ها و قدیمی ها باغ مستوفی و مردم دیگر محله های تهران هم با نام “باغ ایرانی” می شناسند.
اینکه نامگذاری این مکان هم مانند دیگر اماکن و خیابان های شهر بدون نظر سنجی و رضایتمندی مردم آن محله انجام می شود هم خود نکته ای حائز اهمیتی است که امیدواریم در آینده ای نزدیک با نگاهی مسئولانه تر و در نظر گرفتن حقوق شهروندی، این مشکل برطرف شود…
این باغ که یکی از بزرگترین باغ های دوران ناصری بوده متعلق به میرزا یوسف مستوفی الممالک؛ صدراعظم ناصرالدین شاه بوده است که آن را وقف استراحت مردمی کرده که به زیارت امامزاده داوود می رفتند تا بتوانند در مسیر رفت و برگشت از امامزاده در آنجا اتراق کنند.
این باغ با طراحی هایی که بر اساس الگوی باغ های ایرانی است با نام “باغ ایرانی” شناخته می شود؛ آبنماهای آن هم بر اساس نمونه باغ فین کاشان طراحی شده و زیبایی آن مردم را از گوشه و کنار پایتخت به سمت خود می کشاند.
تعریف باغ ایرانی
باغ ایرانی همانطور که از نامش پیداست مختص ایرانی هاست…
به این مفهوم که ایده و شکل و مختصات و مشخصاتش خلاقیتی از مردم این سرزمین است.
باغ ایرانی ترجمه کلمه لاتین Persian garden است و به آن پردیس یا فردوس هم گفته می شود. می توان گفت کلمه Paradise غربی ها هم به نوعی وام گرفته از پردیس ایرانیان است.
در حقیقت داشتن ۳ فاکتور باغ ایرانی را از باغ های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و حتی هندی متمایز می کند.
نخست این که در باغ های ایرانی مسیری به نام جوی آب ساخته می شدند و در واقع همه باغ های ایرانی محل گذر آب بوده اند.
دوم این که دور تا دور باغ های ایرانی را دیوار هایی بلند محصور می کنند تا به نوعی حریم خود را نسبت به فضاهای دیگر حفظ کرده باشند؛ و در پایان عمارت تابستانی( کوشک) و استخر آب در مرکز باغ ساخته می شده است.
صدایِ پای آب
به هر آبادانی در میهنمان می نگریم؛ ردِ پای قنات، این میراث ماندگار آبا و اجدادمان جلوه گری می کند.
جالب است بدانید که باغ های ایرانی در مسیر قنات ها شکل گرفته اند و نخستین نمونه های آنها در شیراز و کرمان(مانند باغ شازده کرمان) در مسیر خروجی قنات ها بوده اند.
به این ترتیب نکته ای که باغ های ایرانی را از نمونه های مشابه آنها در سراسر دنیا متمایز می کند؛ عبور جوی آب با نوایی دلنشین است که بی نظیر ترین سمفونی طبیعت است و سهراب سپهری هم از آن به عنوان “صدایِ پای آب” یاد می کند.
تعبیری منحصر به فرد که تنها می تواند کلام سهراب باشد…
باستان شناسان، ریشه مهندسی و ساخت همه باغ های ایرانی را باغ پاسارگاد در فارس می دانند.
به روایتی کوروش کبیر دستور طراحی و ساخت باغ پاسارگاد را صادر و حتی طراحی هندسی باغ و جای گذاری درختان را هم مشخص می کند.
از دوره هخامنشیان این مهندسی تعمیم داده می شود و سینه به سینه به دوران ساسانیان می رسد.
به نوعی که قدیمی ترین سند تصویری از نظم باغ های ایرانی که در دوره ساسانیان قابل مشاهده است در نقش برجسته طاق بستان به تصویر کشیده شده است.
ردپای فرش ایرانی در باغ ایرانی
اگر خوب به دست بافته های ایرانی در طرح ها و نقشه های شهرهای مختلف ایران بنگرید در می یابید که محوریت بسیاری از فرش های دستبافت “باغ” است و به لحاظ زیبایی شناسی و به شکلی هنرمندانه نقش هایی الوان از باغ با تعریفی که بافنده از طرح دارد قابل رویت است.
آرتور «اپهام پوپ»، مورخ آمریکایی آثار هنری ایران درباره نقش باغ در قالی ایرانی مینویسد: “باغ مهم ترین موضوع مورد علاقه ایرانی هاست و تقریباً در همه قالیهای ایرانی به شکلی شکوه مندانه و زنده به چشم میخورد.”






آخرین نظرات: