در 10 سال گذشته مفهوم «تسخیر سیاست گذاری» در ادبیات توسعه و علوم سیاسی کاربرد زیادی پیدا کرده است. مفاهیمی مانند فسادهای تنظیم شده و ارتباط آن با تسخیر نظارت و دزد سالاری، از مقولاتی است که در چارچوب تسخیر سایت گذاری مطرح می شود. البته این مفهوم در کشور ما هنوز به طور جدی در پژوهش های اصحاب علم سیاست و جامعه شناسی سیاسی مورد توجه قرار نگرفته است.
تسخیر سیاستگذاری پدیدهای ذاتاً سیاسی است و بر فرایندی دلالت دارد که طی آن سیاستهای عمومی بهطور پایدار و مدام از منافع عمومی فاصله میگیرند و بهسوی منافع گروههای ذینفع یا افراد خاص جهت مییابند. تسخیر نقطۀ مقابل سیاستگذاری فراگیر و منصفانه است، و همواره ارزشهای مرکزی دموکراتیک را تضعیف میکند. این مفهوم اولین بار در توصیف الگوهای گذار اقتصادی و سیاسی در شوروی و کشورهای اروپای شرقی وارد ادبیات علوم سیاسی شد. تسخیرکنندگانِ دولت الیگارشهایی بودند که با استفاده از ارتباطات شخصی با افراد و احزابِ صاحب قدرت سیاسی بر شکلگیری و طراحی سیاستها تأثیر میگذاشتند. سالهای اولیۀ گذار در شوروی را دورۀ «خانهبهدوشی نهادی» معرفی میکنند؛ بازنمایی وضعیتی که در آن افرادی بهطور استراتژیک بین بخشهای مختلف دولتی و خصوصی در رفتوآمد بودند تا جای مناسب را بهلحاظ دسترسی به امتیازات بیابند. این ایلهای نهادی وضعیت اولیۀ خود را به همایلیهای خود مدیوناند و به آنها وفادارند نه به موقعیتهای رسمی یا نهادهایی که با آنها در ارتباطاند. بدتخصیصی منابع، فعالیتهای رانتجویانه، بازتولید و تشدید نابرابریها، مسدود کردن روند اصلاحات، انداختن جوامع در دام چرخۀ فساد، و کاهش اعتبار و مشروعیت دولت از پیامدهای «تسخیر سیاستگذاری» است.
این کتاب که از سوی سازمان همکاری اقتصادی و توسعه منتشر شده است، توسط «رضا امیدی» ترجمه شده و نشر نی آن را به چاپ رسانده است.




آخرین نظرات: