فریاد و سیمای جنگ در قاب تصویرگری هنرمندان نقاش

تصویر مرجان داودی

مرجان داودی

سایه جنگ روی هر کشوری بیفتد؛ مردم واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند؛ یکی می گریزد و دیگری ماندن را به رفتن ترجیح می دهد.

عده ای از ترس همگام و همراه با دشمن می شوند و تعدادی دیگر روی آرمان ها و دفاع از سرزمینشان تا نفس های آخر می مانند و اما در این بین هنرمندان نقش مهمی را ایفا می کنند؛ آنها با نگاهی متفاوت از دریچه دوربین، تصاویر متفاوتی از جنگ را ثبت می کنند یا آهنگ می سازند و اشعار حماسی می خوانند؛ در کنارشان هم عده ای دیگر که سلاحی جز قلم ندارند نقاشی می کنند و یا می نویسند.

به هر تقدیر هر آنچه که با الهام از سیمایِ جنگ خلق می شود به غایت کلمه فریاد است؛ فریادی که نمادی است از بغض های فرو خورده مردم.

در جنگ های متفاوتی که در سراسر جهان شکل گرفته اند هنرمندان بزرگی از زوایه دوربین خودشان به وقایع جنگ پرداخته اند و همگام و همراه با درد و رنج مردم آثار بی نظیری را خلق کرده اند.

مهمترین آثار هنری را با توجه به شرایط این روزهای کشورمان که لحظه های سخت جنگ را پشت سر گذاشته و کماکان بوی باروت می دهد؛ بررسی کرده ایم.

قاب اول

امداد های غیبی

تابلوی “امدادهای غیبی” اثر “عبدالحمید قدیریان” است که در مهرماه ١٣٦٢ خلق شده است.

عناصر نمادین این تصویر مشهود اند و حق و ناحق با نماد هایی خاص مشخص شده اند؛ سمت ناحق و باطل، آدم هایی وحشت زده با صاعقه‌ای در آسمانی مشوش در حال نابودی و فناست و گروه حق که از دور پیدا شده‌اند، در بستری از رنگ آبی و با پرچمی سبز_آبی به سمت دشمن در حرکت هستند.

رنگ و آبی و سبز در سمت حق ریشه های مذهبی و عرفانی و آسمانی دارد و به نوعی بشارت بهشت است. آسمان در ادبیات دفاع مقدس مضمونی دینی دارد و نشان از عروج و شهادت است.

قاب دوم

مقاومت

تابلوی “مقاومت” اثر “مصطفی گودرزی دیباج” است که در سال ۱۳۶۵ خلق شده است، این تصویر را منتسب به شهید “حسین فهمیده” می دانند که در خط طلایی تصویر است و در دشتی پر از گل پای برهنه ایستاده، با سربندی قرمز و دست‌هایی خالی.

او یکه و تنهاست و نیمی از قاب قدرت حضور اوست که نگاه مخاطب را به سمتش معطوف می کند. با دستانی خالی چند نارنجک به کمر خود بسته و زیر پایش دشت پر از گل است و بالای سرش هم آسمان آبی.

به کار بردن رنگ های قرمز خالص در این تصویر و آسمان آبی بالای سرش شهادت طلبی و عروج اوست‌ در حالیکه رو به روی او ردیف تانک‌های دشمن دیده می‌شوند.

قاب سوم

نبرد چشمه در شب

“ایوان آیوازوفسکی” تابلوی “نبرد چشمه در شب” را در قرن ۱۹ خلق کرده است.

یک تابلوی آهنگین و پرصلابت با ضری قلمو های تند و تیز..‌.

و رنگ های غالبا تیره که قرمز آتشین در میانه هایش جلوه گری می کند.

نبرد دریایی “چشمه” میان دو امپراطوری است که قوای دریایی امپراطوری‌ روسیه با امپراطوری عثمانی در قرن هیجدهم می جنگند.

این نبرد با شکست سنگین عثمانی به پایان می رسد و باعث برتری نظامی روسیه در دریای اژه می شود.

“آیوازوفسکی” نقاش روسی این تابلو را در سبک رمانتیک به تصویر کشیده؛ هنرمندی که در به تصویر کشیدن منظره‌های دریایی شهرت بسیاری دارد.

این نقاشی دلهره آور، لحظه ای پرتلاطم از کشتی‌های جنگی را رقم زده که شعله ور شده اند آن هم در بستر دریایی آرام و شبی مهتابی؛ تضادی خیره کننده که جلوه ای بی نظیر دارد.

قاب چهارم

سوم ماه مه ۱۸۰۸

این نقاشی فریاد جنگ است. گویی شباهت عجیبی بین این تصویر و تابلوی “جیغ” اثر “ادوارد مونک” وجود دارد که با رشته هایی نامرئی بهم متصل شدند. فریاد و جیغی که آوار بر سر مردم بی گناهی هستند که به خاک و خون کشیده شدند. این تصویر گویا ترین تصویر جنگ است که “فرانسیسکو گویا” آن را خلق کرده و به شکل شگفت انگیزی مخاطب را جذب می کند.

این تصویر مربوط به جنگ میان اسپانیا و فرانسه است. زمانی که سربازان ناپلئون شهروندان خشمگینی را که سلاحی به جز سنگ و چاقو نداشتند بر روی تپه “پیو” در اسپانیا اعدام می کند.

گویا او با ثبت این صحنه بی نظیر خواسته تا روحیه آزادی خواهی اسپانیایی ها را زنده نگه دارد و روایتگر مقاومت و ایستادگی مردم اسپانیا در برابر اشغالگری ناپلئون باشد.

این قاب ساده است با آدم های معمولی؛ اما مملو از حس وطن پرستی و جان دادن در راه آزادی و استقلال است؛ هر چند پیروز این صحنه نیرو‌های اشغالگر هستند، اما در نقطه طلایی تصویر مردی با پیراهن سپید که نشان از مرگ و آزادی است با آغوش باز به استقبال مرگ رفته.

او پیروز میدان است چرا که در جنگ با خود به رستگاری رسیده است.

قاب پنجم

گرنیکا

از این تصویر می توان به عنوان مشهورترین تابلو “پیکاسو” نام برد.

معروف ترین نقاشی ضدجنگ در قرن بیستم که تحت تاثیر وقایع جنگ داخلی اسپانیاست.

هنگامی که هواپیما‌های آلمان نازی شهر “گوئرنیکا” یا “گرنیکا” را با دو ساعت بمباران تبدیل به ویرانه کردند.

“پیکاسو” این نقاشی را در سبک کوبیسم کشیده با ابعادی بزرگ تا روایتگر حماسه ای باشد که با درد و رنج و بغض همراه است. او وحشت و اندوه ناشی از این خشونت وحشیانه را با دست و پا‌های قطع شده و مادری که برای کودک مرده‌اش شیون می‌کند را به تصویر کشیده است.

قاب آخر

سیمایِ جنگ

نقاشی معروف “سیمای جنگ” یکی از معروف ترین آثار”سالوادور دالی” است که بین پایان جنگ داخلی اسپانیا و آغاز جنگ جهانی دوم کشیده شد. این نقاشی تصویری بزرگ از سرِ یک انسان است؛ چیزی شبیه به جمجمه اما حالتش استخوانی نیست؛ بیشتر شبیه جسمی می ماند که روح ندارد!

در حفره دهان و چشم‌هایش صورتک هایی است که گویی تا بینهایت تکرار می شوند و مارهایی گزنده که در اطراف سر قرار دارند. در گوشه سمت راست نقاشی رد دستی وجود دارد که به‌گفته “دالی” جای دست خودش است.

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط